اختلالات تجزیه ای
علایم و نشانهها: از دست دادن حافظه، معمولاً با شروع ناگهانی. بیمار از این فقدان آگاه است. قبل و بعد از فقدان، هوشیار است.
گریز تجزیهای
علایم و نشانهها: سرگردانی هدفمند، اغلب در مسافات طولانی فراموشی در مورد زندگی گذشته اغلب از فقدان حافظه آگاهی ندارد. اغلب هویتی جدید اتخاذ میکند. رفتار در مدت گریز طبیعی است.
اختلال هویت تجزیهای
علایم و نشانهها:بیش از یک شخصیت مجزا درون یک فرد
هرکدام از آنها در موقع حضورشان بر رفتار و تفکر فرد غلبه میکنند.
تغییر از یک شخصیت به شخصیت دیگر
ناگهانی است.
معمولاً نسبت به بقیه شخصیتها
فراموشی وجود دارد.
اختلال مسخ شخصیت
علایم و نشانهها:حس پایدار عدم واقعیت نسبت به بدن و خود واقعیتسنجی سالم است. پویش ایگو
فراموشی تجزیهای
اپیدمیولوژی :شایعترین اختلال تجزیهای. پس از بلایا یا زمان جنگ شایعتر است. زن>مرد نوجوانی، جوانی
گریز تجزیهای
اپیدمیولوژی:نادر پس از بلایا یا در مدت جنگ شایعتر است. نسبت جنسی و سن شروع متغیر است.
اختلال هویت تجزیهای
اپیدمیولوژی:به میزانی که تصور میشود نادر نیست. حدود ۵% بیماران روانپزشکی را مبتلا میکند. نوجوانان، جوانان (اگرچه ممکن است بسیار زودتر شروع شود) زن>مرد در خویشاوندان درجه اول، بیشتر است.
اختلال مسخ شخصیت
اپیدمیولوژی:اگرچه اختلال به شکل خالص نادر است اپیزودهای متناوب مسخ شخصیت شایع میباشد. پس از ۴۰ سالگی نادر است. ممکن است در زنان شایعتر باشد.
فراموشی تجزیهای
سببشناسی :آسیب هیجانی آشکارساز (مثل خشونت در منزل). علل طبی را رد کنید.
گریز تجزیهای
سببشناسی:آسیب هیجانی آشکارساز. ممکن است مصرف زیاد الکل، عامل زمینهساز باشد. اختلالات شخصیتی مرزی، نمایشی و اسکیزوئید، زمینهساز هستند. علل طبی را رد کنید.
اختلال هویت تجزیهای
سببشناسی:سابقه سوءرفتار شدید جنسی یا روانشناختی در کودکی. فقدان حمایت از افراد مهم. ممکن است صرع، دخالت داشته باشد. علل طبی را رد کنید.
اختلال مسخ شخصیت
سببشناسی:استرس، اضطراب یا افسردگی شاید زمینهساز هستند. علل طبی را رد کنید.
فراموشی تجزیهای
سیر بیماری و پیشآگهی:خاتمه یافتن ناگهانی، عودهای محدود
گریز تجزیهای
سیر بیماری و پیشآگهی:معمولاً کوتاهمدت، چند ساعت یا چند روز میتواند ماهها طول بکشد و مسافرتهای طولانی را باعث شود. معمولاً خودبهخود و سریع بهبود مییابد. عود نادر است.
اختلال هویت تجزیهای
سیر بیماری و پیشآگهی:شدیدترین و مزمنترین اختلال تجزیهای. بهبودی کامل نیست.
اختلال مسخ شخصیت
سیر بیماری و پیشآگهی:شروع معمولاً ناگهانی است. گرایش به مزمن شدن دارد.
تشخیص، علایم و نشانهها
به جدول زیر نگاه کنید. بیمار معمولاً هوشیار و آگاه نسبت به از دست رفتن حافظه است. شایعترین نوع آن فراموشی موضوع (localized) است که در آن وقایع مربوط به دوره زمانی کوتاهی، از خاطره پاک میشود. ممکن است بیتفاوتی واضح نسبت به از دست رفتن حافظه دیده شود. تیرگی هوشیاری به شکل خفیف ممکن است رخ دهد.
