امتحان پایان بخش کارآموزان و کارورزان پزشکی بهمن 92

شما به عنوان پزشک خانواده با مردی 44 ساله که به دلیل دردهای پراکنده جسمانی(  در سر،گردن،شانه چپ، پشت، قفسه صدری، کمر) بارها به  درمانگاه مرکز بهداشتی درمانی مراجعه کرده است مواجه هستید. وی همراه با خود، چندین آزمایش خون و ادرار همراه دارد همچنین عکس های متعددی از ریه، گردن، CTScan  مغز همراه دارد که تنها یافته مثبت آنها  استئوآرتریت  در مهره های تحتانی گردنی است. در بررسی لابراتواری هموگلوبین 11،  MCV 70 و MCHC 21  است.EKG  همراه یافته پاتولوژیک خاصی مشهود نیست. وی همچنین از گرگرفتگی، طپش قلب،تنگی نفس همراه با احساس ضعف و خستگی شاکی است، چنانچه به علل روانپزشکی محتمل فکر می کنید

1- دو  تشخیص محتمل  را ذکر نمائید.

اختلال افسردگی اساسی و اختلال اضطراب منتشر،اختلال درد مزمن

2- چنانچه برای تائید  یا رد هر یک  قرار باشد  3سئوال اساسی بپرسید آن سئوال ها چیست

افسردگی اساسی:

1-آیا در روزهای اخیر بیشتر وقت ها احساس دلمردگی و غمگینی را در اکثر اوقات روز حس می کنید 2-آیا در روزهای اخیر بیشتر وقت ها احساس عدم لذت از فعالیت های لذت بخش دارید یا به بیانی این گونه است که خیلی کم برایتان لذت بخش است 3- آیا عملکرد شما در طی این مدت دچار اشکال شده است یا بوضوح احساس تنش می کنید(همچنین می توانید به سایر معیارهای افسردگی اساسی اشاره کنید)

اختلال اضطراب منتشر:

1- آیا احساس اضطراب و یا دلواپسی و نگرانی بیش از حد در طی حداقل 6 ماه گذشته داشته اید

2-آیا احساس بی قراری 3- زود عصبانی شدن4- زود خسته شدن5- قراموشکاری و بی تمرکزی6- بی خوابی در طی این مدت(حداقل 6 ماه گذشته) داشته اید

3- در طی این مدت نباید شواهد اپیزود افسردگی اساسی را داشته باشد

4-آیا عملکرد شما در طی این مدت دچار اشکال شده است یا بوضوح احساس تنش می کنید(همچنین می توانید به سایر معیارهای افسردگی اساسی اشاره کنید)

 جزئیات معیار های اصلی اپیزود افسردگی در زیر آمده است

"خلق افسرده در اکثر ساعات روز، تقریبا هر روز،طبق گفته خود فرد(احساس غمگینی و پوچی)،یا مشاهده دیگران(گریان به نظر برسد)"البته در بچه ها و نوجوانان می تواند به صورت خلق تحریک پذیر باشد."۲. کاهش علاقه یا لذت بردن از همه، یا تقریباً همه فعالیت‌ها در اکثر ساعات روز، تقریباً هر روز (طبق گزارش خود فرد یا مشاهده دیگران)" و این که"علایم از نظر بالینی ایجاد پریشانی واضح یا اختلال در سطوح مهم عملکرد اجتماعی، شغلی و سطوح دیگر کند" این مسئله در مورد پرسش در مورد سایر معیار ها صادق بود.


3-
چنانچه  هر یک از تشخیص ها تائید شد  برای  درمان (هر تشخیص) دو دسته های دارویی را ذکر کنید

اختلال افسردگی اساسی: SSRI,TCA,SNRI,Bupropion

      اختلال اضطراب منتشر:buspirone,venlafaxine,SSRI,TCA

4-     برای هر اختلال یک نسخه بنویسید  که در آن حداقل یک دارو باشد(انترن)

در هر دو مورد می توان از این نسخه استفاده کرد

ونلافاکسین 75 یک چهارم صبح یک چهارم شب پس از 5 روز نصف صبح نصف شب پس از 5 روز یکی صبح یکی شب /   تعداد 60 زمان ملاقات بعدی 1 ماه قبل

می توان ایندرال دو تا 10 میلی هم اضافه کرد

5- برای هر یک از دو اختلال  محتمل 3 توصیه  به خانواده  را بیان کنید

اختلال افسردگی اساسی:

1- اثر دارو پس از چند هفته ظاهر می شود

2- در ابتدا ممکن است عوارضی مثل تهوع یا افزایش فشار خون(در مورد ونلافاکسین) ظاهر شود که چنانچه شدید باشد ضروری است مراجعه نماید

3- دارو برای مدت محدودی مثلا یک سال تجویز خواهد شد و معمولا نیاز به مصرف مادام العمر نمی باشد

4- دارو اعتیاد آور نیست ولی نباید تاگهان قطع شود

5- چنانچه علائم برطرف شد نباید داروها قطع شود چون احتمال بازگشت علائم زیاد است

 

6-4 علامت ویژه افسردگی در دوره نوجوانی و دو علامت ویژه افسردگی در سالمندان را بیان کنید

ـ نوجوانی: سوءمصرف مواد، رفتار ضداجتماعی، بی‌قراری، فرار از مدرسه، مشکلات درسی، بی‌بند و باری جنسی، حساسیت بیش از حد نسبت به طرد، بهداشت نامناسب.


ـ پیری: نقص‌های شناختی (از دست دادن حافظه، اختلال موقعیت‌یابی، کنفوزیون)، دمانس کاذب (pseudodementia) یا سندرم دمانس افسردگی، بی‌احساسی (apathy)، حواس‌پرتی(distractibility)  

7-   4 مشکل عمده در نگرش بیماران و خانواده بیماران مبتلا به افسردگی اساسی که شما به عنوان پزشک مراقبت های اولیه باید مد نظر قرار دهید چیست.

