وبلاگ آموزشي و پژوهشي روانپزشكي

ارائه اطلاعات لازم و كاربردي براي دانش آموختگان و دانشجويان پزشكي

شاید بتوان گفت طرحواره یک بسته حافظه ای ست که محتوای آن را آموزه های فرد در طول زمان شکل می دهد.

باید توجه داشت که در روند پدیدایی طرحواره ها عواملی مثل بنیادهای زیستی فرد و عوامل مربوط به محیط تربیتی او مثل محیط خانواده، فرهنگ، تجارب وی در فرایند رشد، رخدادهای بزرگ و . . . تاثیر می گذارند.

این بسته حافظه ای مثل یک فیلتر بزرگ و پیچیده بر سر راه اطلاعات ورودی به حافظه و همچنین اطلاعات موجود در حافظه عمل کرده و با سرند، دسته بندی، و سازمان دهی، شکل گیری معانی جدید را در ذهن ممکن می سازد.

طرحواره ها فراتر از یک باورند آنها ما را برای مقوله بندی اطلاعات و پیش بینی رخدادها توانا می سازند.

یک طرحواره در برگیرنده مجموعه ای از خاطرات، هیجانها، حسهای بدنی و شناختارهاست.

ویژگی مقاوم بودن و سخت جانی طرحواره ها آنها را در صدر فهرست چالشهای کسانی می گذارد که در حرفه شان با ” تغییر ” سر و کار دارند.

طرح واره ها تاثيرات خود را در افكار،احساسات و رفتار هاي فرد در طول زندگي اش نشان مي دهند. چنانچه نيازهاي اوليه كودك برآورده شود فرد تصاوير مثبتي در باره ديگران،خودشان و جهان شكل مي دهند. اما يانگ واژه طرح واره را براي طرح واره هاي ناسازگار بكار مي برد. اين طرح واره ها در صورت برآورده نشدن نيازهاي اساسي كودك در روند رشد شكل مي گيرند. اين نياز هاي اساسي عبارتند از

امنيت: كودك بايد بتواند به يك فرد فابل اعتماد وابسته شود و در يك محيط امين رشد نمايد

ارتباط با ديگران:كودك بايد احساس كند با ديگران متصل است و مي تواند افكار،احساسات و تجارب خود را با آنها در ميان بگذارد

خودمختاري: كودك بايد در محيط امن ياد بگيرد تا بتديج با تجربه دنياي پيرامون خود به خود مختاري و خود گرداني برسد،مراقبين بايد بتدريج اين امكان را براي كودك فراهم كنند.

احترام به خود:كودك برا ي شكل گيري يك حس قوي خود باوري بايد بتواند به خودش احترام گذاشته و براي خودش ارزش قائل شود. آنها بايد به توانايي ها و قابليت هاي خود افتخار كنند.

خود ابرازي:كودك بايد بتواند و ياد بگيرد تا احساسات و نظرات خود را بدون قوائد سخت گيرانه ابراز كند

محدوديت هاي منطقي: به منظور زندگي در جامعه كودك بايد قوائد مشخصي را ياد بگيرد،كودك بايد ياد بگيرد كه چه زمان و به چه صورت نياز به خود ابرازي و خود مختاريش را مهار كند. كودك بايد ياد بگيرد چگونه محدوديت ها را تحمل كند.


برچسب‌ها: طرح واره چيست, نيازهاي اوليه اساسي كودك
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم آذر 1393ساعت 0:3  توسط دکتر حمید رضا ارشدی  | 

درمان اختلال شخصيت مرزي شامل درمان هاي دارويي و درمان هاي كلامي يا روان درماني است.لازم به ذكر است درمان هاي دارويي تاثير كمي داشته و بيشتر براي كنترل علائم اين اختلال شامل بي ثباتي هيجاني،تكانشگري،پرخاشگري و تمايلات خود زني و خودكشي بكار مي آيد ولي تاثيري روي كنترل نحوه تفكر كه پايه اصلي اين اختلال است ندارد،براي كنترل آن بايد از روان درماني استفاده كرد كه گرچه دير جواب ميده ولي تنها راه چاره اين بيماران است.

 

نكته مهم اين است كه روان درماني بايد توسط درمانگر متبحر در اين خصوص صورت گيرد كه نه تنها آگاهي كامل و درستي از ريشه هاي رفتاري اين بيماران داشته باشد بلكه تسلط مناسبي بر تكانه ها و هيجانات خود داشته باشد و بتواند در سير درمان ثابت قدم باشد،چرا كه در غير اين صورت به علت ايجاد احساس طرد شدگي و بدرفتاري باعث تشديد مشكلات بيمار مي شود.

الگوهاي متعددي براي درمان اين اختلال معرفي شده است كه ضروري است درمانگر از طريق الگوي مناسب و با تسلط كامل وارد درمان شود. درمان هاي روان درماني به بيمار كمك مي كند تا به ادراك دقيق و عميقي از احساسات،افكار و رفتارهاي خود پي ببرد تا بتواند با تاكيد بر اينجا و اكنون از اسارت هاي گذشته رها شود. نكته مهم اين است كه رابطه درماني قوي بين بيمار و درمانگر شكل گيرد. اين احتمال وجود دارد كه بيمار در ابتداي درمان و حتي در سير درمان احساس آسيب پذير بودن،وحشت،خشم يا اضطراب كند. بيمار ياد مي گيرد بتدريج روي دردهاي هيجاني اش تمركز كند و با كمك درمانگر با آنها مواجه شود و با آگاهي دقيق از ريشه هاي رفتاري اش بتدريج از اسارت هاي قديمي اش رها شود.

اما نكته مهم اين است كه بيمار خود را براي درمان آماده كند،معمولا در ابتداي درمان فشار زيادي را متحمل مي شود،اما درمان گر كارآزموده به بيمار كمك مي كند تا از اين مرحله بگذرد،همچنين گاه درمان نوسان دارد بطوري كه بيمار پس از چند جلسه بهبودي ممكن است پسرفت داشته باشد.

سبك هاي متفاوت روان درماني شامل موارد زير است

1-درمان هاي روان تحليلي: كاوش تجربه هاي دوران كودكي،درك هيجانات دشوار و دردناك،تاثير آنها روي رفتارهاي فعلي،تحليل رابطه بيمار و درمانگر(حداقل هفته اي يك جلسه بمدت دوسال)

2- درمان شناختي رفتاري:به ارتباط افكار ،احساسات و رفتار هاي بيمار در بستر اتفاقات فعاي مي پردازد و توجه اي به ريشه يابي در تجارب دوران كودكي ندارد، تلاش درمانگر و بيمار در جهت  شناسايي كارآمد بودن يا ناكارامد بودن افكار بيمار واحساسات بيمار و پيدا كردن رفتارهاي مناسب تر در وي است،درمانگر به بيمار تكليف هاي خانگي مي دهد كه در جلسات به بررسي آنها مي پردازد.(حداقل هفته اي دوجلسه بمدت 20 جلسه و سپس جلسات گاه گاهي) اين الگو توسط آئورن تي بك  در 1964 پايه ريزي شد.

3- درمان شناختي تحليلي: فهم الگوهاي بي حاصل رفتاري كه باعث مشكلات فردي مي شود، يافتن راه كار هاي كمك كننده ي جايگزين براي مقابله با مشكلات هيجاني،اين الگو توسط آنتوني ريل در 1980 پايه ريزي شد.(حداقل هفته اي يك جلسه بمدت دوسال)

 4-درمان رفتاري ديالكتيك: يادگيري مهارت هاي جديد براي كنترل و مقابله با رفتارها و هيجانات مشكل ساز و دردناك كه شامل هوشياري فراگير، تنظيم هيجاني، تحمل آشفتگي، كارا بودن در روابط بين فردي (حداقل هفته اي يك جلسه بمدت دوسال بصورت فردي و گروهي همراه با مشاوره تلفني).اين الگو توسط مارشا لينهان در 1990 پايه ريزي شد.

 5-طرح واره درماني: كانون توجه شناسايي طرح واره هاي ناسازگار،سبك هاي مقابله اي و ذهنيت طرح واره اي فرد است،طرح واره ها باورهايي هستند كه فرد در تحليل خود و پيرامون خود بكار مي برد،الگوهايي كه در دوران كودكي پذيرفته و بدون بررسي صحت آن در تمام عمر تكرارش مي كند. 18 طرح واره،3 سبك مقابله هاي و 14 ذهنيت مطرح شده است كه از آن ميان طرح واره هاي محروميت هيجاني،طرد،بدرفتاري،نقص و شرم،شكيت،اطاعت،تنبيه بيشتر از همه و از بين ذهنيت ها ذهنيت كودك رها شده،كودك عصباني و غضبناك،والد تنبيه گر،ذهنيت تسكين دهنده بي تفاوت مد نظر درمان قرار مي گيرد و درمانگر با استفاده از تكنيك هاي شناخني،تجربي و رفتاري و با بكار گيري از الگوي باز والديني حد و مرز دار به بيمار كمك مي كند تا الگوي هاي انديشه پردازي،احساسي و رفتاري درمانگر را در درونش نهادينه كند. اين الگو كه توسط جفري يانگ در 1994 مطرح شد شامل جلسات هفته اي بمدت يك تا دو سال همراه با  تماس هاي تلفني است

6- خانواده درماني:در اين درمان نظام خانواده بعنوان يك كل و نه تنها بيمار هدف درمان قرار مي گيرد. اين الگو توسط گرگوري بتسون در 1960 معرفي شده است.

7- درمان هاي جامعه مدار 8-گروه هاي حمايتي 9- هنر درماني10-نمايش درماني 11-سايكودرام 


برچسب‌ها: درمان اختلال شخصيت مرزي
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393ساعت 0:12  توسط دکتر حمید رضا ارشدی  | 

ن پست رو براي اين گذاشتم كه نشان دهم افراد مبتلا به اين اختلال مي توانند در زندگي به موفقيت هايي دست پيدا كنند، اين بيماران از گنجينه غني احساسي برخوردارند و بسيار خلاق هستند لذا مي توانند از اين توانايي هاي خود براي موفقيت استفاده كنند مخصوصا چنانجه مسير درمان را براي چاره انديشي بي ثباتي هاي احساسي،رفتاري و ارتباطي شان طي كنند.

1- پرنسس دايانا همسر شاهزاده انگلستان

2-مرلين مونرو هنرپيشه قديمي هالي وود

3-سوزانا كيسان نويسنده ادبي كه رمان دختر رها شده وي بصورت فيلم در آمد

 4- لورنس عربستان كه از روي زندگي وي فيلم لورنس عربستان توسط ديويد لين ساخته شده است،وي انگليسي الاصل بوده و به دليل كارهاي زيادي كه در خاور ميانه انجام داده است شناحته مي شود

 


برچسب‌ها: افراد معروف مبتلا به اختلال شخصيت مرزي
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم آذر 1393ساعت 11:2  توسط دکتر حمید رضا ارشدی  | 

البته تشخيص اختلال شخصيت مرزي بايستي توسط روانپزشك و در طي يك مصاحبه باليني داده شود ولي در زير سئوالاتي را آورده ام كه شايد به شما كمك كند،لازم به ذكر است كه ضرورتا تمامي اين سئوالات در مورد شما ممكن است صدق نكند

 

1- دائما احساس اضطراب مي كنم

2- غالبا خلق پائيني دارم و احساس اندوه مي كنم

3- بكررات احساس نوسانات خلقي دارم و حالات روحي ام در طي روز عوض مي شود

4- مكررا دچار حملات خشم،ناكامي و گناه مي شوم

5- نوسانات خشم و سكون(آرامش) دارم

6-در اوج شادي و شعف بدون دليل واضحي دچار احساس نا اميدي و اندوه مي كنم

7-احساس ميكنم مردم من را دوست تدارتد

8- احساس مي كنم مردم بر عليه من هستند

9-مردم به من مي گويند رفتار هاي آنها را سوء تعبير مي كنيم

10-من باور ها و عقايدي دارم كه ديگران شبيه آن  ها را تجربه نكرده اند

11- در اوج پريشاني احساس سوء ظن و بدگماني به ديگران دارم

12-گاه احساس گيجي، منگي و غير واقعي بودن مي كنم

13-من پرخوري ميكنم

14-با سرعت زياد رانندگي مي كنم

15-من زياد پول خرج مي كنم

16-مرتب قمار ميكنم آن هم با پول زياد

17-گاهي وقت ها بي اختيار دزدي مي كنم

18-من الكل زياد مصرف مي كنم

19-من مواد مخدر مصرف مي كنم

20-من روابط جتسي بي مهابا انجام ميدهم

21-من دائما احساس بي قراري ميكنم

22-هميشه احساس مي كنم بي حوصله ام

23-در حضور ديگران احساس  گيجي و سردرگمي مي كنم

24- از تنها بودن هراس دارم

25-دائما احساس پوچي ميكنم

26-حاضرم دست به هر كاري بزنم كه تنها نباشم

27- به سختي مي توانم خودم را آرام و راحت نگه دارم

28-من تلاش براي خود كشي كرده ام

30-من به خودم آسيب رسانده ام و خود زني كرده ام

31-گاهي ديگران را تهديد به خودكشي كرده ام

32-گاهي ديگران را تهديد به ديگر كشي كرده ام

33- گاهي وسايل خانه را ازفرط عصبانيت شكسته ام

34- گاه به نزديكانم حمله كرده ام

35-وقتي كساني كه دوستشان دارم قصد ترك من را داشته باشند بشدت عصباني ميشوم و هر كاري ميكنم تا ماتع رفتنشان شوم

36-نگرانم كه ديگران روزي من را رها كنند و بروند

37-از طرد شدن وحشت دارم

38-من براي حمايت هيجاني و عاطفي خيلي به ديگران نيازمندم

39-به ديگران تكيه ميكنم تا جاي من تصميم بگيرند

40- من از تائيد نشدن و مخالفت ديگران مي ترسم

41-من تاريخچه اي از روابط طوفاني و آشوبناك با ديگران دارم

42-با افرادي كه با آنها كار مي كردم مشكل دارم

43- من مي توانم خيلي سريع به كسي دل ببندم و خيلي سريع متنفر شوم

44-به نظر من هيچ حد فاصلي وجود ندارد مردم يا خوبند يا بد

45-اطرافيانم اعتقاد دارند كه من ديگران را به خاطر مشكلات خودم مقصر مي دانم و سرزنش مي كنم

46- من در روابط نزديكم بسرعت دچار احساس ابهام در رفتار فرد مي شوم

47-من نسبت به اتفاقات محيط اطرافم بشدت حساس هستم و سريع واكنش نشان مي دهم

48- زماني كه احساس مي كنم تحت فشار رواني هستم به خودم آسيب مي رسانم

49-وقتي به خودم آسيب ميزنم احساس آرامش و تسكين ميكنم

50-وقتي به خودم آسيب ميزنم احساس گناه كاري و بد بودن مي كنم

51-وقتي نتوانم با احساساتم كنار بيايم و يا مقابله كنم به خودم آسيب مي رسانم

52-وقتي به خودم آسيب مي رسانم لزوما قصد مردن ندارم

53-من درمقابل وقايع كوچك نيز احساس خشم غير قابل كنترل دارم

54-براي من كنترل عصبانيتم سخت است

55-من به دليل خشم زياد مرتكب جرم شده ام

56-احساس شرارت و بدي مي كنم

57-قادر به كنترل خودم تيستم

58-احساس شرم و گناه ميكنم

59-احساس ميكنم زشت و فاقد جذابت هستم

60-احساس ميكنم نمي توان به ديگران اعتماد كنم

61-از خودم متفر هستم و فكر ميكنم ديگران نيز از من متنفر هستند

62-احساس ميكنم هيچ كاري را به خوبي انجام نمي دهم

63-من به دتبال تائيد ديگران هستم 


برچسب‌ها: تشخيص اختلال شخصيت مرزي, اختلال شخصيت مرزي
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم آذر 1393ساعت 15:1  توسط دکتر حمید رضا ارشدی  | 

من مبتلا به اختلال شخصيت مرزي نيستم و قطعا بدرستي نمي توانم احساس واقعي اين افراد را درك كنم،اما آنچه مي گويم از تجربه 16 ساله ام با اين بيماران است،احساس يك بيمار مبتلا به اين اختلال حقيقتا به كلام نمي آيد و گاه خود اين بيماران نيز در بيان احساس واقعي خود مشكل دارند.

 

نوسان احساسي كه بسرعت و بشدت اوج مي گيرد و گاه خشمگين،گاه غمگين،گاه مضطرب،گاه وحشت زده،گاه نا اميد و گاه همراه با احساس گناه كار ي و خود ملامت گري است، احساسي كه در طي روز و با كوچكترين رخدادي تغيير مي كند. بشدت احساس طرد شدگي مي كنند و در نگراني شديد از طرد شدن قرار دارند،احساس پوچي،بي ارزشي در بستر بي اعتماد به نفسي همراه هميشگي اين بيماران است،زندگي خود را بي هدف مي بينند و بشدت بي حوصله اند.

و متاسفانه علي رغم اين همه احساس ناخوشايند دروني مورد قضاوت چه از طرف خانواده، دوستان و نزديكان و چه از طرف پرسنل بهداشتي و درماني مثل روانشناس،مشاور و روانپزشك قرار مي گيرند.

معمولا مارك توجه طلب، غير قابل علاج، بد ، ديوانه، محتاج،نيازمند، كسي كه لياقت درمان را تدارد،بي كفايت،بد قلق، خود خواه، خود محور، ضعيف و درد سر ساز را دريافت مي كنند.

 


برچسب‌ها: اختلال شخصيت مرزي
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آذر 1393ساعت 21:15  توسط دکتر حمید رضا ارشدی  | 

قبل از اين كه در رابطه با اختلال شخصيت و همچنين اختلال شخصيت مرزي صحبت كنيم ضروري است مفهوم شخصيت را بشناسيم

 

شخصيت در اصلاح لاتين personality ناميده مي شود كه اشاره به پرسونا يا همان نقابي دارد كه هنرپيشه هاي يوناني هنگام ايفاي نقش به چهره مي زدند. در حقيقت شخصيت به الگوي رفتاري،منش ، خلق و خو،نگرش ها و نحوه ادراك ما از خودمان (شامل ويژگي ها، نقاط قوت و نقاط ضعف) و پيرامون مان اشاره دارد و روي نحوه كنار آمدن و تعامل ما با ديگران اثر مي گذارد. الگويي منحصر به فرد كه تعريف كننده ماست و در سير زمان قابليت تغيير ولو اندك را دارد.

مورفي معتقد است كه احساس ما از خودمان و استنباط مان در اين خصوص كه چه كسي هستيم از 3 مولفه اساسي تشكيل شده است 1- خود انگاره 2-عزت نفس يا احترام به خويش و 3- خود آرماني

خود انگاره: خود انگاره به اين معني است كه خودمان را چگونه توصيف مي كنيم و فكر مي كنيم چه طور آدمي هستيم. دو شيوه كلي براي اين منظور وجود دارد 1- نقش هاي اجتماعي 2- صفات شخصيتي

منظور از نقش هاي اجتماعي همان نقش هايي است كه در جامعه بازي مي كنيم به عنوان فرزند،همسر،مادر ، پرستار  و يا معلم.براي شناسايي خود انگاره خود بايد خود را در نقش هاي متفاوتي كه در زندگي بازي مي كنيم شناسايي كنيم و خود را در آن نقش ها تفسير كنيم،البته گاه تعريف درستي از خودمان در نقش هاي مختلف نداريم . ضروري است بيننده نقادي از خود باشيم و نظر ديگران را نيز جويا باشيم.