- معیارهای تشخیصی فراموشی تجزیهای در DSM-IV-TR :
الف ـ اختلال اصلی بهصورت یک یا چند اپیزود ناتوانی در به یاد آوردن اطلاعات مهم شخصی است که معمولاً ماهیت تروماتیک یا استرسزا دارد و شدیدتر از آن است که با فراموشی معمولی توضیح داده شود.
ب ـ اختلال، انحصاراً در طول دوره بیماری اختلال هویت تجزیهای، گریز تجزیهای، اختلال استرس حاد یا اختلال جسمیسازی اتفاق نیفتاده است و بهدلیل اثر فیزیولوژیک مستقیم یک ماده (مثلاً مادهای که مورد سوءمصرف قرار میگیرد، یا دارو، یا یک بیماری طبی عمومی یا نورولوژیک (مثل اختلال فراموشی بهدلیل ضربه به سر) نمیباشد.
ج ـ علایم از نظر بالینی موجب ناراحتی واضح یا اختلال در عملکرد اجتماعی، شغلی یا سطوح دیگر عملکردی میگردد.
اپیدمیولوژی، سببشناسی
به جدول خلاصه اختلالات تجزیهای نگاه کنید.
آزمونهای آزمایشگاهی و روانشناختی
در صورت اندیکاسیون، باید بیماری طبی رد شود. مصاحبه به کمک دارو (مثلاً با آموباربیتال) میتواند به تشخیص اختلال فراموشی ناشی از یک بیماری طبی عمومی و فراموشی تجزیهای کمک کند، بیماران مبتلا به فراموشی که بیماری ارگانیک دارند با آموباربیتال بدتر میشوند، در حالیکه در بیماری که دلیل فراموشیاش، ممکن است حافظه برگردد.
روانپویشی
از دست دادن حافظه ثانویه به تعارض روانشناختی دردناکی است که در آن بیمار منابع هیجانی محدودی دارد. مکانیسمهای دفاعی شامل واپسزنی (متوقف ساختن تکانههای ناراحتکننده از سطح آگاهی به شکل ناخودآگاه)، انکار (واقعیت خارجی نادیده گرفته میشود)، و تجزیه (گروهی از فرآیندهای ذهنی به شکل جداگانه و مستقل از فرآیندهای دیگر عمل میکنند) است. در همه اختلالات تجزیهای مکانیسمهای دفاعی مشابهی استفاده میشود.
تشخیص افتراقی و سیر بیماری و پیشآگهی
- تشخیصهای افتراقی قابل ملاحظه در فراموشی تجزیهای:
- دمانس
- دلیریوم
- اختلال فراموشی بهدلیل یک وضعیت طبی عمومی:
- فراموشی آنوکسیک
-عفونتهای مغزی (مثل هرپس سیمپلکس که لوبهای تمپورال را درگیر کند)
-نئوپلاسمهای مغزی (بهخصوص لیمپیک و فرونتال)
- صرع
- اختلالات متابولیک (مثل اورمی، هیپوگلیسمی، آنسفالوپاتی هیپرتانسیو، پورفیری)
- فراموشی پس از ضربه مغزی (پس از تروما)
- فراموشی پس از عمل جراحی
- درمان با الکتروشوک (یا شوک الکتریکی قوی دیگری)
- فراموشی ناشی از مواد (مثل اتانول، آرامبخش - خوابآورها، آنتیکولینرژیکها، استروئیدها، آنتاگونیستهای گیرنده بتاآدرنرژیک، پنتازوسین، فنسیکلیدین، داروهای هیپوگلیسمیک، حشیش، توهمزاها، متیل دوپا)
- فراموشی کلی گذرا
- سندرم ورنیکه - کورساکوف
- فراموشی مرتبط با خواب (مثل اختلال خوابگردی)
- دیگر اختلالات تجزیهای
- اختلال استرس پس از تروما
- اختلال استرس حاد
- اختلالات شبهجسمی (اختلال جسمیسازی، اختلال تبدیلی)
- تمارض (بهخصوص وقتی با عملی جنائی همراه است).