صفات شخصيتي نيز بيانگر منش و رفتار ماست. همچنين براي شناسايي دقيق خود انگاره خود بايد به تبيين خود از ظاهر فيزيكي مان توجه كنيم اين كه خود را زشت يا زيبا مي بينيم،چاق ،لاغر، قد بلند يا قد كوتاه هستيم.

بر اساس آنچه گفته شد مي توانيد قدري در رابطه با خود انگاره تان(يا به بياني خود واقعي تان) بنويسيد.......

عزت نفس: به معناي قضاوت كردن يا داوري كردن در رابطه با خود است، اين كه خود را فردي ارزشمند ميدانيم يا خير؟ايا ديدگاه مثبتي نسبت به خود داريد يا خير؟ به بياني چقدر خود را دوست داريد ،مي پذيريد و خويشتن خويش را تائيد مي كنيد؟ آيا خود را لايق شادي و عشق مي دانيد؟

عزت نفس ما تحت تاثير رفتارهايي كه از كودكي با ما شده است رشد مي كند،پدر ،مادر،خواهر و برادرانمان،ساير افراد مهم زندگي مان،معلمين،دوستان،عوامل نژادي،قومي در اين خصوص نقش بسيار مهمي دارند.

 حال با توجه به موارد مطرح شده عزت نفس خود را چكونه ارزيابي مي كنيد و نقش چه عواملي را در شكل گيري آن مهم مي دانيد؟

خود آرماني :منظور از خود آرماني همان شخصيتي است كه دوست داريم باشيم كه شامل رويا ها، جاه طلبي ها و باور هاي ما در مورد خود ايده آل مان است كه شباهت زيادي به شخصيت هاي ايده آل مان يا جنبه هايي از آن ها دارد. هر چقدر فاصله بيشتري بين خود انگاره(خود واقعي) و خود آرماني مان وجود داشته باشد، عزت نفس ما پاپين تر خواهد بود.

البته عواملي مثل ژنيتيك، جنسيت، ترتيب تولد و محيط زندگي را نيز بايد مد نظر قرار دهيم.

 


برچسب‌ها: شخصيت چيست
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آذر 1393ساعت 0:37  توسط دکتر حمید رضا ارشدی  | 

سئوالي كه اكثر مبتلايان به اختلال شخصيت مرزي و خانواده آنها پس از آگاهي از بيماري  از من ميپرسند اين است

چرا اين گونه شده ام؟ چرا اين گونه شده است؟

بهترين پاسخي كه مي توان به آنها داد كه غالبا متقاعد ترين پاسخ هم نيست، اين است كه اين اختلال در تعامل استعداد يا آسيب پذيري بيولوژيك فرد با عوامل روانشناختي و محيطي ايجاد مي شود!!

سئوالي كه بلافاصله براي آنها پيش مي آيد اين است كه چگونه وقتي مادر و پدرش و حتي مادر بزرگ و پدر بزرگش مبتلا به اين اختلال نبودند ميتوان به جنبه هاي بيولوژيك يا ژنيتيك اهميت داد؟

و همچنين منظور از عوامل محيطي و روانشناختي چيست و چگونه مي توان به آنها فكر كرد در حالي كه ساير خواهر و برادرانش كه در اين شرايط بزرگ شده اند دچار اين مشكل نشده اند

در خصوص نقش عوامل ژنيتيك نكنه قابل ذكر اين است با وجودي كه نقش عوامل ژنيتيك در مطالعات مختلف بين 40 تا 60 درصد گزارش شده است ولي هيچ ژن مشخصي براي اين اختلال شناخته نشده است بلكه اين عوامل خود را بصورت استعداد فرد براي عدم تحمل استرس نشان مي دهد كه در آن محور هيپوتالاموس-هيپوفيز-آدرنال نقش اساسي دارد ،همچنين اختلال در عملكرد فرونتوليمبيك و كاهش اندازه آميگدال و هيپوكامپ در بررسي هاي تصوير برداري مغز در اين بيماران نشان داده شده است.

اما در خصوص عوامل محيطي  و روان شناختي مي توان به عوامل مختلفي اشاره كرد. اين بيماران رخدادهاي بسياري را در زندگي خويش متحمل مي شوند مثل بي توجهي و مسامحه (92%)، سوء استفاده جنسي(40-70%)، سوء استفاده فيزيكي(25-73%)، بيماري و طلاق والدين، بيماري روانپزشكي و اعتياد در والدين

تجارب جفري يانگ نشان مي دهد كه چهار عامل در محيط خانوادگي در تعامل با عوامل ژنيتيك در شكل گيري اين اختلال نقش دارد

1-محيط خانوادگي نا امن و بي ثبات كه در آن فرد در دوران كودكي دچار بد رفتاري هاي جسمي و جنسي يا كلامي شده است.يا اينكه با خشم و خشونت شديدي با او برخورد شده است و يا ناظر بدرفتاري با ساير اعضاء خانواده بوده يا براي مدتهاي طولاني رها شده اند و احساس تنهايي كرده و يا با يك مراقب بد زندگي كرده در حالي كه مراقب ديگر با انكار شرايط آن را فراهم كرده است يا اين كه مراقب كودك فردي بي ثبات و غير قابل اطمينان ، دمدمي مزاج و مصرف كننده مواد بوده است.

2-محيط زندگي محروم ساز كه در محبت والدين،صميميت جسماني،همدلي، نزديكي و حمايت هيجاني،راهنمايي و محافظت يا ناكافي است و يا وجود ندارد بطوري كه كودك احساس تنهايي مي كند.

3- محيط زندگي بشدت تنبيه كننده يا طرد كننده كه در آن بويي از پذيرش، بخشش و محبت وجود ندارد. محيط حانوادگي طر كننده و انتقاد گرانه است به طوري كه در خانواده فرد بشدت مورد تنبيه قرار مي گيرند و مورد بخشش قرار نمي گيرند. تنبيه به گونه اي است كه فرد احساس بي ارزشي، شيطان صفتي و ناسالمي مي كند.

4- محيط زندگي خواستار اطاعت كه در آن نياز ها و احساسات كودك سركوب مي شود. كودك نبايد چيزي رت كه احساس مي كند بيان كمد،وقتي آسيب مي بيند نبايد گريه كند، وقتي كسي با او بدرفتاري مي كند عصباني نشود، چيزي را كه مي خواهد خواهش نكند.


برچسب‌ها: سبب شناسي احتلال شخصيت مرزي
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم آذر 1393ساعت 0:50  توسط دکتر حمید رضا ارشدی  | 

يك الگوي پايدار دربي ثباتي در روابط بين حرفي، خود انگاره،عواطف و تكانشگري بارز كه در اوايل بزرگسالي شروع شده و در حيطه هاي مختلف زندگي فرد خود را نشان مي دهد كه با وجود حداقل پنج علامت زير مشحص مي شود

1- تلاش‌هاي ديوانه‌وار براي جلوگيري از ترک شدن واقعي يا خيالي(اين تلاش ها  نبايد شامل اقدام به خودكشي يا خود زني باشد)

2- الگوي روابط بين‌فردي ناپايدار و پرتنش که با نوسان بين دو قطب آرماني کردن و بي‌ارزش نمودن فزد ديگر مشخص مي‌شود

3- آشفتگي در هويت فردي: تصوير و احساسي كه فرد از خودش دارد بطور مستمر و پايدار بي ثبات است ع

4- رفتار تکانشي در حداقل دو زمينه که بالقوه به شخص آسيب مي‌رسانند (به طور مثال ولخرجي، آميزش جنسي، سوءمصرف مواد، رانندگي بي‌پروا، دوره‌هاي پرخوري) اين تلاش ها  نبايد شامل اقدام به خودكشي يا خود زني باشد

5- رفتار، ژست‌ها يا تهديدات مکرر به اقدام به خودکشي يا رفتار خودآسيبي 

6-بي‌ثباتي عاطفي به علت ماهيت واکنشي بارز خلق (به طور مثال، حالت ملال دوره‌اي شديد، تحريک‌پذيري يا اضطراب که معمولا چند ساعت و تنها به ندرت بيش از چند روز به طول مي‌انجامد)

7- احساس مزمن پوچي

8-خشم شديد و نامتناسب يا اشکال در کنترل خشم (به طور مثال ابراز مکرر کج‌خلقي، خشم پايدار، درگيري‌هاي فيزيکي مکرر)

9- تفکر پارانوييد گذراي مرتبط با استرس يا علايم تجزيه‌اي شديد

جنبه اساسي اختلال شخصيت آشفتگي در عملكرد شخصيت(فردي يا بين فردي) و وجود رگه هاي شحصيتي آسيب زا است. براي تشخيص اين اختلال معيارهاي زير بايد وجود داشته باشد.

× آشفتگي بارز در عملكرد شخصيتي مشخص مي شود با وجود مورد 1 و 2

1-آشفتگي در عملكرد فردي  كه با مورد الف يا ب مشخص مي شود

الف: خود انگاره بي ثبات، تكامل نيافته و ناپخنه كه غالبا با خود ملامت گري شديد،احساس پوچي مزمن و حالات تجزيه اي تحت استرس مشخص مي شود

ب: خود محوري كه با بي ثباتي در اهداف،ارزش ها و آرزوها و برنامه هاي كاري مشخص مي شود

2- آشفتگي در عملكرد بين فردي كه با مورد الف يا ب مشخص مي شود

الف: همدلي: اشكال در شناسايي احساسات و نيازهاي ديگران همراه با حساسيت شديد در روابط بين فردي( بسرعت احساس نحقير و توهين مي كنند) و بشدت درگير سوء تعبير هاي منفي از رفتارهاي ديگران هستند

ب: صميميت: روابط نزديك شديد، پر تنش و پر تعارض و بي ثبات كه با بي اعتمادي و نيازمندي و اشتغال ذهني اضطراب آميز در خصوص طرد شدن(خيالي يا واقعي) همراه با چرخش بين دو فطب ارماني سازي و بي ارزش سازي و توام با وقت گذراني بيش از حد يا طرد فرد مقابل است.

× رگه هاي شخصيتي آسيب زا در زمينه هاي زير

1-عاطفه منفي كه مشخص مي شود با

الف: بي ثباتي عاطفي- تجارب احساسي بي ثبات و تغييرات مكرر خلق، عواطفي كه براحني و بشدت بر انگيخنه مي شوند و متناسب يا رخداد و شرايط نمي باشند.

ب: اضطراب زدگي- احساس شديد عصبيت،تحت فشار بودن و وحشت،نگراني در مورد تاثيرات منفي رهداد هاي نا خوشايند گذشته و آنچه كه محتمل است در آينده روي دهد. احساس تهديد،وحشت زدگي،دلواپسي و نگراني از ابهام ، از دست دادن كنترل و  رها شدگي

ج:بي اعتمادي به جدايي- ترس از طرد يا جدايي از افراد مهم همراه با ترس از وابستگي شديد و از دست دادن كامل خود مختاري

د: غم بارگي: احساس مكرر افت روحي و نا اميدي كه بسختي از ان توان بيرون آمدن دارد،بدبيني نسبت به اينده و احساس نافذ شرم، احساس ارزشمندي پائين،افكار و رفتارهاي خودكشي

2-مهار ناپذيري

الف:تكانشگري- در كسري از ثانيه به محرك هاي واكنش نشان مي دهد و بدون شواهد و بدون طرحي خاص واكنش نشان مي دهد،ناتوان از طرح ريزي و دنبال كردن برنامه هايش است، تحت استرس احساس فوريت يا اسيب رساندن به خود دارد

ب:خطر جويي- درگير رفتارهاي خطرناك،ريسكي و با احتمال آسيب ديدن است. كه غالبا غير ضروري است و به تبعات رفتارهاي خود نمي انديشد. نگران محدوديت هايش نيوده و واقي بودن خطر را انكار مي كند.

3-مقابله جويي

الف:ضديت- احساس خشم مكرر و پايدار با كوچكترين تهديد و تحقيري تحريك پذير و خشمگين مي شود

×آشفتگي در عملكرد شخصيتي و بروز رگه هاي شخصيتي در طي زمان و در موقعيت هاي مختلف پايدار است

× آشفتگي در عملكرد شخصيتي و بروز رگه هاي شخصيتي به عنوان يك رفتار نرمال و متناسب با مرحله رشدي و محيط اجتماعي-فرهنگي تلقي نمي شود.

× آشفتگي در عملكرد شخصيتي و بروز رگه هاي شخصيتي تحت تاثير مصرف يك ماده يا يك اختلال طبي(مثل ضربه به سر) نباشد                                                                        


برچسب‌ها: علائم اختلال شخصيت مرزي
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم آذر 1393ساعت 0:49  توسط دکتر حمید رضا ارشدی  | 

اختلال شخصيت مرزي يك اختلال روانپزشكي جدي است كه با بي ثباتي در خلق، رفتار و روابط مشخص مي شود. اين اختلال اولين با در سال 1980 در كتابچه تشخيصي اختلالات روانپزشكي مطرح شده است.

از آنجايي كه برخي از بيماران مبتلا به انواع شديد اين اختلال دچار دوره هاي گذراي سايكوز(جنون) مي شوند، اين اختلال نام اختلال شخصيت مرزي را گرفته است كه البته نام گمراه كننده و نامناسبي است.

بيشتر بيماران مبتلا به اين اختلال از مشكلاتي در زمينه تنظيم عواطف و افكار، رفتارهاي تكانشي و بي مهابا و بي ثباتي در تنظيم روابط با ديگران زجر مي كشند.

بيماران مبتلا به اين اختلال معمولا همزمان مبتلا به ساير اختلالات روانپزشكي هم هستند كه عبارتند از افسردگي اساسي،اختلالات اضطرابي،سوء مصرف مواد و الكل،اختلالات خوردن و همچنين رفتارهاي خود آسيب رسان مكرر،افكار خودكشي و خودكشي موفق.

به نظر مي رسد حداقل 1 تا 2 درصد افراد جامعه مبتلا به اين اختلال باشند. گرچه كه اختلال شخصيت مرزي به عنوان يك اختلال غير قابل درمان تلقي مي شده است ولي يافته هاي اخير بيانگر موفقيت قابل توحه درمان در بسياري از موارد است.


برچسب‌ها: اختلال شخصيت مرزي چيست
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم آذر 1393ساعت 0:49  توسط دکتر حمید رضا ارشدی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آبان 1393ساعت 23:24  توسط دکتر حمید رضا ارشدی  | 

با کلیک روز این لینک اسلایدهای سخن رانی امروزم که در محل هتل پردیسان برای انجمن روانپزشکان شاخه خراسان رضوی و با همکاری شرکت کوبل دارو برگزار خواهد شد را دریافت نمایید


برچسب‌ها: فلووکسامین
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم تیر 1393ساعت 13:30  توسط دکتر حمید رضا ارشدی  | 

امروز بیمار عجیبی را یکی از همکاران جراح عمومی به من ارجاع کردند

وی که یک خانم 35 ساله ساکن یک از کشورهای همسایه بود به همراه مترجم و فرزندش مراجعه کرده بود

وی ذکر می کرد که دچار یک مشکل پوستی است به طوری که به طور ناگهانی پوست بدنش از هم شکافته می شود و مجبور است برای بخیه زدن به اورژانس مراجعه کند. روی دست چپش ار ناحیه مچ دست تا بالای بازو اسکار بلندی با رد بخیه های خورده شده بود. همچنین روی ساق پای راستش در ناحیه اکسترنال اسکار چند بریدگی بلند وجود داشت.

وی سابقه بخیه های متعدد شکم بدلیل باز شدن رد بخیه های سزارین قبلی داشت، وی 10 فرزند داشت،همسرش نظامی بود و عمدتا نزد وی نبود،وی با مشکلات مادی زیادی در گیر بود و ذکر می کرد از درون احساس داغ شدگی می کند، در طی مدتی که به همراه برادرش در ایران بود هیچ مشکلی را ذکر نمی کرد. وی خود را فردی عصبی و مضطرب معرفی کرد و پسرش نیز این را تائید می کرد.

نکته عجیب این که برادرش اظهار می کرد که خودش شکافته شدن پوست خواهرش در جلوی چشمانش دیده است.

همچنین وی سابقه هماچوری با دلیل ناشناخته نیز داشت که مکررا بستری شده بود

در زیر عکس های از هنگام بریدگی بدن وی گذاشتم

 

 

به نظرتان چه تشحیصی مطرح است؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم تیر 1393ساعت 22:58  توسط دکتر حمید رضا ارشدی  | 

اختلال وسواسی جبری پس از افسردگی(و با در نظر نگرفتن فوبیا) دومین اختلال روانپزشکی در ایران است. که خود را با نماهای متفاوتی نشان می دهد که البته شایع ترین آن یا الگوی وسواس در حیطه نجاست و رفتار شستشو کردن است.

برای مطالعه چند کیس با تشخیص افسردگی اینجا را کلیک کنید. لطفا قسمت نظرات و ادامه مطلب را نیز مطالعه کنید

اختلال وسواس فکری - عملی شامل عقاید، تصاویر، نشخوار، تکانه و افکار تکراری و مزاحم (وسواس فکری)، یا الگوهای تکراری در رفتار با عمل (وسواس عملی) است. هم وسواس‌های فکری و هم وسواس‌های عملی بیگانه با ایگو هستند و اگر باقی‌ بمانند، ایجاد اضطراب می‌کنند.

معیارهای تشخیصی اختلال وسواس فکری - عملی در DSM-IV-TR:
  الف ـ وجود وسواس فکری یا وسواس عملی
  وسواس فکری عبارت است از موارد ۱، ۲، ۳ و ۴
    ۱. افکار، تکانه‌ها، یا تصاویر مکرر دائمی، که گاهی در طول دوره اختلال، به‌عنوان مزاحم و نامتناسب تجربه می‌شود و باعث اضطراب واضح یا ناراحتی می‌گردد.
    ۲ . افکار، تکانه‌ها، یا تصاویر، فقط به‌دلیل نگرانی بیش از حد در مورد مسائل زندگی واقعی نیست.
    ۳ . فرد سعی می‌کند که این افکار، تکانه‌ها یا تصاویر را ندیده بگیرد یا سرکوب کند، یا آنها را با فکر یا عمل دیگری خنثی کند.
    ۴ . فرد می‌داند که افکار، تکانه‌ها یا تصاویر وسواسی، از فکر خودش ناشی می‌شود (نه اینکه مانند آنچه در کاشت فکر اتفاق می‌افتد، آن را از بیرون براند).
  وسواس عملی عبارت است از موارد (۱) و (۲):
    ۱. رفتارهای تکراری (مثل شستن دست، منظم کردن اشیاء و وسایل، واررسی کردن یا اعمال ذهنی تکراری (مثل دعا کردن، شمردن، تکرار ذهنی کلمه‌ها) که شخص احساس می‌کند باید آنها در پاسخ به یک وسواس فکری، یا در پاسخ به قواعدی که به شکل غیرقابل انعطافی باید انجام شوند، انجام دهد.
    ۲. هدف از رفتارها یا اعمال ذهنی، جلوگیری از ناراحتی یا کاهش آن یا جلوگیری از بعضی وقایع یا موقعیت‌های وحشتناک است، اما این رفتارها و اعمال ذهنی، یا ارتباطی واقع‌گرایانه با آنچه که برای خنثی کردن یا جلوگیری از آن طراحی شده‌اند، ندارد یا اینکه بیش از حد هستند.
  ب ـ در یک مقطع زمانی از دوره اختلال، فرد متوجه است که وسواس فکری یا عملی او بیش از حد یا غیرقابل قبول است.
  توجه: این مورد در کودکان به‌کار گرفته نمی‌شود.
  ج ـ وسواس‌های فکری یا عملی باعث ناراحتی واضح می‌شوند، وقت‌گیر هستند (بیش از یک ساعت در روز)، یا به شکل واضح ایجاد تداخل در زندگی طبیعی فرد، عملکردی شغلی (یا تحصیلی)، یا فعالیت‌های اجتماعی معمول و ارتباطات فرد می‌کند.
  د ـ اگر اختلال دیگری در محور یک وجود دارد، محتوای وسواس‌های فکری یا عملی محدود به آن نیست (مثلاً اشتغال ذهنی با غذا در یک اختلال خوردن، کشیدن مو در تریکوتیلومانیا، نگرانی در مورد ظاهر در اختلال بدشکلی بدن، اشتغال ذهنی با مواد در اختلال سوءمصرف مواد، اشتغال ذهنی با ابتلاء به یک بیماری در هیپوکندریازیس، اشتغال ذهنی یا خیالپردازی‌ها یا میل‌های شدید جنسی در پارافیلیا، یا نشخوارهای (rumination) ذهنی با احساس گناه در اختلال افسردگی ماژور).
  هـ ـ  اختلال به‌دلیل اثر فیزیولوژیک مستقیم یک ماده (مثلاً ماده‌ای که مورد سوءمصرف قرار می‌گیرد، یا دارو) یا یک بیماری طبی عمومی ایجاد نشده باشد.
نوع را مشخص کنید:
  با بینش ضعیف: در صورتی‌که در بیشتر اوقات در اپیزود فعلی، شخص متوجه نباشد که وسواس‌های فکری یا عملی او بیش از حد یا غیرقابل قبول است.

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم تیر 1393ساعت 17:34  توسط دکتر حمید رضا ارشدی  | 

اهداف آموزشی در گزارش بیمار در روانپزشکی در سطح دانشجوی دوره پزشکی عمومی مشتمل بر موارد زیر است

1- کسب مهارت در زمینه  نحوه شرح حال گیری روانپزشکی از طریق  مواجهه ، مداخله،مشاهده و کسب بازخورد

برای کسب اطلاع در این خصوص اینجا کلیک کنید

2-کسب مهارت در زمینه نحوه معاینه وضعیت روانی از طریق  مواجهه ، مداخله،مشاهده و کسب بازخورد

3-کسب مهارت در زمینه انجام فرمولاسیون توصیفی و تشخیص گذاری چند محوری از طریق  بحث گروهی

4-کسب مهارت در زمینه  تشخیص افتراقی علامتی و سندرومی  از طریق بحث گروهی

برای کسب اطلاع در خصوص تشخیص افتراقی علامتی اینجا راکلیک کنید

5-کسب مهارت در زمینه  تکنیک های مصاحبه از طریق  مواجهه ، مداخله،مشاهده و کسب بازخورد

برای کسب اطلاعات بیشتر خصوص تکنیک های مصاحبه اینجا را کلیک کنید

5-تغییر نگرش و کسب مهارت در خصوص حرفه ای گری و اخلاق پزشکی از طریق  مواجهه ، مداخله،مشاهده و کسب بازخورد و نیز مدل سازی و بحث گروهی

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم تیر 1393ساعت 23:26  توسط دکتر حمید رضا ارشدی  | 

این سئوالات مربوط به امتحان آقای دکتر سعادتیان است

1-بيماري مي گويد همسرم دشمن من است و قصد كشتن مرا دارد و با والدين من همدست مي باشد از نظر نشانه شناسي عبارتست از

الف-هذيان            ب-توهم             ج-ايلوزيون                  د-حاشيه پردازي

2-هيجاني كه در رفتار و چهره بيمار مشهود است از نظر نشانه شناسي چه نام دارد؟

الف- عاطفه        ب-خلق                ج-ايلوزيون                   د-شخصيت

3-از بيمار مي خواهيم از 100 هفت تا هفت تا كم كند با اين کار چه حوزه از ارزيابي رواني بيمار مورد بررسي قرار مي گيرد؟

الف-تمركز و توجه          ب-اورينتاسيون               ج-حافظه                  د-قضاوت

4-حداقل مدت زماني براي تشخيص اختلال افسردگي اساسي از نظر DSM-IV چه مدت است؟

الف-يك هفته                 ب- دو هفته                   ج-چهار هفته                   د-2ماهه

5-خانم جواني به دنبال استفاده ازفلوكسيتين دچار آن ارگاسمي مي شود(فقدان ارگاسم)بهترين درمان وي؟

الف-اضافه كردن قرص سيپروهيستامين                 ب-دادن ژل فموری

ج-اضافه كردن قرص   ویتامین E                      د-قطع دارو و تغيير آن به ليتيوم كربنات

6- كدام يك از علايم منفي اسكيزوفرني نمي باشد؟

الف-گفتار آشفته                   ب-عدم شرکت در جمع

ج-عدم صحبت كردن               د-عدم رسيدگي به خود

7-كداميك از عوامل ذيل در پيش آگهي خوب اسكيزوفرني دخيل نمي باشد؟

الف-شروع در سنين پايين               ب-شروع ناگهاني

ج-همراهي با علايم خلقي               د-مجرد نبودن

8-ازنظر   DSM-IV دوره زماني براي تشخيص اختلال اسكيزوفرني چقدر ميباشد؟

الف يك ماه       ب-سه ماه             ج- 6ماهه             د-يكساله

9-كدام داروي زير تثبيت كننده خلق مي باشد؟

الف-والپرويك اسيد        ب-ايميپرامين         ج-فلوكسيتين            د-سرترالين

-10در مورد الكتروشوك تراپي كدام گزينه صحيح نمي باشد؟

الف-در حاملگي كنتراانديكه نمي باشد

ب-در افسردگي سايکوتيك(انتخابي)است

ج-در كنترل علايم فاز مانيا ی سايکوتيك حاد بكار ميرود

د-در كنترل علايم منفي اسكيزوفرني كاربرد دارد

11-كدام دارو در سايكوز حين بارداري توصيه مي شود

الف-الا نزاپین      ب-ليتيوم       ج-والپروات سديم         ج-تري فلوپرازين

12-در بيماري اسكيزوفرني بيمار در كدام فاز بيماري علاقمندي به امور ماور الطبيعه پيدا مي كنيد؟

الف-فاز مقدماتي         ب-فاز حاد       ج-فاز باقيمانده           د-فاز مزمن

13-كداميك از علايم مانيا نمي باشد؟

الف-كاهش ميل جنسي                  ب-پرحرفي

ج-بيقراري و پرتحركي                     د-افكار بزرگ منشي

14-مادري با زايمان در 5روز گذشته به شما مراجعه مي كند و از احساس غم و اندوه و اضطراب و بيخوابي و خستگي پذيري  شاكي است كدام گزينه مناسب تر است؟

الف-ارجاع  اورژانسي به روانپزشك

ب-احتمال بسيار زياد بيمار مبتلا به افسردگي پس از زايمان است

ج-احتمال سايكوتيك شدن بيمار بسيار مي باشد

د-بيمار را پيگيري كرده و 7-10روز بعد مراجعه كرده در صورت ادامه علايم ارجاع به روانپزشك مي كنيم

15-كدام دارو در شيردهي ممنوعيت مطلق دارد؟

الف-ليتيوم كربنات                    ب-الاترابين

 ج-سرترالين                          د-كلونارپام

16-در كدام اختلال زير حفظ جان شيرخوار و مادر از اولويت بالايي برخوردار است؟

الف-جنون پس از زايمان                  ب-افسردگي پس از زايمان

ج غم مادري                                     د-هر سه مورد

17-جنون پس از زايمان به كدام اختلال زير ارتباط بيشتري دارد؟

الف-اختلال خلقي دو قطبي               ب-اسكيزوفرني

ج-اختلال افسردگي اساسي               د-غم مادري

18-كدام يك از علايم افسردگي  اساسی  نمي باشد ؟

الف-بيقراري و اضطراب                ب- فقدان تمركز و توجه 

ج-برش افكار                                  د-كاهش انرژي

19-در سايكوز پس از زايمان كدام باپيش آگهي بهتري در ارتباط است؟

الف-گيجي و كنفوزيون              ب-عاطفه كند و سطحي

ج-شروع تدريجي                      د-وجود علايم رفتار و کلام اشفته

20-كدام يك از نشانگان ذيل ارتباط كمتري با افسردگي دو قطبي دارند؟

الف-شروع تدريجي            

ب-افسردگي پس از زايمان 

ج-وجود سايكوز به همراه افسردگي    

 د-افسردگي همراه با كندي سایكوموتور واضح

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم تیر 1393ساعت 0:3  توسط دکتر حمید رضا ارشدی  | 


این سئوالات مربوط به امتحان اینجانب است
ضمن تقدیر و تشکر از خانم ها نادیا طاهری ،منصوره طاهری،الهه یوسفی که نمره کامل(20) را کسب کردند به اطلاع می رسانم که 6نفره 19، 9نفر 18، 6 نفر 17، 10 نفر 16، 6 نفر 15، 4 نفر 14، 3 نفر 13، 3 نفر 12 ،2 نفر 11، 2 نفر 10 . یک نفر 9 شده اند.

1-بيماري مي گويد همسرم دشمن من است و قصد كشتن مرا دارد و با والدين من همدست مي باشد از نظر نشانه شناسي عبارتست از
الف-هذيان                 ب-توهم                     ج-ايلوزيون           د-حاشيه پردازي
2-بیماری ذکر می کند درخانه صدای پدرم که سالهاست مرده را می شنوم، از نظر نشانه شناسي چه نام دارد؟
الف- سوگ                         ب-هذیان                          ج-خطای درکی                         د-توهم
3-کدامیک از موارد زیر نشانه اختلال در واقعیت سنجی نیست ؟
الف-وسواس                 ب-گفتار آشفته                 ج-رفتار آشفته                          د-توهم
4-حداقل مدت زماني براي تشخيص اختلال افسردگي اساسي از نظر DSM-IV چه مدت است؟
الف-يك هفته                 ب- دو هفته                   ج-چهار هفته                   د-2ماهه
5- تشخیص خانمی 25 ساله که ذکر می کند از کودکی با جنسیت خود مشکل داشته،بازی ها ،علائق و رفتارهایش از کودکی پسرانه بوده و هیچ تمایل جنسی به جنس مذکر ندارد چه نام دارد؟
الف-پارافیلیا            ب-ترانس سکسوال               ج-هومو سکسوال                  د-اختلال شخصیت
6- بیمار زن 35 ساله است که سالها بدلیل علائم متعدد جسمانی شامل علائم گوارشی،اداری و تناسلی و دردهای متعدد و علائم عصبی به پزشکان متعدد مراجعه کرده است،چنانچه ریشه مشکلاتش روانی باشد چه تشخیصی مطرح است؟
الف-اختلال تبدیلی              ب-خود بیمار انگاری          ج-اختلال جسمانی کردن               د-اختلال درد
7-بیماری برای بیش از 6 ماه است که احساس دائمی اضطراب و نگرانی در رابطه با موضوعات مختلف زندگی دارد که روی عملکرد وی تاثیر گذاشته است،وی در طی این مدت اختلال در خواب و تمرکز دارد و از دردهای جسمانی شکایت دارد،همچنین بوضوح بی قرار و تحریک پذیر است،چه تشخیصی برای وی مطرح  است؟
الف-اختلال دو قطبی     ب-اختلال انطباقی   ج-اختلال اضطراب منتشر     د-اختلال افسردگی اساسی
8-شایع ترین علت خودکشی کدام است؟
الف اسکیزوفرنی     ب-اختلال دو قطبی          ج- افسردگی اساسی         د-اختلال انطباقی
9-كدام داروي زير تثبيت كننده خلق مي باشد؟
الف-والپرويك اسيد                   ب-ايمي پرامين                 ج-فلوكسيتين                  د-سرترالين
-10در مورد الكتروشوك درمانی كدام گزينه صحيح نمي باشد؟
الف-در حاملگي كنتراانديكه مي باشد     
ب-سرعت اثرسریع دارد
ج-با ایجاد تشنج اثر درمانی خود را اعمال می کند
د-بدنیال آن تغییرات شیمیایی در مغز ایجاد می شود
11-مصرف کدامیک از داروهای زیر در حین حاملگی منجر به آنومالی ابشتین در قلب جنین می شود
الف-الا نزاپین                 ب-ليتيوم                ج-والپروات سديم                    ج-تري فلوپرازين
 12-کدامیک از داروهای زیر اثر ضد افسردگی ندارند؟
الف-بوسپیرون              ب-سرترالین                   ج-سیتالوپرام                      د-فلوکستین
13-اختلال شخصیت وسواسی جبری جزو کدام گروه از اختلالات شخصیت می باشد؟
الف-گروه اول               ب-گروه دوم                      ج-گروه سوم                د-گروه چهارم
14-مادري با زايمان در 3 روز گذشته به شما مراجعه مي كند و از احساس غم و اندوه و اضطراب و بيخوابي و خستگي پذيري  شاكي است كدام گزينه مناسب تر است؟
الف-ارجاع  اورژانسي به روانپزشك  
ب-احتمال بسيار زياد بيمار مبتلا به افسردگي پس از زايمان است
ج-احتمال سايكوتيك شدن بيمار بسيار مي باشد
د-بيمار را پيگيري كرده  به احتمال زیاد مبتلا به غم پس از زایمان است و 7-10روز بعد مراجعه كرده در صورت ادامه علايم ارجاع به روانپزشك مي كنيم
15-بی ثباتی،تهدید به خود کشی و پرخاشگری شدید مشخصه کدام اختلال شخصیت است؟
الف-نمایشی             ب-اسکیزوتایپال                  ج-مرزی                    د-ضد اجتماعی
16-در كدام اختلال زير حفظ جان شيرخوار و مادر از اولويت بالايي برخوردار است؟
الف-جنون پس از زايمان      ب-افسردگي پس از زايمان             ج غم مادري               د-هر سه مورد
17-بهترین دارو برای درمان افسردگی در شیر دهی کدام است؟
الف-سرترالین                     ب-لیتیم                  ج-نورتریپتیلین                   د-فلوکستین
18-كدام يك از علايم افسردگي  اساسی  نمي باشد ؟
الف-احساس عدم بارز لذت              ب- فقدان تمركز و توجه              ج-پرش افكار             د-كاهش انرژي
19-گزینه نادرست در رابطه با وسواس کدام است؟
الف- طول دوره درمان مادام العمر است                               ب-اثر دارو پس از 3 تا 4 هفته ظاهر می شود
ج- با درمان در بیش از 80% بهبودی کامل است                    د-در شخصیت های کمال گرا بیشتر دیده می شود
20-خانمی جوان به دنبال احساس تهدید از جانب یک مزاحم در خیابان می ترسد از خانه بیرون برود، مکررا آن خاطره درخواب و بیداری برایش تکرار شده و منجر به احساس وحشت شدید در وی می شود،وی از به خاطر آوردن آن حادثه و صحبت در مورد آن اجتناب می کند وی که فردی منزوی شده بسرعت خشمگین می شود و دچار اختلال در خواب شده،چه تشخیصی برایش مطرح  است؟
الف-فوبیا خاص                                                                ب-فوبیا اجتماعی 
ج-اختلال استرس پس از سانحه                                         د-اختلال اضطراب منتشر

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم تیر 1393ساعت 23:50  توسط دکتر حمید رضا ارشدی  | 

بیماران مبتلا به این طرح واره در دو حیطه مشکل دارند یکی در خویشتن داری هیجانی و دیگری در خود انضباط گری که یکی یا هر دو نقص دارند.

خویشتن داری هیجانی پائین به معنی  ناتوانی درکنترل و مدیریت هیجان و تکانه ها است. این افراد نمی توانند هیجانات مثبت و عمدتا منفی خود را مدیریت کنند به این معنی که به سرعت و به شدت خشمگین می شوند و آن را خارج از کنترل خود ذکر می کنند گر چه ممکن است ریشه این تکانشگری در طرح واره دیگری در آنها مثلا طرح واره اطاعت باشد ،به این ترتیب که بدلیل اطاعت و و درون ریزی هیجان هایشان هر از چند گاهی اسیر انفجارات هیجانی بصورت تکانه ای می شوند. در حقیقت این افراد احساس می کنند در صورت عدم تائید و اطاعت از دیگران دچار خشم آنها و یا مشکل خواهند شد و یا ریشه در طرح واره بازداری هیجانی باشد که بصورت واکنش افراطی آن را بروز می دهند . این افراد یاد گرفته ند که برای محافظت خود نباید هیجاناتشان را بروز دهند که ممکن است در دوره های بصورت واکنش افراطی منجر به برون ریزی هیجانی شود. ولی غالبا ریشه در عدم آموزش صحیح کنترل هیجانی به فرزند بطور مستقیم یا غیر مستقیم است.کودک باز خورد مناسب منفی را در شرایطی که هیجانات خود را مدیریت نمی کند در یافت نمی کند به همین دلیل به خود اجازه می دهد که براحتی آن هیجانات را برون ریزی کند.

خود- انضباطی به معنی تحمل خستگی و ناکامی در حین انجام کارهاست.این افراد در به تاخیر انداختن رضایت آنی برای بدست آوردن موفقیت دراز مدت مشکل دارند مثلا نمی توانند برای بدست آوردن موفیت تحصیلی،شغلی،هنری یا ورزشی تمرینات را دنبال کنند و غالبا در مسیر تلاش خود به دلیل بدست آوردن لذت ها ی کوتاه مدت اهداف دراز مدت را دنبال نمی کنند. این افراد از پیامدهای منفی رفتارشان تجربه نیاموختند.

در بدترین حالت این افراد بزرگسالانی هستند که شبیه کودکان رفتار می کنند که هیچ انضباطی در مورد آنها اعمال نشده است و در فرم های خفیف تر افرادی هستند که تلاش مادام العمری برای گریز از ناراحتی دارند. آنها از مسئولیت و کارکردن زیاد و درد و تعارض، حتی به قیمت از دست دادن رضایت مندی فردی و عدم رشد شخصیتی فراری هستند . این افراد بی ثبات،تکانشگر،حواس پرت بوده، پشنکار پایینی داشته و اهداف زندگیشان را با تاخیر و گاه همراه با نمایش گری یا قشقرق انجام می دهند.

یک کودک به طور طبیعی با ذهنیت تکانشگر و بی انضباط بدنیا می آید و تمایل به عدم رعایت نظم و بروز تکانشی هیجاناتش دارد و بتدریج با اعمال انضباطات های اعمال شده توسط مراقبین یاد می گیرد تا ذهنیت بالغ را درون سازی کند و بتدریج نظم و کنتزل هیجانی را در رفتارش اعمال کند. البته نقش سرشت فرد را نباید از یاد برد که در شکل گیری این انضباط و کنتزل هیجانی نقش بارزی دارد،بطور مثال کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی و نقص توجه بطور سرشتی مستعد بی انضباطی و تکانشگری هستند.