درمان
معمولاً بهبودی بدون درمان و به شکل خودبهخود اتفاق میافتد:
- هیپنوتیزم:به بیمار به حد کافی آرامش داده میشود تا اطلاعات فراموششده را به یاد بیاورید.
- مصاحبه به کمک دارو:
ممکن است برای کمک به بیمار در جهت یادآوری خاطرات فراموششده. از باربیتوراتهای متوسطالاثر و کوتاهاثر (مثل تیوپنتال و سدیم آموباربیتال) یا بنزودیازپینها، به شکل تزریق وریدی استفاده شود.
- رواندرمانی:
به بیماران کمک میشود تا خاطرات را در سطح هوشیاری خود بگنجانند.
تشخیص، علایم و نشانهها
به جدول زیر نگاه کنید. از دست رفتن ناگهانی حافظه همراه با مسافرت هدفمند و بدون سردرگمی، اغلب برای مدت طولانی. از دست رفتن کامل یا نسبی حافظه در مورد زندگی گذشته، اغلب بدون آگاهی از فقدان حافظه، اتخاذ هویتی جدید، غیرغریب و ظاهراً طبیعی با این وجود، کلافگی و اختلال موقعیتیابی ممکن است رخ دهد.
- معیارهای تشخیصی گریز تجزیهای در DSM-IV-TR :
ـ اختلال بارز بهصورت سفر ناگهانی و غیرمنتظره از خانه یا محل دائمی کار، همراه با ناتوانی در به یاد آوردن گذشته است.
ـ کنفوزیون در مورد هویت شخصی یا اتخاذ هویتی جدید (نسبی یا کامل).
ـ اختلال منحصراً در سیر اختلال هویت تجزیهای رخ نمیدهد و بهدلیل اثر مستقیم فیزیولوژیک یک ماده (مثلاً داروی مورد سوءمصرف یا داروی طبی) یا یک بیماری طبی عمومی (مثل صرع لوب تمپورال) نمیباشد.
ـ علایم از نظر بالینی، موجب ناراحتی واضح یا اختلال در سطوح اجتماعی، شغلی یا دیگر سطوح مهم عملکردی میگردند.
اپیدمیولوژی، سببشناسی و سیر بیماری و پیشآگهی
به جدول خلاصه اختلالات تجزیهای نگاه کنید.
آزمونهای آزمایشگاهی و روانشناختی
هیپنوتیزم و مصاحبه با دارو، اگر به کمک آنها بیمار حافظهاش را بهدست بیاورد، به روشن شدن تشخیص کمک میکند.
تشخیص افتراقی
- اختلال شناختی: سرگردانی، هدفمند یا پیچیده نیست.
- صرع لوبتمپورال: معمولاً هویت جدیدی اتخاذ نمیشود.
- فراموشی تجزیهای: مسافرت هدفمند یا اتخاذ هویت جدید رخ نمیدهد.
- تمارض: تمایز آن مشکل است. وجود نفع واضح ثانویه، باید ظن به این مسئله را برانگیزد.
درمان
معمولاً بهبودی به شکل خودبهخود و بدون درمان است.
- هیپنوتیزم و مصاحبه به کمک دارو:
میتواند در یافتن استرسور مستعدکننده، کمککننده باشد.