اهداف اصلی درمان رساندن فرد به این باور است که رضایت مندی فوری را فدای رسیدن به اهداف دراز مدت کنند و به این آگاهی برسند که بایت ارضاء رضایت فوری چه ضربه هایی به ارتقاء شغلی،پیشرفت و از دست دادن همراهی مردم و احساس ارزشمندی خود وارد می کنند،آنها باید به این باور برسند که ضروری است تکالیفی را که باید در دوران کودکی خود سپری می کردند و بر پایه آن به انضباط درونی دست می یافتند را اکنون دتبال کنند. بدیهی است تغییر طرح واره ای که سالهاست با آن زندگی می کنند کار بسیار دشواری است،آنها سالها یاد گرفتند که هیجانات و تکانه های خود را برون ریزی کنند وتا این باور در آنها شکل نگیرد که چه آسیبی از این طرح واره بر خود و اطرافیانشان وارد می کنند و پیامد آن در کسب موفقیت و احساس ارزشمندیشان چه است نمی توانند اهداف درمان را دنبال کنند

تکنیک های شناختی و فرا شناختی در کنترل هیجانی و تکانشگری می تواند مفید باشد،آموزش به بیمار برای مدیریت افکار و تغییر الگوی تفکر در حدفاصل تکانه هیجانی تا بروز رفتار تکانه ای می تواند مفید باشد. این تکنیک ها نیاز به تمرین و ممارست دارد بطوری که فرد یاد بگیرد قبل از اقدام تکانه ای به پیامد های آن فکر کندفچیزی که در سیر رشدی نیاموخته و از او فردی ناپخته ساخته است.

تکنیک های رفتاری در مدیریت این طرح واره بسیار مفید هستند. بیمار بطور تدریجی و گام به گام متعهد می شود که در کارهای روزمره و ملال آور منضبط شود،در قرارهایش سر وقت حاضر شود،زندگی اش را ساختار دهد که می تواند از ساختار دادن به وقتش و اطاقش و برنامه های کاری یا حتی تفریحی اش شروع کند،تحمل ناکامی را در خود تقویت کند به گونه ای که خود را در شرایطی که خلاف میل و یا نظرش است قرار دهد و هیجان منفی حضور در آن موقعیت را در خود تقویت کند و یا از این که شرایط طبق خواسته اش پیش نمی رود تحمل پذیر تر شود.

الگوی تغییر رفتار تدریجی است و از تکالیف ساده شروع شده و بتدریج سخت تر می شود،فرد بابت انجام یا عدم انجام تکلیف به خود پاداش یا خود را تنبیه می کند. بیمار برای کنترل هیجاناتش از روش های مدیریت هیجانی مثل خودآرام سازی،تن آرامی و مراقبه و یا از تکنیک های توجه برگردانی استفاده می کند، یا استفاده از کارت های که روی آن دلایل کنترل رفتار و روش های آن ذکر شده و نیز عواقب عدم مدیریت و تبعات مدیریت رفتاری ذکر می شود.همچنین در جلسات درمان می توان با کمک روش های تصویر سازی و یا استفاده از ایقای نقش فرد را برای اجرای تکالیفش آماده کرد،

البته چنانچه ریشه رفتار های تکانشی فرد در طرح واره اطاعت باشد به این ترتیب که فرد بدلیل واپس زنی احساسات نا خوشایند در طی زمان دچار برون ریزی تکانه ای هیجانش بصورت خشم می شود بایستی از تکنیک های دیگری برای وی بهره جست.

استفاده از تکنیک های تجربی و باز زنده سازی تصاویر تجارب دوران کودکی و کار روی آنها بصورت مداخله درمانگر در غالب بازوالدینی حد و مرز دار به منظور تقویت ذهنیت بالغ سالم که بنواند ذهنیت کودک عصبانی و بی انضباط و تکانشی را مدیریت کند نیز مفید فایده است.

در ادامه در خصوص تکنیک های توجه گردانی،تکنیک های خود آرام سازی،کارت های خود گویی،تکنیک های شناختی و فرا شناخنی و استفاده از روش های تصویر سازی و ایفای نقش همچنین تکنیک باز والدینی حد و مرز دار صحبت خواهم کرد.

 


برچسب‌ها: طرح واره خویشتن داری هیجانی, خود انضباط گری پائین, طرح واره درمانی, بی انضباطی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم خرداد 1393ساعت 14:25  توسط دکتر حمید رضا ارشدی  | 

برای دریافت فایل اسلاید های سحن رانی که در تاریح 1/3/93 و برای داروسازان محترم شهر مشهد در محل سالن اجتماعات سازمان نظام پزشکی برگزار شد اینجا را کلیک کنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم خرداد 1393ساعت 8:18  توسط دکتر حمید رضا ارشدی  | 

تا کنون با افرادی برخورد کردید که همیشه غم خوار دیگرانند به قیمتی که هیچ توجهی به نیازهای خود ندارند. شاید شما هم یکی از آن افراد باشید،و شاید این رفتار را یک رفتار کاملا اخلاقی و پسندیده می دانید. اما مرز از خود گذشنکی، دلسوزی و مسئولیت پذیری کجاست و از چه حدی بیشتر نشانه اسارت ناخودآگاه ماست. من سعی دارم در این پست به تبیین روانکاوانه این موضوع بپردازم و امیدوارم که مفید فایده باشد.

اما در ابتدا باید این طرح واره را از دو طرح واره اطاعت و وابستگی افتراق دهیم. در این دو طرح واره اطاعت و وابستگی علت توجه افراطی به نیارهای دیگران و عدم توجه به نیازهای خود، نگرانی در خصوص از دست دادن محبت دیگران است، به بیانی رفتار فرد منفعلانه و غیر فعال است. اما در طرح واره ایثار این اقدام برای حفظ رابطه یا محبت نبوده و کانون کنترل عمل حمایت بیرونی نیست بلکه یه نیاز عمیق درونی است به این صورت که فرد احساس می کند این مسئولیت بر روی گردنش است و در غیر این صورت خود را گناه کار می داند.

در کسانی که اسیر این طرح واره هستند همیشه محرومیت هیجانی نیز وجود دارد،زیرا که همیشه نیازهای هیجانی آنها سر کوب می شود،ظاهرا نیازمند جبران محبت هایشان نیستند،اما غالبا از این که این اقدام صورت نمی گیرد دلخورند و گاه خشمگین،آنها به قدری در مسیر ارضاء نیازهای دیگران عمل می کنند که نهایتا به ضررشان تمام می شود.

برخلاف طرح واره اطاعت که ریشه در زندگی با والدین سلطه گر و کنترل کننده است،طرح واره ایثار معمولا ریشه در زندگی با والدین ضعیف،کودک صفت،نیازمند،درمانده و افسرده است به طوری که کودک از همان اوان کودکی نقش کودک والد گونه را اتخاذ کرده و این الگو را با تداوم طرح واره ایثار در تمام عمرش دنبال می کند. البته این طرح واره منافعی هم برای فرد در پی خواهد داشت، مثلا وی احساس غرور از ویژگی های شرافت مندانه و نوع دوستانه اش دارد و همچنین بدلیل تمایل به همدلیش مورد توجه و پذیرش افراد زیادی واقع می شود،گرچه در این روابط بیشتر دهنده است.گاه جنبه مرضی بارزی دارد به این ترتیب که علی رغم از خود گذشتگی فراوانی که برای دیگران می کند احساس گناه بدلیل بی تفاوتی به مشکلات دیگران خواهد داشت.

رفتارهای آنها معمولا بدین گونه است : وقت خود را صرف گوش کردن به مشکلات دیگران به جای صحبت کردن در مورد خودشان می کنند، درگیر مراقبت افراطی از دیگران بوده، مشکل در توجه و مراقبت و انجام کار برای خودشان دارند،متمرکز بر ارضاء نیازهای دیگران بوده و درخواست های غیر مستقیم به جای درخواست مستقیم برای نیازهایشان دارند. البته گاه هم پس از یک دوره طولانی فداکاری و از خود گذشتگی ممکن است بدلیل احساس سرخوردگی واکنش های جبرانی افراطی را بصورت پرخاشگری و قطع رابطه بروز دهند.

اساسی ترین نکته این است که این افراد دریابند که از یک خلاء هیجانی عمیق برخوردارند،به بیانی خیلی بیشتر از افرادی که برای آنها فداکاری می کنند،نیازمند هیجانی  هستند (گرچه خود به این نیاز آگاهی ندارند) و این که همه انسان ها برای ارضاء نیازهایشان از حقوق یکسان برخوردارند،حنی اگر قوی تر از بقیه باشند.آنها باید به این باور برسند که علی رغم سودی که این الگوی رفتاری ایثارگری برایشان دارد هزینه سنگینی را پرداخت می کنند و این هزینه عدم برآورده شدن نیازهای هیجانیشان است.

مهم این است که فرد مسئولیت پذیری افراطی خود را کاهش دهد،او باید به این آگاهی برسد که بسیاری از افرادی که او فکر می کند درمانده و ضعیف هستند به واقع این گونه نیستند و این اوست که شرایط را سنگین می بیند و در بسیاری از مواقع بدون حمایت وی نیز از عهده زندگیشان و مشکلاتشان برخواهند آمد.

همچنین تلاش برای درک بیمار از محرومیت هیجانیش و این که اجازه دهد مورد حمایت و محبت دیگران واقع شود و این که خود را بیش از حد قوی نشان ندهد،به آسیب پذیریش اذعان داشته باشد و خواسته هایش را مستقیم تر بیان کند. فرد باید به این آگاهی برسد که نیازهای وی به محبت،همدلی،حمایت و راهنمایی سالهاست که برآورده نشده است. باید بداند که شناخت هایش در خصوص ضعیف بودن دیگران و قوی بودن خودش را به چالش بکشد، به بازنگری دلایل این که او دلسوز دیگران است اما اجازه دلسوزی به دیگران نمی دهد بپردازد.

البته طرح واره های دیگری نیز با این طرح واره مرتبط هستند که عبارتند از 1- طرح  واره محرومیت هیجانی گه معمولا از کودکی آن را تجربه کردند و با اقدام های ایثارگرانه ای که همراه با بی توجهی به نیازهای خود است مرتب خود را در این دام بیشتر اسیر می کنند 2- طرح واره نقص که ریشه حمایت های آنها از دیگران بدلیل احساس کم ارزشمندی شان است 3- طرح واره رها شدگی که از ترس رها شدن ایثارگری می کنند 4- طرح واره پذیرش جویی که برای جلب توجه اقدام به ایثارگری می کنند 5- طرح واره وابستگی که برای تداوم وابستگی اقدام به ایثار می کنند.

همچنین باید فرد به بازنگری داد و ستدی روابط خود بپردازد و بررسی کند که در سیر زمان و بطور کلی در قبال آنچه که در رابطه می گذارد چه بدست می آورد،اتها رابطه یک طرفه قابل قبول رابطه ایثارگری والدین به فرزند است.

چنانچه فرد در خود بازنگری های درونی اش به تصویر سازی کودکیش بپردازد و خاطرات محرومیت های هیجانی که در رابطه با والدین خویش داشته و اینکه مورد حمایت،همدلی و محبت واقع نمی شده و نیازهای هیجانیش برآورده نمی شده و از کودکی نقش والد گونه اتخاذ کرده را بیاد می آورد و هیجان های مدفون شده اش نسبت به آن تجارب که مشتمل بر خشم ،غم و اضطراب است را برون ریزی کند برایش خیلی مفید خواهد بود و تیز این که نگفته هایش را با تصاویر ذهنی اش بیان کند و این کار را در مورد روابط فعلیش هم دنبال کند و گاه نامه ای از رنجش هایش به والدینش بنویسد که هرگز به دست آنها نخواهد رسید.

همچنین ضروری است که فرد رفتارهای فعلیش را بازنگری کرده و رفتارهای خود تخریب گر تداوم دهنده طرح واره اش را شناسایی کند و برنامه رفتاری برای توقف این رفتارهایش تدوین کند و خود را موظف برای عدم انجام برخی از آنها کند. این الگو یک الگوی تدریجی بوده و نیاز به ممارست دارد. گاه لازم است از یه فرد دیگر کمک کند و به تمرین رفتاری (نقش پذیری) برای موقعیت های برنامه ریزی شده بپردازد.

گاه می تواند افراد مهم زندگیش را شناسایی کند و بنویسد که در قبال هر یک چه رفتار های حمایت کننده ای انجام می دهد و چه حمایت هایی را دریافت می کند و چنانچه تعادل منطقی وجود نداشت به تغییر الگوی های رفتاریش چه در میزان حمایت کردن و چه در میزان حمایت خواستن بپردازذ.

افرادی که اسیر این طرح واره هستند بدلیل خشم فروخورده درگیر علائم روان تنی مثل خستگی،دردهای جسمانی مشتمل بر سردرد و مشکلات گوارشی هستند.

همچنین این طرح واره در زندگی عاطفی شان بخصوص ازدواج خود را نشان می دهد،معمولا با افرادی ازدواج می کنند که یا اسیر طرح واره استحقاق هستند و یا اسیر طرح واره وابستگی،به همین دلیل باید این افراد در ازدواجشان بخصوص دقت کتتد چون ممکن است که اسارت مادام العمری را برایشان ایجاد کند.


برچسب‌ها: طرح واره ایثار, ایثار و از خود گذشتگی بیمار گونه, روانشناسی ایثار و از خود گذشتگی
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1392ساعت 9:47  توسط دکتر حمید رضا ارشدی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1392ساعت 23:10  توسط دکتر حمید رضا ارشدی  | 

با سلام برای دریافت فایل سخن رانی تجویز منطقی دارو در افسردگی اینجا را کلیک کنید. لازم به ذکر است در تهیه اسلایدها از مطالب جناب اقای دکتر دانشمند و جناب اقای دکتر ضیایی استفاده شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1392ساعت 12:26  توسط دکتر حمید رضا ارشدی  | 

با سلام خدمت همکاران محترم پزشک بحصوص پزشک عمومی و دانشجویان پزشکی،در این پست برنامه کامل کارگاه تشخیص و درمان افسردگی که در تاریخ 7/11/92 در بیمارستان 22 بهمن و به همت گروه روانپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد برگزار شد را خواهم گذاشت.در لینک های زیر فایل های اسلاید همراه با فایل صوتی ضمیمه سخن رانی های کوتاه،ارائه نتیجه کار گروه ها و بحث اساتید در این خصوص و فایل های پنل های مربوطه آماده است،همچنین به طور جداگانه فایل های اسلاید(بدون فایل صوتی)،پره تست و فایل های کیس های مطرح شده در هر یک از گروه ها آورده شده لست. امیدوارم برای دوستان مفید فایده باشد.
لازم به توضیح است که پس از داتلود فایل ها( که شامل فایل صوتی ضمیمه  دارد) از سایت PICOFILE  پنجره EXPLORER باز می شود که ممکن است برای باز شدن اطلاعات لازم باشد به درخواست آم برای حفظ امنیت لازم باشد در قسمت CLICK HERE FOR OPTION گزینه allow blocked content زا بزنید تا اطلاعات اجازه ورود پیدا کنند.
همچنین برای باز شدن فایلهای swf نصب فلش پلیر لازم است .
برای دریافت فایل برنامه کارگاه اینجا را کلیک کنید.
برای دریافت فایل پره تست اینجا را کلیک کنید
برای دریافت فایل سخن رانی کوتاه کلیات افسردگی اینجا را کلیک کنید

برای دریافت فایل کار گروهی یک در بخش تشخیص افسردگی اینجا راکلیک کنید
برای دریافت فایل کار گروهی دو در بخش تشخیص افسردگی اینجا راکلیک کنید
برای دریافت فایل کار گروهی سه در بخش تشخیص افسردگی اینجا راکلیک کنید
برای دریافت فایل کار گروهی چهار در بخش تشخیص افسردگی اینجا راکلیک کنید
برای دریافت فایل سخن رانی کوتاه تشخیص افتراقی افسردگی اینجا را کلیک کنید
برای دریافت فایل سخن رانی کوتاه کلیات درمان افسردگی اینجا را کلیک کنید
برای دریافت فایل کار گروهی یک در بخش درمان افسردگی اینجا راکلیک کنید
برای دریافت فایل کار گروهی دو در بخش درمان افسردگی اینجا راکلیک کنید
برای دریافت فایل کار گروهی سه در بخش درمان افسردگی اینجا راکلیک کنید
برای دریافت فایل کار گروهی چهار در بخش درمان افسردگی اینجا راکلیک کنید
برای دریافت فایل سخن رانی کوتاه آلگوریتم درمان افسردگی اینجا را کلیک کنید
برای دریافت فایل بخش اول پنل در خصوص مدیریت درمان افسردگی اینجا راکلیک کنید
برای دریافت فایل بخش دوم پنل در خصوص مدیریت عوارض در درمان افسردگی اینجا راکلیک کنید
برای دریافت فایل کیس شماره یک اینجا را کلیک کنید
برای دریافت فایل کیس شماره دو اینجا را کلیک کنید
برای دریافت فایل کیس شماره سه اینجا را کلیک کنید
برای دریافت فایل کیس شماره چهار اینجا را کلیک کنید
برای دریافت فایل PPT کلیات افسردگی اینجا راکلیک کنید
برای دریافت فایل PPT تشخیص در افسردگی اینجا راکلیک کنید
برای دریافت فایل PPT تشخیص افتراقی افسردگی اینجا راکلیک کنید
برای دریافت فایل PPT کلیات درمان افسردگی اینجا راکلیک کنید
برای دریافت فایل PPT آلگوریتم درمان در افسردگی اینجا راکلیک کنید
برای دریافت فایل PPT پنل یک در خصوص مدیریت درمان در افسردگی اینجا راکلیک کنید
برای دریافت فایل PPT پنل یک در خصوص مدیریت عوارض در درمان افسردگی اینجا راکلیک کنید

برچسب‌ها: تشخیص افسردگی, درمان افسردگی, تشخیص افتراقی افسردگی, عوارض داروهای ضد افسردگی, مراحل درمان افسردگی
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1392ساعت 7:36  توسط دکتر حمید رضا ارشدی  | 

با سلام فردا دوشنبه 5/12/92 قرار است در بیمارستان 22 بهمن در برنامه بازآموزی صرع و سرگیجه مخصوص پزشکان عمومی مبحث اختلالات روانپزشکی در صرع را ارائه دهم. در زیر اسلاید های بحث همراه با متن صوتی آن وجود دارد. در صورت تمایل می توانید با کلیک روی علامت بلند گو که روی اکثر اسلاید ها وجود دارد متن صوتی بحث را بشنوید. امیدوارم مفید فایده باشد.


برای دریافت فایل اینجا را کلیک کنید


برچسب‌ها: اختلالات روانپزشکی در صرع, بازاموزی پزشکان عمومی, افسردگی و صرع, اضطراب و صرع, درمان افسردگی در صرع
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1392ساعت 13:18  توسط دکتر حمید رضا ارشدی  | 

شما به عنوان پزشک خانواده با مردی 44 ساله که به دلیل دردهای پراکنده جسمانی(  در سر،گردن،شانه چپ، پشت، قفسه صدری، کمر) بارها به  درمانگاه مرکز بهداشتی درمانی مراجعه کرده است مواجه هستید. وی همراه با خود، چندین آزمایش خون و ادرار همراه دارد همچنین عکس های متعددی از ریه، گردن، CTScan  مغز همراه دارد که تنها یافته مثبت آنها  استئوآرتریت  در مهره های تحتانی گردنی است. در بررسی لابراتواری هموگلوبین 11،  MCV 70 و MCHC 21  است.EKG  همراه یافته پاتولوژیک خاصی مشهود نیست. وی همچنین از گرگرفتگی، طپش قلب،تنگی نفس همراه با احساس ضعف و خستگی شاکی است، چنانچه به علل روانپزشکی محتمل فکر می کنید

1- دو  تشخیص محتمل  را ذکر نمائید.

اختلال افسردگی اساسی و اختلال اضطراب منتشر،اختلال درد مزمن

2- چنانچه برای تائید  یا رد هر یک  قرار باشد  3سئوال اساسی بپرسید آن سئوال ها چیست

افسردگی اساسی:

1-آیا در روزهای اخیر بیشتر وقت ها احساس دلمردگی و غمگینی را در اکثر اوقات روز حس می کنید 2-آیا در روزهای اخیر بیشتر وقت ها احساس عدم لذت از فعالیت های لذت بخش دارید یا به بیانی این گونه است که خیلی کم برایتان لذت بخش است 3- آیا عملکرد شما در طی این مدت دچار اشکال شده است یا بوضوح احساس تنش می کنید(همچنین می توانید به سایر معیارهای افسردگی اساسی اشاره کنید)

اختلال اضطراب منتشر:

1- آیا احساس اضطراب و یا دلواپسی و نگرانی بیش از حد در طی حداقل 6 ماه گذشته داشته اید

2-آیا احساس بی قراری 3- زود عصبانی شدن4- زود خسته شدن5- قراموشکاری و بی تمرکزی6- بی خوابی در طی این مدت(حداقل 6 ماه گذشته) داشته اید

3- در طی این مدت نباید شواهد اپیزود افسردگی اساسی را داشته باشد

4-آیا عملکرد شما در طی این مدت دچار اشکال شده است یا بوضوح احساس تنش می کنید(همچنین می توانید به سایر معیارهای افسردگی اساسی اشاره کنید)

 جزئیات معیار های اصلی اپیزود افسردگی در زیر آمده است

"خلق افسرده در اکثر ساعات روز، تقریبا هر روز،طبق گفته خود فرد(احساس غمگینی و پوچی)،یا مشاهده دیگران(گریان به نظر برسد)"البته در بچه ها و نوجوانان می تواند به صورت خلق تحریک پذیر باشد."۲. کاهش علاقه یا لذت بردن از همه، یا تقریباً همه فعالیت‌ها در اکثر ساعات روز، تقریباً هر روز (طبق گزارش خود فرد یا مشاهده دیگران)" و این که"علایم از نظر بالینی ایجاد پریشانی واضح یا اختلال در سطوح مهم عملکرد اجتماعی، شغلی و سطوح دیگر کند" این مسئله در مورد پرسش در مورد سایر معیار ها صادق بود.


3-
چنانچه  هر یک از تشخیص ها تائید شد  برای  درمان (هر تشخیص) دو دسته های دارویی را ذکر کنید

اختلال افسردگی اساسی: SSRI,TCA,SNRI,Bupropion

      اختلال اضطراب منتشر:buspirone,venlafaxine,SSRI,TCA

4-     برای هر اختلال یک نسخه بنویسید  که در آن حداقل یک دارو باشد(انترن)

در هر دو مورد می توان از این نسخه استفاده کرد

ونلافاکسین 75 یک چهارم صبح یک چهارم شب پس از 5 روز نصف صبح نصف شب پس از 5 روز یکی صبح یکی شب /   تعداد 60 زمان ملاقات بعدی 1 ماه قبل

می توان ایندرال دو تا 10 میلی هم اضافه کرد

5- برای هر یک از دو اختلال  محتمل 3 توصیه  به خانواده  را بیان کنید

اختلال افسردگی اساسی:

1- اثر دارو پس از چند هفته ظاهر می شود

2- در ابتدا ممکن است عوارضی مثل تهوع یا افزایش فشار خون(در مورد ونلافاکسین) ظاهر شود که چنانچه شدید باشد ضروری است مراجعه نماید

3- دارو برای مدت محدودی مثلا یک سال تجویز خواهد شد و معمولا نیاز به مصرف مادام العمر نمی باشد

4- دارو اعتیاد آور نیست ولی نباید تاگهان قطع شود

5- چنانچه علائم برطرف شد نباید داروها قطع شود چون احتمال بازگشت علائم زیاد است

 

6-4 علامت ویژه افسردگی در دوره نوجوانی و دو علامت ویژه افسردگی در سالمندان را بیان کنید

ـ نوجوانی: سوءمصرف مواد، رفتار ضداجتماعی، بی‌قراری، فرار از مدرسه، مشکلات درسی، بی‌بند و باری جنسی، حساسیت بیش از حد نسبت به طرد، بهداشت نامناسب.


ـ پیری: نقص‌های شناختی (از دست دادن حافظه، اختلال موقعیت‌یابی، کنفوزیون)، دمانس کاذب (pseudodementia) یا سندرم دمانس افسردگی، بی‌احساسی (apathy)، حواس‌پرتی(distractibility)  

7-   4 مشکل عمده در نگرش بیماران و خانواده بیماران مبتلا به افسردگی اساسی که شما به عنوان پزشک مراقبت های اولیه باید مد نظر قرار دهید چیست.

1-درمان افسردگی نیاز به درمان دارویی ندارد

2-داروهای اقسردگی اعتیاد آور هستند

3- مصرف دارو در افسردگی نشان دهنده ضعف شخصیتی است

4-اگر داروی افسردگی را شروع کنی باید مادام العمر بخوری

5-اگر داروی افسردگی را شروع کنی باید مرتب دوز آن بالا می رود

6- با مصرف دارو حال بیمار بدتر می شود

7- دارو های ضد افسردگی عوارض پایدار و خطرناکی دارند

8- اگر فرد بخواهد خوب شود نیاز به درمان ندارد

9- افسردگی بیماری نیست

10-مراجعه دیر هنگام

11-تاخیر دردرمان نادرست بدلیل بارز بودن علائم جسمانی

8-     واژه های زیر که مربوط به درمان افسردگی است را توضیح دهید

acute phase

remission

continuation phase

recovery

 دردرمان اختلالات افسردگی سه مرحله درمانی وجود دارد. مرحله اول مرحله حاد (acute phase)است که در آن دارو با دوز اولیه شروع شده و طبق یک الگوی منطقی به دوز متوسط رسنده می شود و با در نظر گرفتن عوارض دارویی و پاسخ درمانی دوز مناسب بیمار تعیین می شود. در این مرحله در حالت ایده آل قرار است بیمار به دارو پاسخ داده(response) و نهایتا بدون علامت(remission) شود. ولی باید به خاطر داشت که تعدادی از بیماران با اولین داروی تجویزی پاسخ مناسبی نمی دهند و نیاز است که یا دارو تعوض شده و یا با داروهای دیگرتقویت شوند. در مرحله دوم که مرحله تداومی(continuation phase) نامیده می شود و بین 6 تا 9 ماه طول می کشد که در این مرحله داروی بیمار بدون تغییر دوز تا انتها تداوم می یابد که نهایتا باعث بهبودی(recovery) بیمار می شود. چنانچه دارو به هر دلیلی در این دوره قطع شود بیمار دچار بازگشت علائم(relapse) می شود. مرحله سوم مرحله نگهدارنده(Maintanance) است که تنهابرخی از بیماران بایستی وارد آن شود در افرادی شروع می شود که احتمال عود(recurrence) بیماری در آنها بالا است. مثلا در افرادی که سابقه خانوادگی قوی اختلالات خلقی را داشته باشند یا در افرادی که به سختی پاسخ داده باشند یا سابقه اپیزود های افسردگی مکرر داشته و یا سابقه افدام های مکرر به خودکشی داشته باشند.

9-     در درمان افسردگی باید به  بهبود چهار حیطه علائم توجه داشت آم 4 حیطه را نام برده از هر یک دو علامت را ذکر کنید

4 حيطه مشتمل هستند بر حيطه خلق(حلق افسرده،انهدونيا، احساس نا اميدي،احساس تنهايي، احساس خود ملامت گري) حيطه سايكوموتور(كندي كلامي و حركتي) حيطه وژتاتيو(خواب ،اشتها،انرژي،تمايلات جنسي)حيطه شناخت(شامل تمركز،توجه و حافظه)

10- در تشخیص افتراقی اپیزود افسردگی اساسی 5 چالش عمده را در تشخیص قطعی را نام برده و ذکر کنید برای افتراق هر یک چه باید کرد

اپیزود افسردگی اختلال دو قطبی 1 یا دو: توجه دقیق و زیرکانه به سابقه اپیزود مانیا و از آن بسیار مهم تر اپیزود هیپومانیا،در این خصوص باید با دقت سئوالات مرتبط را از بیمار و یک منبع مطلع دیگر پرسید. مثلا آیا قبل از بروز افسردگی و در زمانی که احساس بیماری نمی کردید،شده بود برای حداقل چند روزی احساس کنید پرنشاط و پرانرژی شده اید و تمایل به انجام کار و فعالیت دارید درعین اینکه احساس به خستگی نمی کردید و نیاز به خوابتان کمتر شده بود.

اپیزود مختلط اختلال دو قطبی:باز هم توجه دقیق و زیرکانه به وجود همزمان حداقل سه علامت اپیزود مانیا همراه با اپیزود افسردگی مثل پرحرفی یا پرفشاری کلام،ولخرجی،تکانشگری و انجام کارهای ریسکی،پرخاشگری،افزایش تمایلات جنسی

اختلال انطباق: حجم علاتم در این اختلال کمتر از اپیزود افسردگی اساسی است،همچنین تفکر افسرده در این اختلال مشهود نیست

اختلال افسردگی ثانوی به مصرف مواد:پرسش در این خصوص بویژه موادی چون الکل،شیشه،حشیش،قرص های آرام بخش

اختلال افسردگی ثانوی به اختلال طب عمومی:توجه به وجود این اختلال ها بویژه اختلالات تیروئید،لوپوس،آنمی مگالوبلاستیک،کانسر ها،اختلالات نرولوژیک مثل صرع،MS،ویلسون و پارکینسون

مرحله پرو دروم اسکیزوفرنی:توجه به وجود اختلال تفکر،رفتار های غریب،علائم منفی مثل احساس آپاتی و فقدان انگیزش

اختلال اضطراب منتشر:وجود علائم اضطرابی برای بیش از 6 ماه در غیاب معیارهای الف اپیزود افسردگی اساسی

11- تصور کنید که نسخه داروی ضد افسردگی را برای یک بیمار مبتلا به افسردگی نوشته اید 5 نکته که باید به بیمار و خانواده توضیح دهید را عنوان نمائید(انترن)

اثر دارو بتدریج در عرض 2 تا 3 هفته ظاهر می شود

اولین علائم خواب و اشتها و آخرین علائمی که بهبود می یابد خلق است

ممکن است در شروع درمان بی قراری یا بی خوابی یا پاره ای عوارض دیگر ظاهر شوند که قابل ندیریت هستند

دارو نباید ناگهان قطع شود چون ممکن است باعث سرگیجه ،لرز یا تهوع شود

مصرف الکل با این داروها خطرناک است

در صورت بهبودی خیلی سریع یا بروز شادی بیش از حد،پرحرفی ،پرخاشگری سریع مراجعه کند

12- 5 دلیل عمده عدم پاسخ بیماران به داروهای ضد افسردگی را ذکر نمائید

دوز ناکافی،دوره ناکافی،عدم مصرف درست دارو توسط بیمار،تشخیص غلط،همزمانی چند تشخیص روانپزشکی با هم

13- 5 عارضع عمده داروی های SSRI و TCA  و 3 عارضه عمده بوپروپیون و ونلافاکسین را ذکر نمائید

SSRI: سردرد،اضطراب،اختلال خواب،اختلال اشتها،مشکلات گوارشی،رویا های واضخ،فشار دندانی،اختلالات جنسی،ترمور،عوارض پوستی

TCA: یبوست،گرگرفتگی،خشکی دهان،تاری دید،خواب آلودگی،افزایش اشتها و وزن،افت فشار خون وضعیتی

بوپروپیون: سردرد بيخوابي شكايت تنفسي فوقاني تهوع ناارامي بيقراري تحريكپذيري خشكي دهان يبوست كاهش وزن تشنج اريتمي برونكواسپاسم روان پريشي و دليريوم

ونلافاکسین: تهوع،افزایش فشار خون،اختلال خواب،اختلال جنسی،افزایش ریسک خودکشی

14- در جدول زیر جا هایی که با علامت سئوال مشخص شده را پر کنید(انترن)

دوز شروع،متوسط و حداکثر داروهای ضد افسردگی

نوع دارو

دوز حداکثر

دوز متوسط

دوز شروع

نام دارو

کپسول 10 و20

80

20-40

10

فلوکستین

قرص 20 و 40

60

20-40

10

سیتالوپرام

قرص 50 و 100

300

100-150

25-50

فلووکسامین

کپسول و قرص 50 و 100

300

100-150

25-50

سرترالین

قرص 10 و 25

150

50-100

10-25

نورتریپتیلین

قرص 25 و 75

300

100-150

25

ماپروتیلین

قرص و کپسول 37،5 و 75

300

75-150

37,5

ونلافاکسین

قرص 75 و 100

500

200-300

50-75

بوپروپیون


+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1392ساعت 10:26  توسط دکتر حمید رضا ارشدی  | 

 طرح واره ها بدلیل برآورده نشدن نیازهای هیجانی دوران کودکی بوجود می آیند این نیاز ها در پنج حیطه هستند.همه انسان ها این نیازها را دارند، که البته در برخی شدت این نیاز ها بیشتر است. افرادی که واجد سلامت روان هستند توانسته اند و می توانند این نیاز ها را بطور سازگارانه ای ارضاء کنند. گاهی اوقات تعامل بین خلق و خوی فطری کودک و محیط به جای ارضاء این نیازها منجر به ناکامی می شود. هدف طرح واره درمانی این است تا به مراجعه کنندگان کمک کند راه های سازگارانه تری برای ارضاء این  پنج نیاز پیدا کنند

1-   حیطه دلبستگی ایمن به دیگران که شامل نیاز به امنیت ،محبت،ثبات و پذیرش است. در صورت برآورده نشدن این حیطه احساس طرد شدگی در فرد بوجود خواهد آمد و طرح واره های محرومیت هیجانی،بی ثباتی/رها شدگی،بی اعتمادی/بدرفتاری،نقص و شرم و انزوای اجتماعی/بیگانگی در فرد شکل می گیرد. اشکال در این حیطه این باور نا هوشیار را ایجاد می کند که نیازهای فرد برای امنیت،ثبات،محبت،همدلی،در میان گذاشتن احساسات و پذیرش و احترام به شیوه قابل پیش بینی ارضا نخواهد شد،این طرح واره ها معمولا در خانواده هایی دیده می شود که بی عاطفه،سرد،مضایقه گر،منزوی،تندخو،غیر قابل پیش بینی یا بد رفتار بوده اند، معمولا افرادی که درگیر این طرح واره ها هستند نمی توانند د لبستگی ایمن و رضایت بخشی با دیگران برقرار کنند. و بطور شتاب زده ای از یک رابطه به رابطه دیگر پناه می برند و یا از برقراری رابطه بین فردی عمیق احتناب می کنند. در طرح واره رها شدگی/بی ثباتی فرد اعتقاد نا هوشیار دارد که افرا فقط برای مدت کوتاهی در کنارش هستند و بزودی وی را رها خواهند کرد،در طرح واره بی اعتمادی/بدرفتاری فرد اعتقاد دارد که دیگران با کوچکترین فرصت ار آنها سوء استفاده می کنند،تحقیرشان می کنند ،دروغ می گویند،فریبشان می دهند و بدرقتاری می کنند. در طرح واره محرومیت هیجانی انتظار ندارند نیاز آنها به محبت ،همدلی و حمایت توسط اطرافیانشان برآورده شود. در طرح واره نقص/شرم خود را افرادی بی ارزش،بد،حقیر می دانند که چنانچه در معرض دید دیگران باشند بدون شک طرد خواهند شد. این نواقص می تواند در ظاهر یا ویژگی های شخصیتی باشد.  در طرح واره انزوای اجتماعی/بیگانگی فرد احساس متفاوت بودن و وصله ناجور بودن دارد و احساس می کند به هیچ جمعی تعلق ندارد.

2-   حیطه خود گردانی،کفایت و هویت که در صورت برآورده نشدن این حیطه طرح واره های وابستگی/بی کفایتی، آسیب پذیری نسبت به ضرر،خود تحول نیافته/گرفتار و شکست در فرد شکل می گیرد.

خود گردانی یعنی توانایی فرد برای جدا شدن از خانواده و داشتن عملکرد مستقل

،افراط و تفریط در نگهداری از کودک منجر به بروز این مشکلات می شود. این افراد در سیطره زندگی خود از محیط اطرافشان انتظاراتی دارند که در کسب عملکرد مستقل و جدایی و تفرد از والدین ایجاد مشکل می کند. این افراد نمی توانند هویت مستقلی پیدا کنند و نتیجه آن ضربه به خودباوری و اعتماد به نفس شان است،نمی توانند اهداف مشخصی برای خود تبیین کنند و نیازمند حمایت های پایدار والدین هستند. در دوران بزرگسالی مثل یک کودک کم سن و سال عمل می کنند.

3-   حیطه آزادی در بیان نیازها و هیجان های سالم که در صورت برآورده نشدن محدودیت های مختل کننده ای برای فرد ایجاد می کند. محدودیت های درونی آنها در خصوص احترام متقابل و خویشتن داری به اندازه کافی رشد کرده است. ممکن است این افراد خود خواه ،لوس،بی مسئولیت و خود شیفته به نظر بیایند. انها در خانواده های بزرگ شده اند که خیلی سهل انگار یا بیش از حد مهربان بوده اند. انها در دوران کودکی قوانینی که دیگران رعایت می کردند را رعایت نمی کردند، در مقابل هم سن و سال هایشان خویشتن دار نبودند به همین دلیل در بزرگسالی هم همین گونه هستند . نمی توانند تکانه هایشان را کنترل کنند و نیازهای آنی را به خاطر منافع دراز مدت به تاخیر بیاندازند. در این صورت در آنها طرح واره استحقاق/بزرگ منشی یا خویشتن داری /خود انضباطی ناکافی شکل می گیرد.  طرح واره استحقاق و بزرگ منشی در افرادی دیده می شود که خود را یک سر و گردن از دیگران بالاتر می دانند و فاقد احساس همدلی هستند، این افراد خود را به رعایت اصول احترام متقابل که پایه تعاملات اجتماعی سالم است پایبند نمی دانند،این افراد اغلب پرتوقع و سلطه گرند. طرح واره خویشتن داری /خود انضباطی ناکافی در افرادی دیده می شود که نمی توانند خویستن داری کنند و ناکامی را بقدر کافی تحمل کنند. و نمی توانند هیجان ها و تکانه هایشان را کنترل کنند.گاه در شکل خفیف تر از پذیرش مسئولیت های بیشتر اجتناب می کنند.