- رواندرمانی:
برای کمک به بیماران، به این منظور که استرسورهای مستعدکننده را به شکلی سالم و نظاممند، وارد روانشان کنند. درمان انتخابی رواندرمانی روانپریشی بیانی - حمایتی (expressive-supportive psychodynamic psychotherapy) است
تشخیص، علایم و نشانهها
به جدول معیارهای تشخیصی اختلال هویت تجزیهای در DSM-IV-TR نگاه کنید. شخصیت اصلی معمولاً نسبت به بقیه شخصیتها فراموشی داشته و از وجود آنها آگاهی ندارد. تبدیل از یک شخصیت به شخصیت دیگر معمولاً ناگهانی اتفاق میافتد. بعضی از شخصیتها ممکن است از جنبههائی از شخصیتهای دیگر آگاهی داشته باشند. هر شخصیت میتواند خاطرات و ارتباطات خود را داشته باشد، و هرکدام معمولاً نام و توصیفات مربوط به خود را دارند. شخصیتهای مختلف ممکن است ویژگیهای فیزیولوژیک متفاوت داشته باشند (مثلاً شماره عینکهای مختلف) و پاسخهای متفاوتی به آزمون روانشناختی بدهند (مثلاً شماره عینکهی مختلف) و پاسخهای متفاوتی به آزمون روانشناختی بدهند. (مثلاً نمونههای مختلف IQ). ممکن است شخصیتها، جنس، سن یا نژادهای متفاوت داشته باشند. یک یا چند از شخصیتها ممکن است نشانههائی از یک اختلال روانپزشکی همزمان داشته باشند (مثل اختلال خلقی، اختلال شخصیت). نشانههای اختلال هویت تجزیهای در جدول نشانههای اختلال هویت تجزیهای نوشته شده است.
- معیارهای تشخیصی اختلال هویت تجزیهای در DSM-IV-TR:
الف ـ وجود دو یا چند هویت یا شخصیت مجزا (که هرکدام الگوی نسبتاً ثابت و مختص به خود نسبت به دریافت ارتباط و تفکر در مورد محیط و خویشتن دارد).
ب ـ حداقل دو مورد از این هویت یا شخصیتها به شکل متناوب کنترل رفتار فرد را بهدست میگیرند.
ج ـ ناتوانی در به یاد آوردن اطلاعات مهم شخصی که شدیدتر از آن است که با فراموشی معمولی توجیه گردد.
د ـ اختلال بهدلیل اثر مستقیم یک ماده (مثل فراموشی یا رفتار آشوبناک در حین مسمومیت با الکل) یا یک بیماری طبی عمومی (مثل تشنج کمپلکس پارسیل) نیست. توجه: در کودکان، علایم قابل انتساب به همبازیهای خیالپردازانه دیگر نباشد.
- نشانههای اختلال هویت تجزیهای:
۱. گزارشهائی از اعوجاج زمانی، فراموشیهای لحظهای و عدم تداوم زمانی
۲. بازگوئی اپیزودهای رفتاری توسط دیگری که خود فرد آنها را به یاد نمیآورد.
۳. افرادی بیمار را بشناسند یا با نام دیگری او را بخوانند، که بیمار آنها را نمیشناسد.
۴. توسط یک مشاهدهگر قابل اعتماد، تغییرات قابل توجهی در رفتار فرد گزارش گردد؛ ممکن است بیمار خود را با نام دیگری معرفی کند یا از خودش یا ضمیر سوم شخص صحبت کند.
۵. شخصیتهای دیگر با هیپنوتیزم یا مصاحبه با آموباربیتال قابل کشف باشند.
۶. در طول مصاحبه، از کلمه 'ما' استفاده کند.
۷. در بین وسایل شخصی بیمار، نوشتهها، نقاشیها، محصولات یا اشیائی (مانند کارت شناسائی و لباس) یافت شود که قابل شناسائی یا توجیه توسط بیمار نیست.
۸. سردرد
۹. شنیدن صداهائی از درون، که بهعنوان صدائی جداگانه تلقی نمیشود.
۱۰. سابقه ترومای شدید هیجانی یا جسمی در کودکی (معمولاً قبل از ۵ سالگی).
اپیدمیولوژی، سببشناسی و سیر بیماری و پیشآگهی
به جدول خلاصه اختلالات تجزیهای نگاه کنید.
آزمونهای آزمایشگاهی و روانشناختی
مصاحبه به کمک دارو و هیپنوتیزم، به روشن شدن تشخیص کمک میکند. برشنگاری با گسیل پوزیترون (PET) و مطالعات جریان خون مغزی. در بعضی مطالعات تفاوتهای متابولیک بین شخصیتهای مختلف در یک فرد را نشان داده است.