4-   حیطه خود انگیختگی و تفریح که در صورت برآورده نشده دیگر جهت مندی با طرح واره های اطاعت،ایثار ،پذیرش جویی /جلب توجه در آنها شکل می گیرد.در طرح واره اطاعت فرد کنترل خود را به دست دیگران می سپارد و دربرابر آنها تسلیم می شود چون احساس می کند مجبور است،هدف  وی اجتناب از خشم، رها شدگی و انتقام است. اطاعت به دو صورت اطاعت از نیازها،خواسته و تمایلات و نیز اطاعت از هیجان های فرد دیگر است که در دراز مدت خشم درونی،رفتارهای منفعلانه،طغیان های های خشم،علائم روان تنی و انزوای اجتماعی ایجاد می کند. افراد سعی می کنند به جای توجه به نیازهای خودشان مدام در تلاش برای ارضاء نیازهای دیگران باشند که این کار را برای گرفتن تائید و تداوم رابطه انجام می دهند.چنانچه طرح واره ایثار در شما فعال باشد مسئولیت پذیری افراطی نسبت به دیگران دارید و خواسته های دیگران را بطور خود انگیز بر خواسته های خود ترجیح می دهید و حتی کارهایی که احتمال آسیب رسیدن به دیگران را در آن می دهید را انجام نمی دهید. و گاهی نسبت به افرادی که از آنها حمایت می کنند عصبانی می شوند. چنانچه در تله پذیرش جویی/ جلب توجه گیر کرده باشید به گرفتن پذیرش یا جلب توجه دیگران اهمیت می دهید به گونه ای که از بیان نیاز های هیجانی و بیان استعدادهای طبیعی خود باز می مانید، به دلیل آن که بطور عادی به واکنش های دیگران توجه دارید تا واکنش های خودتان،در ایجاد هویت با ثبات با شکست مواجه می شوید.. این طرح واره دو زیر مجموعه دارد،افراد مبتلا به مولفه اول یعنی پذیرش جویی به دنبال پذیرش و تائید گرفتن هستند و تمایل دارند همه مردم آنها را دوست داشته باشند و مورد تائید آنها قرار گیرند. افراد مبتلا به مولفه دوم یعنی جلب توجه،بدنبال تمجید،تحسین و توجه دیگران هستند. مولفه دوم در بیماران خود شیفته خیلی رواج دارد. بیماران خود شیقته بر منزلت اجتماعی،ظاهر و پول یا پیشرفت خیلی تاکید دارند و آن را وسیله ای برای گرفتن جلب توجه دیگران می دانند. طرح واره جلب توجه غالبا با طرح واره محرومیت هیجانی در ارتباط است.

5-   حیطه محدودیت های واقع بینانه و خویشتن داری که در صورت عدم برآورده شدن طرح واره های منفی گرایی /بدبینی، بازداری هیجانی،معیارهای سخت گیرانه/عیب جویی افراطی و تنبیه شکل می گیرد.این طرح واره ها با واپس زنی احساسات برای مراقبت از خود همراهی دارد ،این افراد طبق قوائد انعطاف ناپذیر درونی خود عمل می کنند ولو به قیمت از دست دادن خوشحالی، روابط صمیمانه و آرامش خاطر، دائم در حال پیش بینی منفی آینده هستند و به جنبه های مثبت توجهی ندارند و پیش بینی های افراطی می کنند.دائم در تلاشند تا به معیارهای بلند پروازانه خود دست بیابند و این را برای اجتناب از عدم تائید و خجالت انجام می دهند.چنانچه طرح واره منفی گرایی/بدبینی در شما فعال باشد دائم بر جنبه های منفی زندگی مثل درد،مرگ،ققدان،نا امیدی،خیانت و شکست تمرکز دارید،در حالی که جنبه های مثبت زندگی را کم رنگ می کنید.انتظار دارید در بسیاری از جنبه های زندگی مثل شغل، موفقیت های مالی،روابط بین فردی اتفاقات خطرناکی برایتان بیافتد. وقت زیادی صرف بررسی جنبه های متعدد این مسائل می کنند تا شکست نخورید.در طرح واره بازداری هیجانی احساسات، رفتارها و روابط بین فردی خود انگیخته محدود میشود که بدلیل جلوگیری از مورد انتقاد واقع شدن و عدم کنترل روی تکانه هایشان است. این افراد غالبا افرادی کسالت بار،مقید، منزوی ،سرد و بی عاطفه ای هستند. بازداری هیجانات در خصوص هیجان خشم، یا هیجانات مثبت مثل شوخی ،بازیگوشی و محبت یا تاکید بیش از حد بر عقلانیت است.چنانچه در تله معیارهای سخت گیرانه گیر کرده باشید سرسختانه تلاش می کنید تا به معیارهای بلند پروازانه خود دست پیدا کنید،اهمیت زیادی به موفقیت،زیبایی،پول،نظم و ترتیب،منزلت اجتماعی یا لذت می دهید و حاضرید برای بدست آوردن این ویژگی ها همان اندازه که به خود سخت می گیرید به دیگران نیز سخت بگیرید،در دوران کودکی از شما خواسته می شده که بهترین باشید و ذره ای عدول از معیارها به نظر شما شکست و آبروریزی بوده است، هیچ چیز شما را راضی نمی کند.چنانچه در طرح واره تنبیه اسیر باشید اعتقاد دارید که افراد باید به خاطر اشتباهاتشان سخت تنبیه شوند، این افراد نمی توانند از اشتباهات دیگران چشم پوشی کنند و آنها را ببخشند.

 



برچسب‌ها: طرح واره درمانی, نیازهای اساسی و طرح واره درمانی
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1392ساعت 9:38  توسط دکتر حمید رضا ارشدی  | 

پس از وقفه ای طولانی به یمن خروج من از دانشگاه و آزاد شدن وقتم مجددا از امروز سعی دارم هر هفته یک قیلم خوب را برای دوستان معرفی کنم و در ادامه به بحث روان شناسی در مورد آن بپردازم،امید است که دوستان نیز نظارتشون را بنویسند.

قبل از هر چیز لازم می دونم از آقای دکتر علی رضا آل هاشمی سپاسگزاری کنم که نه تنها این فیلم را به من معرفی کردند که آن را هم در اختیارم گذاشتند،بزودی نظرم رو در مورد این فیلم خواهم نوشت.

چه می توان کرد؟ چه باید کرد، با این همه زمانی که پیش روی ماست؟

زمانی که آزاد و بی شکل است زمانی که آزادی اش همانند پر سبک

و بلاتکلیفیش همانند سرب سهم و سنگین است


متن زیر در ماهنامه فیلم شماره 462 شهریور 1392  و به قلم آقای مهرزاد دانش درج شده است

مانند اغلب فیلم‌های بیل آگوست، قطار شبانه لیسبون یک اقتباس ادبی است و برگرفته از رمانی نوشته پاسکال مرسیه (با نام اصلی پتر بیری)، نویسنده سوییسی است که در محافل ادبی اروپایی موفقیت چشمگیری کسب کرده است. این رمان که در سال ۲۰۰۴ نوشته شده است، جدا از موفقیت‌هایی مانند رسیدن به شمارگان بسیار بالا و ترجمه به ۱۵ زبان، جایزه ماری لوئیزه کاشنیتس را در سال ۲۰۰۶ و جایزه گرینسانه کاوور را در سال ۲۰۰۷ به خود اختصاص داد و در همین سال نامزد بهترین کتاب اروپایی سال هم شد. این کتاب امسال با ترجمه مهشید میرمعزی توسط انتشارات افق به بازار کتاب ایران هم راه پیدا کرد.


داستان قطار شبانه لیسبون درباره معلمی است که در اثر آشنایی با یک کتاب قدیمی، کنجکاو می‌شود درباره نویسنده‌اش بهتر بداند و از این رو برای تحقیق بیشتر، تدریس را‌‌ رها می‌کند و از سوییس عازم پرتغال، زادگاه نویسنده مرموز می‌شود و در آنجا در گفت‌و‌گو با آدم‌هایی که با نویسنده برخورد داشته‌اند، رفته رفته متوجه حقایقی جالب درباره نویسنده که زمانی عضو گروه زیرزمینی مقاومت علیه نظام دیکتاتوری این کشور در زمان حکومت آنتونیو سالازار بوده و ماجراهایی پرفراز و نشیب در روابط خانوادگی، اعتقادات، حرفه پزشکی و مناسبات عاشقانه‌اش داشته است، می‌شود. دانستن گذشته این آدم، در روحیه معلم تأثیراتی محسوس می‌گذارد.

از همین خلاصه ماجرا معلوم است که داستان در سه سطح روایی سپری می‌شود. نخست ماجراهایی که معلم (ریموند گریگوریوس) در عزیمت به کشوری دیگر و آشنایی با افراد مختلف از سر می‌گذراند. دوم روایتی که نویسنده کتاب مرموز (آمادئو پرادو) در صفحات اثرش بازگو کرده است و در طول داستان بار‌ها بدان عطف می‌شود؛ و سوم روایت‌هایی که آدم‌های مورد مراجعه گریگوریوس برای او درباره پرادو تعریف می‌کنند. شاید مهم‌ترین وجه کتاب قطار شبانه لیسبون هم که باعث پرآوازگی و موفقیتش شده است، جدا از اهمیت و حساسیت مضمون محتوایی‌اش که درباره یکی از تاریک‌ترین دوره‌های معاصر سرزمین پرتغال (از اوائل دهه ۱۹۳۰ تا اواسط دهه ۱۹۷۰) است، همین سطوح سه­ گانه روایی‌اش باشد که عملا پیرنگ متن را در سه فضای حال (داستان گریگوریوس) و گذشته (خاطرات مراجعان گریگوریوس) و انتزاعی (دل­نوشته‌های پرادو) در نوسان نگه داشته است و به شکل متوالی از یکی به دیگری گذر می‌کند. البته به نظر می‌رسد که مرسیه در تعادل­بخشی دراماتیک بین این سه سطح،‌ گاه از مرز انسجام خارج می‌شود و درباره برخی حواشی و جزئیات، بیش از ظرفیت دراماتیک متن تفصیل‌پردازی می‌کند، ولی به هر حال، کتاب برای خواننده علاقه‌مند، پتانسیل‌های زیادی در پیگیری ماجراهای داستانش در بر دارد.

اما بیل آگوست در اقتباس از این داستان چه کرده است؟ به نظر می‌رسد قبل از هر چیز، تمایل این فیلمساز به مرور روی اوضاع اجتماعی و انسانی مردم در زمان سلطه دیکتاتور‌ها علت رویکردش به کتاب قطار شبانه لیسبون باشد؛ کما این­که قبلا هم در خانه اشباح اوضاع شیلی تحت سلطه پینوشه یا در خداحافظ بافانا اوضاع آفریقای جنوبی زمان رژیم آپارتاید را مرور کرده بود. شاید برای همین هم هست که در اقتباس از کتاب مرسیه، بیش از هر چیز روی همین فضای سیاسی/اجتماعی حکومت فاشیستی سالازار متمرکز شده و نمودهای مبارزاتی انقلابی‌ها و یا نشانه‌های سرکوب اجتماعی مردم را توسط سیستم به عنوان نقاط عطف فیلمنامه‌اش برگزیده است. کتاب، شامل ماجرا‌ها و شخصیت‌های زیادی است که در فیلم هیچ خبری از آن‌ها نیست؛ از مراوده‌هایی که گریگوریوس با شاگردان و همکاران و دوستانش دارد تا بسیاری از اعضای خانواده و یا اطرافیان پرادو تا یادآوری تمایل‌هایی که گریگوریوس در گذشته داشته است (مثل دغدغه‌اش در سفر به اصفهان که انگیزه توجهش به زبان فارسی را شکل می‌دهد و البته در فیلم به جز تک اشاره‌ای به یک کتاب درباره زبان فارسی، هیچ ارجاع دیگری بدان داده نمی‌شود.) این ویژگی البته از مختصات فرایند اقتباس ادبی در سینما است تا ریتم مکتوب تبدیل به ریتم دراماتیک سینمایی شود، ولی عملا برخی شناسه‌های مهم شخصیتی در اثر سینمایی قربانی این روند شده است. به عنوان مثال این­که یک معلم چگونه در برخورد با کتابی به­ جامانده از پالتوی زنی که قصد خودکشی داشت، یک دفعه انگیزه‌‌ رها کردن کشور و شغل و زندگی معمولش بهش دست می‌دهد، نکته‌ای است که چندان در فیلم متقاعدکننده به نظر نمی‌رسد، به ویژه آن­که در سکانس اول فیلم، نماهایی از زندگی آرام و بی‌تنش معلم در منزلش نمایش داده می‌شود و هیجان یک­باره‌ ای که در سفر به پرتغال در چند سکانس بعد مطرح می‌شود، بی‌پشتوانه است. در حالی که در کتاب، در‌‌ همان پاراگراف‌های نخست، مواجهه گریگوریوس با زن جوان روی پل مطرح می‌شود و از همه مهم‌تر، ارجاع به برخی گرایش‌های نهفته او (مثلا‌‌ همان سفر به اصفهان) خود مهم‌ترین تمهید برای انگیزه سازی این آدم در‌‌ رها کردن‌های ناگهانی این­چنینی است که چون در فیلم خبری از گره‌ها و تعلیق‌های گذشته گریگوریوس نیست، انگیزه او از تعقیب ماجراهای پرادو هم مبهم باقی می‌ماند. حتی آگوست ‌گاه چنان در تمرکز روی ماجراهای پرادو از سایر ابعاد متن پیشی می‌گیرد که منطق فلاش ­بک را هم رعایت نمی‌کند. مثلا در یکی از نخستین عطف‌هایی که به دل­نوشته‌های پرادو در فیلم به عمل می‌آید، ناگهان از چهره گریگوریوس کات می‌شود به خلوت پرادو و معشوقه‌اش (استفانیا)؛ در حالی که هنوز گریگوریوس وارد پرتغال نشده تا با آشنایان پرادو از جمله‌‌ همان معشوقه ملاقات کند و به واسطه فلاش­بک‌های آنان، این خلوت را در ذهن خود بازسازی کند. این روند گاهی به خلط زاویه دید آدم‌ها در فلاش ­بک‌‌هایشان هم می‌انجامد. مثلا در اواسط فیلم، کشیشی در حال تعریف ماجراهای یک مراسم تدفین است و در طی آن به ملاقات استفانیا با یکی از دوستان پرادو اشاره می‌کند. تماشاگر در تعریف این صحنه، ماجرا را از نمای اورشولدر کشیش می‌بیند که منطقی است. اما وقتی در اواخر فیلم، خود استفانیا هم قرار است در فلاش­ بکش همین ماجرا را تعریف کند، باز هم اول ادامه صحنه را از‌‌ همان نمای اورشولدر کشیش تعقیب می‌کنیم که منطق فلاش ­بک استفانیا را مخدوش می‌کند.

جدا از این، آگوست در برگردان موقعیت‌های حسی و ادراکی متن کتاب هم خلاقیت خاصی از خود نشان نمی‌دهد و بسیاری از فضاهای پرایهام و پررمز و راز داستان را در قالبی تخت به تصویر می‌کشد. مثلا زمانی که زن جوانی که می‌خواست خودکشی کند و گریگوریوس جانش را نجات داده بود، از کلاس درس او خارج می‌شود، انگشت خود را به نشانه سکوت روی لب می‌گذارد. در کتاب (ص۲۲) درباره این رفتار عجیب حدس‌های مختلفی زده می‌شود: «گریگوریوس بار‌ها انگشت روی لب زن را پیش خود تصور کرد که می‌توانست معانی زیادی داشته داشته باشد: نمی‌خواهم مزاحم شوم و این راز بین ما باقی می‌ماند، اما هم چنین؛ بگذارید بروم. ادامه‌ای وجود نخواهد داشت.» در فیلم این ماجرا در‌‌ همان شکل ساده‌اش برگزار شده و از گمانه­ زنی‌های شخصیت اصلی داستان خبری نیست.

آگوست پایان داستان را هم به جای این­که طبق کتاب روی بازگشت معلم به کلاس درسش محقق کند، با مکثی عاطفی بین گروگریوس و خانم دکتری که در این سفر او را همراهی می‌کرده رقم می‌زند که در طی آن زن تلویحا از مرد می‌خواهد در پرتغال بماند. بدین ترتیب حاصل سفر معلم به این ادیسه سیاسی/عشقی/اعتقادی، نوعی تلنگر انسانی و عاطفی به موقعیتی ایستا است. شاید این نوع پایان­ بندی، از معدود امتیازهای فیلم به کتاب باشد.

لازم به ذکر است که بزودی نقد خورم را در ادامه مطلب خواهم نوشت


برچسب‌ها: فیلم قطار شبانه به لیسبون
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1392ساعت 11:34  توسط دکتر حمید رضا ارشدی  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1392ساعت 1:11  توسط دکتر حمید رضا ارشدی  | 

نمونه ای که در زیر آمده بدلیل رعایت اصول رازداری و اخلاق حرفه ای از تلفیق چند بیمار و همچنین ذهنیت نویسنده خلق شده است و ارتباط به هیچ مراجع خاصی ندارد.

آنچه به رنگ آبی آمده شرح حال بیمار است

آنچه به رنگ قرمز آمده سئوالاتی است که نویسنده از خواننده پرسیده

آنچه به رنگ سیاه آمده اقدامی است که درمانگر برای مراجع انجام داده

آنچه به رنگ سبز آمده توضیح عملی و تئوریک اقدام است

خانم س  29 ساله برای مشاوره در خصوص رابطه عاطفی اخیرش مراجعه کرده است. وی ذکر می کند که 2 سال است که درگیر این رابطه شده است و علی رغم این که اقای ج را دوست دارد مرتب مورد توهین و تحقیر از طرف او واقع می شود. بارها رابطه به چالش جدی برخورد کرده ولی او باز هم رابطه را تداوم داده. در طی این مدت متوجه اعتیاد در اقای ج شده و نیز بی تعهدی های مکرر از وی دیده،او از خانم س مکررا پول می گیرد و ذکر می کند اگز می خواهی در رابطه بمانی باید من را حمایت کنی، خانم س کلافه است چون بارها خواسته این رابطه را پایان دهد ولی موفق نشده ،او در طی جلسه بشدت گریه می کند و ذکر می کند راه چاره ای ندارد زیرا تمام تلاش خود را کرده و با مشاوران زیادی مراجعه کرده و از آنها کمک خواسته تا به او بگویند چگونه می تواند رفتار آقای ج را تغییر دهد و محبت او را به خود بیشتر کند ولی مشکل کماکان ادامه دارد،چندین بار به وی توصیه شده رابطه را تمام کند ولی او نتوانسته این کار را بکند.

او مستاصل است و این سئوال را با غم فراوانی مکررا می پرسد چکارکنم؟

براستی مشکل چیست چرا خانم س خود را در یک رابطه آسیب زننده و تحقیر کننده نگه داشته ،چرا اجازه می دهد به این ترتیب کرامت وی زیر سئوال برود . چرا نمی تواند از این رابطه بیرون بیاید؟

ساده ترین جواب این است"او عاشق شده است"

اما شاید اگر دقیق تر نگاه کنیم به تعبیر های متفاوتی برسیم. انسان همچون کتاب قطوری است که از فصل های متعددی تشکیل شده، مراجع در سیر زندگی خود در یکی از این فصول به شما مراجعه می کند که برای درک درست او باید سایر فصول کتاب زندگی وی را نیز بخوانیم و گاه باید کتاب های والدین و والدین والدین او را هم نیم نگاهی بیندازیم، مگر می شود جلد سوم ژان کریستف را در حالی درک کرد در حالی که  از دو جلد قبلی آن آگاهی نداریم.