روانپویشی
سوءرفتار شدید روانشناختی و جسمی (اغلب، جنسی) در کودکی منجر به نیاز عمیق به فاصله گرفتن خود از عذاب و رنج میگردد. نیاز به فاصله گرفتن از خود منجر به جدا شدن جنبههای مختلف شخصیت اصلی در ناخودآگاه میگردد، و هر شخصیت، بعضی از هیجانها یا حالتهای لازم را (مانند غضب، جنسیت، توجهطلبی، کفایت) که شخصیت اصلی جرأت بیانش را ندارد، بیان میکند. هنگامیکه کودک مورد سوءرفتار قرار میگیرد، سعی میکند که با تجزیه، خود را از اعمال ترسناک، محافظت کند. و تبدیل به شخصیت یا شخصیتهای دیگری گردد که مورد سوءرفتار قرار نمیگیرند و نمیتوانند مورد آزار واقع شوند. تجزیه به 'خود' ها، تبدیل به روش طولانیمدت و ثابت محافظت از خود در مقابل تهدیدهای هیجانی دریافتشده میگردد.
تشخیص افتراقی
- اسکیزوفرنی:
ممکن است بیماران در اعتقاد نسبت به داشتن چند هویت یا کنترل شدن توس دیگران، هذیانی باشند ولی اختلال فرم فکر و تخریب وضعیت اجتماعی، اسکیزوفرنی را از اختلال هویت تجزیهای مجزا میسازد.
- تمارض:
مشکلترین تشخیص افتراقی است. وجود نفع ثانویه، باید سوءظن را برانگیزد. مصاحبه به کمک دارو میتواند کمککننده باشد.
- اختلال شخصیت مرزی:
در خیلی از بیمارانی که همراه با اختلال هویت تجزیهای، دارای اختلال شخصیت مرزی هستند، تنها اختلال شخصیت، شناسائی میشود؛ زیرا وجود شخصیتهای مختلف با بیثباتی ویژه رفتاری، خلقی و بینفردی بیمار در اختلال شخصیت مرزی اشتباه میشود.
- اختلال دوقطبی یا تندچرخی:
علایم شبیه به اختلال هویت تجزیه است، ولی شخصیتهای مجزا وجود ندارد.
- اختلالات نورولوژیک:
علایم تشنج کمپلکس پارسیل بیشتر از همه احتمال دارد که علایم اختلال هویت تجزیهای را تقلید کند.
درمان
رواندرمانی بینش مدارگسترده، اغلب همراه با هیپنوتیزم یا مصاحبه به کمک دارو. دارودرمانی چندان مفید نبوده است. اهداف درمانی شامل سازش و توافق جنبههای مختلف عاطفه در بیمار، با کمک به او در درک این مسئله است که دلایل ابتدائی برای تجزیه (خشم شدید، ترس، و کنفوزیون ثانویه به سوءرفتار) دیگر وجود ندارد، و اینکه جنبههای مختلف عاطفه میتوانند تنها از طریق یک شخصیت بدون تخریب خویشتن بیان شوند.
مثالها
۱. سندرم گانسر (Ganser's syndrome) دادن پاسخهای تقریبی به سؤالات (مثلاً ۵=۲+۲) یک صبحت کردن در حاشیه موضوع (talking past the point)، بهطور شایع همراه با علامتهای دیگر است (مثلاً فراموشی، اختلال جهتیابی، اختلالات ادراکی، گریز (fugue)، نشانههای تبدیلی).
۲. مواردی مشابه اختلال هویت تجزیهای که در آن بیش از یک شخصیت کنترل اجرائی فرد را بهعهده میگیرد، ولی بیش از یک شخصیت که به اندازه کافی مشخص باشد تا معیارهای کامل اختلال هویت تجزیهای را پر کند، وجود ندارد؛ یا مواردی که شخصیت دوم هرگز کنترل اجرائی کامل را بهدست نمیگیرد. یا مواردیکه فراموشی در مورد اطلاعات مهم وجود ندارد.
۳. مسخ واقعیت بدون همراه یا مسخ شخصیت
۴. حالتهای تجزیهای در افرادی که برای مدت طولانی تحت محرکهای اجباری شدید بودند (مثلاً شستشوی مغزی یا آموزش در هنگام اسارت در دست تروریستها یا آئینهای مذهبی).
۵. اختلال خلسهٔ تجزیهای (dissociative trance disorder)، اختلال در هوشیاری، هویت یا حافظه که در موقعیت یا فرهنگهای خاصی انجام میشود (مثل amok [واکنش خشم]. Piboloktoq [رفتار آسیبزننده به خود]). حالتهای خلسه به معنی تغییر در حالت هوشیاری بهصورت کاهش واضح یا پاسخدهی متمرکز شده به محرکهای محیط به شکل انتخابی است. در کودکان. این حالتها ممکن است پس از سوءرفتار جسمی یا تروماً رخ دهد.
۶. اغما، استرپور، یا از دست دادن هوشیاری که در نتیجه یک بیماری طبی عمومی حادث نشده باشد. مواردیکه در آن مسافرتهای ناگهانی و غیرمنتظره و رفتارهای هدفمند و ساختاریافته و ناتوانی در به یاد آوردن گذشته، با اتخاذ هویتی جدید به شکل نسبی یا کامل، همراه نباشد.
دور شدن ناگهانی و غیرقابل انتظار از محل معمول زندگی یا کار و ناتوانی در به یاد آوردن جنبههائی مهم از هویت قبلی (نام، خانواده، شغل). اغلب، هویت جدیدی اتخاذ میگردد.
تشخیص، علایم و نشانهها
به جدول زیر نگاه کنید. از دست رفتن ناگهانی حافظه همراه با مسافرت هدفمند و بدون سردرگمی، اغلب برای مدت طولانی. از دست رفتن کامل یا نسبی حافظه در مورد زندگی گذشته، اغلب بدون آگاهی از فقدان حافظه، اتخاذ هویتی جدید، غیرغریب و ظاهراً طبیعی با این وجود، کلافگی و اختلال موقعیتیابی ممکن است رخ دهد.
- معیارهای تشخیصی گریز تجزیهای در DSM-IV-TR :
ـ اختلال بارز بهصورت سفر ناگهانی و غیرمنتظره از خانه یا محل دائمی کار، همراه با ناتوانی در به یاد آوردن گذشته است.
ـ کنفوزیون در مورد هویت شخصی یا اتخاذ هویتی جدید (نسبی یا کامل).
ـ اختلال منحصراً در سیر اختلال هویت تجزیهای رخ نمیدهد و بهدلیل اثر مستقیم فیزیولوژیک یک ماده (مثلاً داروی مورد سوءمصرف یا داروی طبی) یا یک بیماری طبی عمومی (مثل صرع لوب تمپورال) نمیباشد.
ـ علایم از نظر بالینی، موجب ناراحتی واضح یا اختلال در سطوح اجتماعی، شغلی یا دیگر سطوح مهم عملکردی میگردند.
اپیدمیولوژی، سببشناسی و سیر بیماری و پیشآگهی
به جدول خلاصه اختلالات تجزیهای نگاه کنید.
آزمونهای آزمایشگاهی و روانشناختی
هیپنوتیزم و مصاحبه با دارو، اگر به کمک آنها بیمار حافظهاش را بهدست بیاورد، به روشن شدن تشخیص کمک میکند.
تشخیص افتراقی
- اختلال شناختی: سرگردانی، هدفمند یا پیچیده نیست.
- صرع لوبتمپورال: معمولاً هویت جدیدی اتخاذ نمیشود.
- فراموشی تجزیهای: مسافرت هدفمند یا اتخاذ هویت جدید رخ نمیدهد.
- تمارض: تمایز آن مشکل است. وجود نفع واضح ثانویه، باید ظن به این مسئله را برانگیزد.
درمان
معمولاً بهبودی به شکل خودبهخود و بدون درمان است.
- هیپنوتیزم و مصاحبه به کمک دارو:
میتواند در یافتن استرسور مستعدکننده، کمککننده باشد.