لذا از خانم س خواستم در مورد رابطه های قبلی خود برایم بگوید. و او چنین ادامه داد که داستان همیشه همین بوده و من آدم بد شانسی هستم و هیچ کس من را بواقع دوست ندارد و همه از من سوء استفاده می کنند او قبل از اقای ج در سه رابطه جدی و چندین رابطه نه چندان طولانی بوده است. و در تمام آنها داستان همین بوده

آیا رفتار خود نادیده انگاری خانم س هم بدلیل عشق به آن افراد بوده؟

لازم دانستم که از وی بپرسم  و او ادامه داد که همه آنها از ابتدا همین گونه بودند و دوستانم به من گوشزد می کردند که انتخاب هایت درست نیست بگونه ای که بدلیل بی توجهی به نظرات شان من را طرد کردند.

دومین ارتباط خانم س که منجر به ازدواج شده بود کاملا با استاندارد های خانواده متعارض بوده به همین دلیل در آن هنگام هم توسط خانواده طرد شده است.

داستان زندگی خانم س من را به یاد این شعر انداخت" سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم    هر لحظه جز این دست مرا مشغله ای نیست"

اما به نظرم رسید که باید فصول اول کتاب زندگی وی را نیز بخوانم،یعنی زمانی که کودکی بیش نبوده، فکر می کنید با چه چیز مواجه خواهیم شد؟

وی فرزند یک مادر پرخاشگر بوده که مدتها تحت درمان روانپزشکی بوده است،در 4 سالگی پدر و مادر از هم جدا شدند و مادر بلافاصله ازدواج کرده است،خاطره چندان روشنی در قبل ازجدایی مادرش ندارد ولی تنها بیاد دارد که همیشه از مادرش هراس داشته و نمی توانسته به او از نظر عاطفی نزدیک شود. پدر نیز که تنها تامین کننده نیازهای مالی وی بوده دائم از او ایراد می گرفته. او که احتمالا مبتلا به اختلال بیش فعالی و فقدان تمرکز بوده بکرات توسط پدر و نامادریش تنبیه میشده و این الگو باعث شده که در مدرسه نیز توجه چندانی ازمعلمین و هم کلاسیانش دریافت نکند. بطوری که دائم خود را تنها می دیده. در سالهای نوجوانی بکرات به سمت جنس مخلف جلب میشده و برای جلب توجه به خواسته های انها تن می داده است. ارتباط اولش در 17 سالگی با یک مرد 38 ساله متاهل که معلم خانگی وی بوده صورت گرفته که 2 سال طول کشیده،وی بارها توسط وی تحقیر میشده تا این که مادر خوانده اش متوجه این رابطه شده و توسط والدینش مقصر اصلی شناخته شده و پس از آن بسرعت و علی رغم میل خانواده با یکی از خویشاوندانش ازدواج کرده.

اکنون باز هم فکر میکنید داستان خانم س تنها به یک عشق عمیق مرتبط است و آیا مولفه های احترام،مسئولیت و همدلی در این رابطه ها جریان داشته است.یا داستان در یک الگوی تکرار شونده قدیمی در وی است؟

به نظرم رسید که حس عمیق و پایداری از پوچی و معنا باختگی توام با تنهایی و محرومیت دامن گیر وی شده است.والدین نامهربان و سرد،این احساس را در کودک که توسط افراد مهم زندگیش دوست داشته نشده و ارزشمند شناخته نمی شود را تقویت کرده اند،والدینی که دنیای کودک را نشناخته و به او آن گونه که او نیاز دارد توجه نمی کردند.

در طی صحبت با وی بکرات این جملات را تکرار می کرد که نمیدانم چرا من را به دنیا آوردن و نباید من را بزرگ می کردند.

شک من به وجود طرح واره محرومیت هیجانی در وی بود که از کودکی شکل گرفته بود و در زندگیش با انجام الگو های حودتخریب گر تداوم می یافت.

ممکن است این سئوال را مطرح کنید که منظورم از طرح واره چیست؟ و طرح واره محرومیت هیجانی چه معنایی دارد؟  و چگونه طرح واره ها تداوم می یابند؟حتی ممکن است سئوالات دیگری نیز بپرسید،مثلا این که آیا سرشت بیش فعال خانم س در بروز و تداوم مشکلاتش چقدر نقش داشته؟ و آیا اساسا باید در فرآیند درمان به این سرشت هم توجه کرد؟ آیا افراد دموی،بلغمی،سودایی یا صفرایی الگوهای متفاوتی را در زندگی دنبال می کنند؟ و نهایتا این که ایا همه افراد در مقابل طرح واره همیشه یک گونه واکنش نشان می دهند یا الگوی واکنش آنها متفاوت است؟

مفهوم طرح واره از روان شناسی شناختی ریشه گرفته است و می توان آن را این گونه تعریف کرد

"باورهای عمیق و تزلزل ناپذیری که در دوران کودکی در مورد خود،دیگران و جهان اطراف در ذهن ما شکل می گیرد"

این طرح واره ها نقش عمیقی در شکل گیری احساس ما نسبت به خودمان دارد،رها کردن این طرح واره مستلزم چشم پوشی از امنیتی است که در سایه طرح واره بدست می آوریم!!بله این باورها علی رغم آسیبی که به ما می زنند به ما احساس اطمینان و پیش بینی پذیری می دهد به همین دلیل بسختی حاظریم آن ها را رها کنیم و در سیطره زندگی مان 1- چه  در سبک های مقابله ای مان با مسائل زندگی،2-چه در انتخاب همسر،3-چه در انتخاب شغل ،4-چه در تحریف های که در درک واقعیت داریم و 5-چه در استدلال هایی که برای این تحریف ها و نحوه برخوردمان با مسائل زندگی مان داریم خود را نشان داده ،تکرار شده و تقویت می شود.

1-بله ممکن است که ما همیشه برای حل مسائل زندگی هان به بدلیل وجود طرح واره محرومیت هیجانی یا خود را لایق حمایت،همدلی و محبت نمی دانیم و یا از شرایطی که شاید در آنها حمایت هیجانی بدست بیاید فرار می کنیم و یا توقع بیش از حد برای کسب حمایت هیجانی داریم به بیانی یا "تسلیم" می شویم و طرح واره را می پذیریم و خود را در روابط تحقیر کننده یا آسیب زننده می بریم،یا از هر گونه رابطه صمیمی "فرار" می کنیم و یا "توقع بیش از حد" داریم که دیگران ما را حمایت کنند به بیانی خود را لایق بیشترین حمایت ها می دانیم.اینها سه سبک مقابله ما هستند که در بستر طرح واره خود را نشان می دهند.

2- این مسئله در انتخاب همسر بسیار مهم است و تاثیر پایداری در زندگی هیجانی ما می گذارد مثلا اگر در طرح واره محرومیت هیجانی از سبک تسلیم تبعیت کنیم احتمال دارد فردی را انتخاب کنبم که به حرف های ما گوش نمی دهد،دائم حرف می زند و اجازه حرف به ما نمی دهد،برای تماس بدنی احساسی با ما راحت نیست و بیشتر به سکس فکر می کند،پر مشغله است و وقت کمی برای ما می گذارد،نجوش، بی مهر و درون گراست،شما بیشتر از او مایل به برقراری رابطه صمیمانه هستید، وقتی به او سخت نیاز دارید در کنار شما نیست،کمتر در کنار شماست اما ذهن شما مشغول اوست،احساسات شما را درک نمی کند و بیشتر شما نیازهای او را برآورده می کنید تا او نیازهای شما را .... و باز هم شما او را دوست دارید!!

اکنون می توانید بیاندیشید که چنانچه فرد درگیر طرح واره محرومیت هیجانی از سبک مقابله ای "فرار" یا"توقع بیش از حد" در زندگیش تبعیت کند،به چه افرادی علاقمند می شود؟

بله احتمالا درست حدس زدید اگر از سبک مقابله ای "فرار" استفاده کند که نام دیگر آن "گریز" است،سعی می کند از روابط عمیق دوری کند،او رابطه را یا شروع نمی کند و یا به محض عمیق شدن رابطه آن را خراب می کند(آیا تا کنون با این گونه افراد برخورد داشتید؟). و در صورتی که از سبک مقابله ای "افراط یا توقع بیش از حد" استفاده کند انتظار دارد که همسرش به او توجه بیش از حد نشان دهد،فردی را انتخاب می کند که به حرف هایش گوش دهد در حالی که  او دائم حرف می زند و اجازه حرف به همسرش رانمی دهد،توجهی به تماس بدنی احساسی با همسرش نداشته و او راپس می زند، مدام مشغله های زنانه است و وقت کمی برای همسرش می گذارد،نجوش، بی مهر و درون گراست، و انتظار دارد که بیشتر از او همسرش تمایل به برقراری رابطه صمیمانه نشان دهد، توجهی به نیازهای همسرش ندارد و وقتی همسرش نیاز دارد در کنارش نیست.

حال که مفهوم طرح واره را دانستیم و سبک های مواجهه با طرح واره را برشمردیم و بطور خاص در رابطه با طرح واره محرومیت هیجانی آن را توضیح دادیم،شاید وقت آن رسیده که این طرح واره را توضیح دهم.

شاید بهتر باشد که این گونه شروع کنم که چنانچه در دام این طرح واره اسیر بشویم به سختی باور دارید که نیاز شما به دوست داشته شدن به هیچ  وجه از سوی دیگران برآورده نمی شود،احساس می کنید هیچ کس به شما توجه نمی کند،درکتان نمی کند و به شما اهمیت نمی دهد.خود را لایق رابطه با افراد بی عاطفه ،انعطاف ناپذیر وخشن می دانید(تسلیم) یا خودتان این گونه هستید(واکنش افراطی) و یا از رابطه و عمق گرفتن آن گریزانید(گریز).همین مسئله به نارضایتی شما از رابطه دامن می زند و دائم بدلیل احساس گول خوردن بین دو احساس تنهایی و عصبانیت سرگردان هستید،عصبانیت شما از دیگران باعث دوری بیشتر دیگران از شما شده و همین امر شما را تنها تر می کند.این افراد احساس عمیق پوچی،معنی باختگی و بی تفاوتی هیجانی داشته،عشق را نمی دانند و آن را تجربه نمی کنند.

بطوری کلی فرد تمایل به تداوم طرح واره دارد،بقول فروید ما تمایل داریم که درد ها و رنج های کودکی مان را زنده نگه داریم که به آن " اجبار به تکرار" می گفت. یکی از بینش های عمیقی که مراجع در فرآیند روان کاوی بدست می آورد آگاهی نسبت به این عملکرد نا خودآگاه روانی خود است. بطور مثال فرزند یک فرد میگسار  چنانچه طرح واره محرومیت هیجانی در او شکل گرفته باشد و او تسلیم طرج واره شده باشد ،با کسی ازدواج می کند که میگسار است!!یا چنانچه با بدرفتاری والدین در کودکی مواجه بوده با فردی بددهن ،گستاخ یا پرخاشگر ازدواج می کند. اما چنانچه وی از الگوی واکنش افراطی در مقابل طرح واره استفاده کند خودش در رفتار با همسرش تبدیل به یک آدم بد رفتار خواهد شد!!گرچه این پدیده گیج کننده است اما بکررات در محیط درمان در مراجعان دیده می شود که بطور کاملا نا هشیار هیزم به دامن آتش طرح واره می اندازند.

ایا این مسئله در مورد خانم س وجود نداشت؟

به بیانی فرد از طریق یک سری احساسات،تفکرات،رفتارهای فردی و ارتباطات بین فردی به نداوم طرح واره کمک کرده و به طرح واره خون می رساند،شاید یکی از اقدامات مداخله ای درمانی شناسایی این الگو ها و تغییر آنهاست تا با خون رسانی کمتر به طرح وارد بتدریج طرح واره تضعیف شود. این روش را در مورد رفتار تحت عنوان "الگوشکنی رفتاری "نام می برند. مثلا خانم س دائم به انجام رفتارهایی اقدام می کند که طرح واره محرومیت هیچانی را تقویت می کند،او برای دانستن راه حل های برای بهبود روابط آقای ج با خودش به فضای درمان آمده است،در حالی که باید بدنیال راه حل ها و انتخاب هایی باشد که بتواند حرمت و کرامت خود را در رابطه بدست آورد ولو این که رابطه از طرف آقای ج قطع شود. این الگوی تداوم بخش تنها رفتاری نیستند بلکه بین فردی ،احساسی و شناختی هم می باشند. منظور از بین فردی نوع انتخاب های خانم س است ،او در الگوی روابط بین فردی اش بتدریج دوستان و خانواده اش را از دست داده و بجای آن افرادی را انتخاب کرده که دائم به تحقیر و تخریب وی دامن می زنند. او نتوانسته انتخاب های بهتری در روابط بین فردی داشته باتشد و همین به تداوم طرح واره کمک کرده،شاید یکی از راه حل ها کمک به او برای انتخاب روابط منطقی تر باشد که الگوی طرح واره را تداوم و تقویت نکنند. در بعد احساسی او هیجانات منفی منتج از رفتار طرح واره ای را در درونش پنهان می کند و آنها را به سطح آگاهی اش نمی آورد مثلا احسا س حرمان،شرم،نقص ،تحقیر،توهین،خشم و غمی که در رابطه با اقای ج است در درونش سرکوب می شود،شاید یک از راه حل ها کمک به قفل گشایی این احساسات و عیان شدن و برون ریزی این احساسات است تا وی به عمق تخریب این احساسات آگاهی بیشتری  داشته باشد،این گونه افرا د ذکر می کنند باز هم او را دوست دارم،شاید اگر این موضوع را در مورد فرد دیگری ببینند با خود می گویند چرا او علی رغم این همه احساس بد در رابطه مانده است(تحلیل هوشیار)اما خود در همان نوع رابطه گیر هستند و از عمق احساسات خود تخریب گر شان آگاهی ندارند(سرکوب احساسی نا هوشیار). در بعد شناختی یا همان تحلیل های ذهنی مدام درگیر تحریف های شناختی هستند. آنها توجه انتخابی به جنبه های مثبت رابطه دارند و جنبه های منفی رابطه را نمی بینند. این نوع تحریف ذهنی را فیلتر ذهنی و بی توجهی به امور منفی گویند،گویا تمایل ناهوشیاری تنها برای دیدن این جنبه های مثبت اندک دارند.

در اینجا زمان آن رسیده بود که فرضیه خودم در رابطه با وجود طرح واره محرومیت هیجانی را در مورد وی به بوته آزمایش بگذارم،یکی از راه حل ها این است که پرسشناه هایی متناسب با این موضوع را در اختیار وی قرار دهم.پرسشنامه های زیادی در این خصوص وجود دارد مثل پرسشنامه 90 سئواله طرح واره یانگ گه به بررسی 18 طرح واره اساسی می پردازد و برای هر طرح واره 5 سئوال وجود دارد،که مثلا سئوالات 1، 19،37،55 و 73 طرح واره محرمیت هیجانی را می سنجند و چنانچه نمرات بالایی در آن بدست آورند مطرح کننده طرح واره است،البته انواه 75 سئواله 205  و 232 سئواله آن نیز وجود دارد. در زیر لینک پرسشنامه 90 سئواله وجود دارد و نجوه نمره دهی آن هم گذاشته شده

برای دریافت پرسشنامه 90 سئواله طرح واره یانگ اینجا را کلیک کنید

برای دریافت نحوه نمره دهی پرسشنامه 90 سئواله طرح واره یانگ اینجا را کلیک کنید( مواردی که پاسخ تقریبا درست یا کاملا درست را زده اید مد نظر قرار دهید)

یا این که پرسشنامه ای مخصوص شناسایی طرح واره محرومیت هیجانی در اختیار بگذارم. در زیر نمونه آن را گذاشته ام

برای دریافت پرسشنامه طرج واره محرومیت هیجانی یانگ اینجا را کلیک کنید(فایل ورد)

برای دریافت پرسشنامه طرح واره محرومیت هیجانی یانگ اینجا را کلیک کنید(فایل پی دی اف)

نتیجه پرسشنامه آخر این بود که خانم س نمره بالایی در این طرح واره (محرومیت هیجانی) بدست آورد، پس بی شک این طرح واره در وی با قدرت شدیدی وجود دارد و تاثیر عمیقی روی زندگی وی دارد. البته در تخلیل پرسشنامه 90 سئواله طرح واره های دیگری نیز در وی مشخص شد. طرح واره های چون رها شدگی،بی اعتمادی /بدرفتاری،اطاعت،ایثار و نقص و شرم .

با توجه به شرح حال خانم س آیا می توانید به ریشه های شکل گیری این طرح واره ها بیاندییشید؟

ریشه های شکل گیری این طرح واره را در ماهیت آن باید جست، محرومیت هیجانی به محرومیت از محیت،محرومیت از همدلی و محرومیت از حمایت دانست. منظور از محبت در آغوش گرفته شدن،بوسیده شدن،مهر ورزیدن،نوازش شدن و توجه کردن است،منظور از همدلی درک متقابل،گوش فرا دادن و تلاش برای فهمیده شدن است و منظور از حمایت پشتیبانی کردن،راهتمایی کردن و جهت دادن است. ممکن است والد یا والدینی به یکی و یا بیشتر ازیکی از اینها توجه نداشته باشند و زمینه محرومیت در فرزند را ایجاد کنند که باعث بروز طرح واره شود. معمولا طرح واره محرومیت هیجانی با طرح واره ایثار همراهی دارد که تلاشی است از سوی فرد برای بدست آوردن محبت،حمایت و یا همدلی.

کاملا مشهود است که نیاز های اولیه هیجانی خانم س به امنیت،حمایت،پذیرش و محبت و همدلی توسط والدین او برآورده نشده است،مادر بیمار و پرخاشگر که همیشه حس هراس را در فرزند ایجاد می کرده الگوی طرح واره ای بد رفتاری / بی اعتمادی را در وی ایجاد نموده است، جدایی مادر از پدر در 4 سالگی او نیز به طرح واره بی ثباتی / رها شدگی مربوط است، از آنجایی که وی کودکی بیش فعال بوده و مرتب مورد ایراد گیری از والدین و معلمین و همکلاسیان قرار می گرفته طرح واره نقص و شرم در وی شکل گرفته و به طور جبرانی با پذیرش طرح واره اطاعت بدنبال پرکردن خلا عاطفی خود بوده که به اطاعت وی از همراهان زندگیش مربوط است. ولی از همه مهم تر وجود طرح واره محرومیت هیجانی در وی است که به  محروم بودن وی از محبت،حمایت وهمدلی توسط والدین مرتبط است. وی در سیر زندگیش نیز بکرات با الگوهای احساسی،شناختی،رفتاری و بین فردی آن را تقویت می کرده است.

اکنون باید به او در مورد آنچه در درونش روی داده واردصحبت می شدم،این مرحله بسیار مهم است چرا که تا وی به این الگو ها و تکرار آنها در متن زندگیش باور نداشته باشد هرگز نمی تواند از آنها رها شود. جنبه مثبت طرح واره درمانی الگوی عینی آن است به گونه ای که مراجعه به طور فعالانه در سیر درمان درگیر است،سئوالات پرسشنامه ها نیز به روشن شدن داستان در وی کمک می کند،حتی می توان به وی پرسشنامه فرزند پذیری یانگ را داد تا به ویژگی های والدین رسید تا بدین ترتیب بهتر بتوان روند شکل گیری طرح واره را فهمید یا پرسشنامه های تکمیلی در خصوص سایر طرح واره ها را در اختیار وی قرار داد.