- رواندرمانی:
برای کمک به بیماران، به این منظور که استرسورهای مستعدکننده را به شکلی سالم و نظاممند، وارد روانشان کنند. درمان انتخابی رواندرمانی روانپریشی بیانی - حمایتی (expressive-supportive psychodynamic psychotherapy) است
تشخیص، علایم و نشانهها
به جدول معیارهای تشخیصی DSM-IV-TR برای اختلال مسخ شخصیت نگاه کنید. اختلال در حین زمانی و مکانی، حس بزرگ بودن یا کوچک بودن اندامها، و مسخ واقعیت (derealization) (حس عجیب بودن دنیای بیرونی) شایع هستند. بیماران ممکن است احساس کنند آدم آهنی هستند. سرگیجه، نشخوارهای افسردگی و وسواسی، اضطراب و مشغولیتهای ذهنی با مسائل جسمی، شایع هستند.
- معیارهای تشخیصی DSM-IV-TR برای اختلال مسخ شخصیت:
الف ـ تجارب دائمی یا مکرر احساس جدا شدن فرآیندهای ذهنی از جسم، گوئی که فرد یک مشاهدهگر خارجی است (مثلاً احساس اینکه رویا میبیند).
ب ـ در خلال تجربه مسخ شخصیت، واقعیتسنجی سالم میماند.
ج ـ مسخ شخصیت موجب ناراحتی واقح بالینی یا اختلال در عملکردهای اجتماعی، شغلی یا دیگر سطوح مهم عملکردی فرد میگردد.
د ـ تجربه مسخ شخصیت انحصاراً در سیر بیماری روانی دیگری، مثل اسکیزوفرنی، اختلال پانیک، اختلال استرس حاد، یا اختلال تجزیهای دیگری رخ نمیدهد و بهدلیل اثر فیزیولوژیک مستقیم یک ماده (مثلاً ماده مورد سوءمصرف یا داروی طبی) یا یک بیماری طبی عمومی (مثل صرع لوبتمپورال) نمیباشد.
اپیدمیولوژی، سببشناسی و سیر بیماری و پیشآگهی
به جدول خلاصه اختلالات تجزیهای نگاه کنید.
تشخیص افتراقی
به جدول علل مسخ شخصیت نگاه کنید. مسخ شخصیت بهعنوان یک علامت، در سندرمهای زیادی، چه روانپزشکی و چه طبی، میتوانند اتفاق بیفتد. اختلالات خلقی، اختلالات اضطرابی، اسکیزوفرنی، اختلال هویت تجزیهای، سوءمصرف مواد، عوارض جانبی دارو، تومور یا ضربه مغزی، و اختلالات اضطرابی، اسکیزوفرنی، اختلال هویت تجزیهای، سوءمصرف مواد، عوارض جانبی دارو، تومور یا ضربه مغزی، و اختلالات تشنجی (از جمله صرع لوبتمپورال) باید رد شوند. اختلال مسخ شخصیت حالتی است که در آن علامت اصلی، مسخ شخصیت میباشد.
- علل مسخ شخصیت:
اختلالات نورولوژیک
صرع میگرن تومورهای مغزی بیماری مغزی - عروقی ضربه مغزی آنسفالیت فلج عمومی دمانس نوع آلزایمر بیماری هانتینگتون دژنرسانس نخاعی - مخچهای (spinocerebellar degeneration)
اختلالات سمی و متابولیک
هیپوگلیسمی هیپوپارتیروئیدی مسمومیت با مونوکسید کربن مسمومیت با مسکالین یوتولیسم هیپرونتیلاسیون هیپوتیروئیدی
اختلالات روانی ایدیوپاتیک
اسکیزوفرنی اختلالات افسردگی اپیزودهای مانیک اختلال تبدیلی اختلالات اضطرابی اختلال وسواس فکری - عملی اختلالات شخصیت سندرم مسخ شخصیت فوبیک اضطرابی
در افراد طبیعی
خستگی کسالت، محرومیت حسی شوک هیجانی در مسخ شخصیت یکطرفه (hemidepersonalization) ضایعات مغزی موضعی طرفی 'Iateralized' (معمولاً پاریتال راست)
درمان
اضطراب معمولاً هم به اضطرابزداها و هم به رواندرمانی حمایتی و بینشمدار پاسخ میدهد. با کاهش اضطراب، اپیزودهای مسخ شخصیت کاهش مییابد.