برای دریافت فایل ورد پرسشنامه فرزند پروری یانگ اینجا را کلیک کنید

برای دریافت فایل پی دی اف پرسشنامه فرزند پروری یانگ اینجا را کلیک کنید

این پرسشنامه یکی از ابزارهای مهم ارزیابی ریشه های تحولی شکل گیری طرح واره است که در آن رفتارهای پدر و مادرشان را بطور جداگانه ارزیابی می کنند. چنانچه در زندگی فرد معادل های پدر و مادر مثل ناپدری یا نامادری یا پدر بزرگ و مادر بزرگ وجود داشته باشند ستونی هم برای آنها باز خواهد شد.فرض این است که نمرات 5 یا 6  در هر سئوال بیانگر خط برش بوده و ارزش بالینی دارد(بجز سئوالات 1 تا 5 که نمرات بر عکس است یعنی نمره 6 معادل 1 است). ضروری است که درمانگر بحث و تبادل نظر در مورد هر یک از سئوالات را با درمانجو داشته باشد تا به یک سیمای دقیق در مورد ریشه های شکل گیری طرح واره برسد.

بررسی این پرسشنامه نشان دهنده ریشه های شکل گیری طرح واره در وی بود که نقش مادر،مادر خوانده و پدر را نشان می داد. بحث و تبادل نظر در مورد سئوالات به تبیین دقیق تر موضوع کمک کرد. اکنون خانم س بدرستی باور به نوع طرح واره ها و ریشه های شکل گری آن دارد. برای تبیین بهتر از وی خواستم پرسشنامه های زیر را نیز پر کند تا به شناخت دقیق تری در رابطه با خودش برسد.

1- پرسشنامه طرح واره رها شدگی یانگ(فایل ورد)

2- پرسشنامه طرح واره رها شدگی یانگ(فایل پی دی اف)

3- پرسشنامه طرح واره بی اعتمادی/بدرقتاری یانگ(فایل ورد)

4-پرسشنامه طرح واره بی اعتمادی/بدرفتاری یانگ(فایل پی دی اف)

5- پرسشنامه طرح واره نقص /شرم یانگ (فایل ورد)

6- پرسشنامه طرح واره نقص/شرم یانگ (فایل پی دی اف)

7- پرسشنامه طرح واره اطاعت یانگ(فایل ورد)

8-پرسشنامه طرح واره اطاعت(فایل پی دی اف)

اکنون زمان آن رسیده بود که فرایند درمان را شروع کنم،گرچه در روانکاری فرایند درمان با آگاهی های روانی بدنبال خود کاوی شروع می شود که این امر برای خانم س شروع شده بود. اکنون باید این آگاهی را با عمل آمیحته می کرد و نیازمند هدایت بود. اکنون او تشنه تغییر بودفدیگر می دانست که مشکل او با یادگیری روش هایی برای جلب توجه اقای ج حل نمی شود بلکه تغییرات عمیقی باید در وی صورت گیرد و به خوبی می دانست که در ذهن ناهوشیارش مقابل این تغییرات مقاومت نشان خواهد داد و باز او را در تله های قبلی خواهد انداخت.

برای او روشن کردم که هر یک از تله های طرح واره ای اش درمان متفاوت و گاه مشترکی را می طلبد به دلیل اهمیت طرح واره محرومیت هیجانی آن را هدف درمان قرار دادم. البته سایر طرح واره ها شامل بی ثباتی/رهاشدگی ،بی اعتمادی/بد رفتاری،شرم و نقص نیز مثل محرومیت هیجانی به براورده نشدن نیاز به امنیت،تائید،پذیرش و همدلی مرتبط است،این موضوع را در پست دیگری تحت نام طرح واره درمانی چیست مطرح کرده ام. برای مطالعه این پست اینجا را کلیک کنید

در حقیقت همان طور که گفتم یکی از اهداف درمان آگاهی مراجع به نیاز به دلبستگی امن است،چون الگوی محرومیت بقدری در زندگی مراجع تکرار شده که غالبا او آگاهی به این نیاز در خودش نداشته وشاید خود را سزاوار محبت،همدلی و حمایت نداند. همچنین هدایت بیمار برای برقراری روابطی است که این نیاز وی را برآورده کند و اجتناب از انتخاب افرادی که بی محبتی را در متن رابطه شان به او ابراز میکنند و بدین گونه به حیات طرح واره کمک می کنند و نیز ابراز این نیاز به افرادی است که با انها اکنون در رابطه است.همچنین چنانچه وی از الگوی اجتناب استفاده می کند آگاهی وی از سبک اجتناب(گریز) در رابطه با این نیاز و هدایتش برای کنار گذاشتن نمود های این سبک است. در خصوص سبک واکنش افراطی نیز آگاهی مراجع از ریشه این رفتار های جبرانی و جلوگیری از تداوم آن و تلاش برای ایجاد یک رابطه توام با دلبستگی امن با دیگران است.

محور اصلی درمان در حوزه طرح واره های مربوط به طرد و بریدگی مانند طرح واره محرومیت هیجانی،رهاشدگی/بی اعتمادی،بی ثباتی /بدرفتاری و نقص و شرم روی رابطه مراجع و درمانگر است،تنها در صورت برقراری یک رابطه ایمن،توام با احترام و مسئولیت ،بدون قضاوت و در بستر حمایت،همدلی و محیت است که مراجع به درمانگر اجازه می دهد در فضای ذهنی عاطفی اش وارد شود ،او را هدایت کند و خود را به او بسپارد،این رابطه شروعی است برای برقراری چنین روابطی با سایر افراد مهم زندگی در خارج از محیط درمانی و اساسی است برای آنچه که الکساندر آن را تجربه هیجانی اصلاحی می نامید. به بیانی درمانگر با استفاده از تکنیک باز والدینی حد و مز دار(رعایت این بخش حد و مرز آن بسیار مهم است) در فضایی گرم و سرشار از همدلی به ترمیم زخم های هیجانی بیمار کمک می کند و بتدریج این نیاز مراجع در فضای درمان ارضاء می شود و این رابطه الگویی می شود برای سایر روابط وی. سپس درمانگر و مراجع به بررسی روابط بیمار با سایر افراد مهم زندگی می پردازند و به تغییر سبک رفتاری بیمار و انتخاب افراد مناسب تر برای برآورده شدن این نیاز مشغول می شوند. در این مرحله چنانچه مراجع در فضای درمان طعم یک رابطه سالم و برآورده کننده نیازهای هیجانیش را چشیده باشد به دنبال تداوم همان الگو در بیرون فضای درمان خواهد بود،درمان گر باید دقت داشته باشد که قدرت طرح واره عمدتا سعی دارد هم رابطه بین درمانجو و درمانگر و هم سایر روابط درمانجو را به سمت تداوم الگوهای قبلی و حیات طرح واره ای ببرد،همچنین عدم رعایت حرفه ای گری در روابط درمان گر و درمانجو می تواند بشدت در تقویت طرح واره کمک کند. مهم است که درمانجو محدو دیت های درمانگر در رابطه درمانی را بپذیرد و آنها را نشانه ای از محرومیت تلقی نکند.همچنین چنانچه بیمار از سبک مقابله ای اجتناب(گریز) یا واکنش افراطی استفاده کند نیاز است درمانگر تلاش بیشتر و صبر و تحمل بیشتری داشته باشد. در واکنش افراطی مراجع توقعات افراطی از درمانگر دارد و گاه بابت عدم برآورده شدن آنها درمانگر را در معرض هیجان خشم،رنجش و تحقیر قرار می دهد مهم این است که درمانگر ریشه های رفتاری مراجع را درک کند و در فضای بازوالدینی حد و مرز دار و توام با حمایت،احترام،مسئولیت و همدلی این ریشه ها را بامراجع مطرح کند" احساس می کنم که بشدت از من عصبانی هستید و رنجش را در متن صحبت هایتان احساس می کنم، نوع برخورد شما در من احساس تحقیر شدگی را ایجاد می کند ... ولی من فکر می کنم ریشه آن در سبک واکنش افراطی شما در قبال طرح واره است.. شما بطور افراطی انتظار برآورده شدن نیازهای عاطفی تان را دارید،در حالی که به نیاز های من به احترام و همدلی اهمیت نمی دهید... ممکن است این الکو در سایر روابطتان با افراد نزدیک تان هم وجود داشته باشد.... اجازه بدهید روی آن روابط هم صحبت کنیم..... و جایی دیگر می توانیم این گونه بگوئیم.. آیا این نوع سبک افراطی در قبال طرح واره محرومیت هیجانی شما را به یاد خاطراتی در کودکی تان نمی اندازد؟

اما درست است که درمان با نوع رابطه درمانی و تحلیل رابطه (ترانسورنس نوروزیس) و نقش بازوالدینی حد و مرز دار (بروز تجربه اصلاحی هیجانی) شروع می شود اما تکنیک های تجربی(تصویر سازی ذهنی)،شناختی(فراشناختی) و رفتاری(الگو شکنی رفتاری)  درمان را دنبال خواهد کرد.

در تکنیک های تجربی که در این طرح واره از اهمیت برخوردار است ابندا مراجع با کمک درمانگر با استفاده از پرسشنامه فرزند پروری یانگ به بررسی ریشه های تحولی شکل گیری طرح واره پرداخته و سپس در مورد تک تک سئوالات مرتبط به بحث و تبادل نظر می پردازند. مهم این است که مراجع در فرآیند درمان ریشه های شکل گیری این طرح واره را در درونش پیدا کند. گرچه که گاه آن را به فرآموشی(انکار) سپرده است. بسیاری از بیماران به فقدان های خود آگاه نیستند و حتی نمی دانند و گاه به سختی قبول می کنند(بخصوص در سبک گریز و واکنش افراطی) که ریشه های مشکل تنها در کودکی شان است. در تکنیک های تجربی از طریق تصویر سازی ذهنی(معادل روش های هیپنوتیزمی و تداعی آزاد در الگو های سنتی تر روانکاوی) به بخشی از درونش که آن را می توان کودک تنها یا کودک آسیب دیده نامید ارتباط برقرار می کند و خاطرات،رخداد ها،شناخت واره ها،احساسات و نیاز ها یش را بیاد می آورد. او دردها،آزردگی ها و نیاز های برآورده نشده خود را بیاد خواهند آورد و در طی این اقدام درمانگر به عنوان بزرگ سال سالم وارد تصویر سازی می شود و کودک تنها و آسیب دیده را تسلی می دهد و ارام می کند در مراحل اولیه تنها به تخلیه هیجانی و ترمیم عاطفی در وی توجه می شود،اما بتدریج بازسازی شناختی رخداد نیز توسط درمانگر صورت می گیرد(بخصوص در مواردی که تحلیل بیمار در نفش کودک تنها با شناخت های بالغ هم خوان نباشد،بتدریج او شناخت های پخته تری از رفتار والدین خود را خود گویی می کند. سپس مراجعه تشویق می شود که همین اقدام را بعنوان تکلیف خانگی دنبال کند و به کمک فهرستی که با کمک درمانگرش از آسیب های کودکی خود فراهم کرده به بازسازی هیجانی و شناختی آنها می پردازد،نهایتا او نامه ای به والدین خود (یا سایر افراد مهم تاثیر گذار در شکل گیری طرح واره) می نویسد که هرگز بدست آنها نخواهد رسید و در آن به بیان دردها و رنج هایش خواهد پرداخت و این که در آن لحظات چه احساساتی داشته،چه می اندیشیده و انتظار داشته والدینش چگونه رفتار کنند.

همچنین لازم است که با استفاده از تکنیک های رفتاری به مراجع کمک کنیم که دوستان و همسری انتخاب کند که با محبت و دلسوز باشند،از اطرافیان نزدیک شان بخواهند که به نیازهای عاطفی شان توجه کنند،چنانچه آنها به نیاز های عاطفی اطرافیانشان توجهی ندارند(واکنش افراطی) الگوی رفتاری متفاوتی را تجربه کنند و اجازه دهند دیگران نیز از حمایت های آنها بهرمند شوند،در مقابل محرومیت های هیجانی کوچک صبور باشند و واکنش های افراطی بروز ندهند. چنانجه  به دیگران اجازه ابراز محبت و حمایت عاطفی نمی دهند یا از رفتارهای اجتنابی استفاده می کنند(گریز) اجازه دهند دیگران به آنها محبت کنند و از این محبت پرهیز نکنند. پیگیری تکنیک های رفتاری طولانی ترین و حساس ترین بخش درمان طرح واره درمانی است و در صورت عدم استفاده از این روش احتمال عود و حیات طرح واره زیاد است. مهم ترین تکنیک رفتاری الگو شکنی رفتاری است. همیشه باید قبل از استفاده از تکنیک های رفتاری مراحل درمان تجربی و شناختی را برای بیمار انجام داده باشیم،چون در غیر این صورت جنبه های سالم شخصیتی بیمار تقویت نشده که با الگو های طرح واره خواست بجنگد. در الگو شکنی رفتاری هر جا که لازم باشد ،می توان از همراهی و تلقیق تکنیک های شناختی و تجربی بهره جست.همچنین درمانگر بنا به ضرورت از تکنیک های رفتار درمانی کلاسیک مانند آموزش تن آرامی،مواجعه سازی تدریجی،غرقه سازی،حساسیت زدایی تدریجی،آموزش الگو جرات ورزی،ایفای نقش،هدف گزینی،خود بازنگری،کنترل خشم،مدیریت استرس،آموزش ارتباط موثر و تقویت خود بهره جست. گام اول در الگو شکنی رفتاری تهیه فهرستی با کمک درمانگر از رفتار ها و موقعیت ها برای تغییر است. در این مرحله مهم است که درمانگر به بیمار کمک کند که به ارزیابی نوع سبک های مقابله ای در قبال طرح واره محرومیت هیجانی در حیطه های مختلف زندگی شامل محیط کاری،ارتباط با خانواده و افراد مهم،سایر افراد و دوستان بپردازد. بطوری که ممکن است مراجع در مقابل طرح واره محرومیت هیجانی در خصوص همسر از الگوی تسلیم استفاده کند ولی در قبال پدر و مادر از الگوی واکنش اقراطی و در قبال سایر افراد از الگوی گریز.

تسلیم:انتخاب همسری که سرد و بی روح است،

گریز:کنار گیری و انزوا و دوری از روابط نزدیک

واکنش افراطی:توقعات غیر واقع بینانه که دیگران باید تمام نیازهای آنها را برآورده کنند

درمانگر تلاش می کند بیمار را تشویق کند که با فکر کردن دقیق به رخدادهایی که هیجانات ناخوشایند و یا خوشایند را برایش ایجاد کرده است توصیف دقیقی از رفتارهای مشکل آفرین مرتبط با طرح واره،همراه با نوع سبک مقابله ای و تحلیل ریشه های شکل گیری آن بپردازد. مثلا اگر در ارتباط با پدر و مادرش مدام درگیر هیجان خشم یا رنجش می شود به خاطر می آورد که بدلیل عدم برآورده شدن نیاز به همدلی یا حمایت یا محبت از سوی آنها در موقعیت های غیر واقع بینانه این گونه شده است، گاه ضروری است برای شناسایی دقیق موقعیت های مشکل آفرین از روش تصویر سازی ذهنی استفاده کرد به این ترتیب مراجع احساسات،افکار،رخدادها،انتظارات و رفتارهایش را در آن موقعیت به یاد آورده و تبیین دقیقی از ریشه های طرح واره ای آنها و سبک مقابله اش خواهد داشت. مثلا اگر درمانجو احساس کند مراجع در مقابل همکارانش دچار رفتار طرح واره ای با سبک گریز است از او می خواهد یکی از آن موقعیت ها را تصویر سازی کند و از او می پرسد در آن موقعیت چه گذشت؟چه احساسی داشتی؟به چه فکر می کردی؟ دوست داشتی چه اتفاقی بیافتد؟بعد چه شد؟سپس چه احساسی داشتی؟ و بعد از آن چه افکاری را در ذهن داشتی؟







برچسب‌ها: طرح واره درمانی, بی محبتی, محرومیت هیجانی
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392ساعت 12:33  توسط دکتر حمید رضا ارشدی  | 

بسیاری از دانشجویان پزشکی در طی دوره آموزش روانپرشکی و نیز بیشتر مراجعان روانپزشکی درک درست و کاملی از روان درمانی ندارد. حتی تفاوت این نوع مداحله درمانی را با مشاوره نمی دانند. براستی تفاوت مشاوره با روان درمانی چیست؟ اجازه بدین این سئوال را در پست های بعدی بطور کامل تری پاسخ بدم. ولی در خصوص روان درمانی که الگویی است که در آن درمانگر با استفاده با مفاهیم نظری و الگوهای مداخله ای خود به درمان جو کمک می کند که نه تنها  مفهوم سازی درستی از مشکل خود داشته باشد بلکه  راه کار های رفتاری، شناختی، ارتباطی و تجربه ای مناسبی برای حل مشکلات خود یادگرفته و به کار ببرند.در ادامه توضیحاتی خواهم داد

بر همین اساس بر اساس نوع مفهوم سازی نظری مشکلات، رویکرد درمانی نیز متفاوت است،یکی از این رویکرد ها ،رویکرد طرح واره درمانی است که توسط جفری یانگ و ژانت کلوسو معرفی شد و به همت آقای دکتر حسن حمید پور با ترجمه جلد اول و دوم کتاب طرح واره درمانی و کتاب زندگی خود را دوباره بیافرینیم و برگزاری کارگاه های متعدد در سرتاسر ایران درمانگرهای زیادی را با این رویکرد آشنا نموده است  که جای تقدیر و تشکر از ایشان دارد.

در ادامه در طی پست های بعدی سعی دارم این رویکرد را با توضیحات عملی و بر اساس تجاربی که در طی کار روی مراجعانم داشتم معرفی کنم. امیدوارم برای علاقمندان مفید فایده باشد.


برچسب‌ها: طرح واره درمانی
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392ساعت 12:5  توسط دکتر حمید رضا ارشدی  | 

مدتی در ره عشق تو دویدیم، بس است

راه صد بادیه ی درد بریدیم، بس است

قدم از راه طلب باز کشیدیدم، بس است

اول و آخر این مرحله دیدیم، بس است

بعد از این ما و سر کوی دلارای دگر

با غزالی به غزل خوانی و غوغای دگر

یار این طایفه ی خانه بر انداز مباش

از تو حیف است، به این طایفه دمساز مباش

میشوی شهره، به این فرقه هم آواز مباش

غافل از لعب حریفان دغل باز مباش

به که مشغول به این شغل نسازی خود را

  این نه کاری است، مبادا که ببازی خود را

ای پسر چند به کام دگرانت بینم

سرخوش و مست ز جام دگرانت بینم

مایه ی عیش مدام دگرانت بینم

ساقی مجلس عام دگرانت بینم

تو چه دانی که شدی یار چه بیباکی چند

  چه هوسها که ندارند هوسناکی چند

در کمین تو بسی عیب شماران هستند

سینه پر درد زتو کینه گذاران هستند

داغ بر سینه زتو سینه فکاران هستند

غرض اینست که در قصد تو یاران هستند

باش مردانه که ناگاه قفایی نخوری

واقف کشتی خود باش که پایی نخوری

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1392ساعت 13:17  توسط دکتر حمید رضا ارشدی  | 

مطالب قدیمی‌تر