1-درمان افسردگی نیاز به درمان دارویی ندارد

2-داروهای اقسردگی اعتیاد آور هستند

3- مصرف دارو در افسردگی نشان دهنده ضعف شخصیتی است

4-اگر داروی افسردگی را شروع کنی باید مادام العمر بخوری

5-اگر داروی افسردگی را شروع کنی باید مرتب دوز آن بالا می رود

6- با مصرف دارو حال بیمار بدتر می شود

7- دارو های ضد افسردگی عوارض پایدار و خطرناکی دارند

8- اگر فرد بخواهد خوب شود نیاز به درمان ندارد

9- افسردگی بیماری نیست

10-مراجعه دیر هنگام

11-تاخیر دردرمان نادرست بدلیل بارز بودن علائم جسمانی

8-     واژه های زیر که مربوط به درمان افسردگی است را توضیح دهید

acute phase

remission

continuation phase

recovery

 دردرمان اختلالات افسردگی سه مرحله درمانی وجود دارد. مرحله اول مرحله حاد (acute phase)است که در آن دارو با دوز اولیه شروع شده و طبق یک الگوی منطقی به دوز متوسط رسنده می شود و با در نظر گرفتن عوارض دارویی و پاسخ درمانی دوز مناسب بیمار تعیین می شود. در این مرحله در حالت ایده آل قرار است بیمار به دارو پاسخ داده(response) و نهایتا بدون علامت(remission) شود. ولی باید به خاطر داشت که تعدادی از بیماران با اولین داروی تجویزی پاسخ مناسبی نمی دهند و نیاز است که یا دارو تعوض شده و یا با داروهای دیگرتقویت شوند. در مرحله دوم که مرحله تداومی(continuation phase) نامیده می شود و بین 6 تا 9 ماه طول می کشد که در این مرحله داروی بیمار بدون تغییر دوز تا انتها تداوم می یابد که نهایتا باعث بهبودی(recovery) بیمار می شود. چنانچه دارو به هر دلیلی در این دوره قطع شود بیمار دچار بازگشت علائم(relapse) می شود. مرحله سوم مرحله نگهدارنده(Maintanance) است که تنهابرخی از بیماران بایستی وارد آن شود در افرادی شروع می شود که احتمال عود(recurrence) بیماری در آنها بالا است. مثلا در افرادی که سابقه خانوادگی قوی اختلالات خلقی را داشته باشند یا در افرادی که به سختی پاسخ داده باشند یا سابقه اپیزود های افسردگی مکرر داشته و یا سابقه افدام های مکرر به خودکشی داشته باشند.

9-     در درمان افسردگی باید به  بهبود چهار حیطه علائم توجه داشت آم 4 حیطه را نام برده از هر یک دو علامت را ذکر کنید

4 حيطه مشتمل هستند بر حيطه خلق(حلق افسرده،انهدونيا، احساس نا اميدي،احساس تنهايي، احساس خود ملامت گري) حيطه سايكوموتور(كندي كلامي و حركتي) حيطه وژتاتيو(خواب ،اشتها،انرژي،تمايلات جنسي)حيطه شناخت(شامل تمركز،توجه و حافظه)

10- در تشخیص افتراقی اپیزود افسردگی اساسی 5 چالش عمده را در تشخیص قطعی را نام برده و ذکر کنید برای افتراق هر یک چه باید کرد

اپیزود افسردگی اختلال دو قطبی 1 یا دو: توجه دقیق و زیرکانه به سابقه اپیزود مانیا و از آن بسیار مهم تر اپیزود هیپومانیا،در این خصوص باید با دقت سئوالات مرتبط را از بیمار و یک منبع مطلع دیگر پرسید. مثلا آیا قبل از بروز افسردگی و در زمانی که احساس بیماری نمی کردید،شده بود برای حداقل چند روزی احساس کنید پرنشاط و پرانرژی شده اید و تمایل به انجام کار و فعالیت دارید درعین اینکه احساس به خستگی نمی کردید و نیاز به خوابتان کمتر شده بود.

اپیزود مختلط اختلال دو قطبی:باز هم توجه دقیق و زیرکانه به وجود همزمان حداقل سه علامت اپیزود مانیا همراه با اپیزود افسردگی مثل پرحرفی یا پرفشاری کلام،ولخرجی،تکانشگری و انجام کارهای ریسکی،پرخاشگری،افزایش تمایلات جنسی

اختلال انطباق: حجم علاتم در این اختلال کمتر از اپیزود افسردگی اساسی است،همچنین تفکر افسرده در این اختلال مشهود نیست

اختلال افسردگی ثانوی به مصرف مواد:پرسش در این خصوص بویژه موادی چون الکل،شیشه،حشیش،قرص های آرام بخش

اختلال افسردگی ثانوی به اختلال طب عمومی:توجه به وجود این اختلال ها بویژه اختلالات تیروئید،لوپوس،آنمی مگالوبلاستیک،کانسر ها،اختلالات نرولوژیک مثل صرع،MS،ویلسون و پارکینسون

مرحله پرو دروم اسکیزوفرنی:توجه به وجود اختلال تفکر،رفتار های غریب،علائم منفی مثل احساس آپاتی و فقدان انگیزش

اختلال اضطراب منتشر:وجود علائم اضطرابی برای بیش از 6 ماه در غیاب معیارهای الف اپیزود افسردگی اساسی

11- تصور کنید که نسخه داروی ضد افسردگی را برای یک بیمار مبتلا به افسردگی نوشته اید 5 نکته که باید به بیمار و خانواده توضیح دهید را عنوان نمائید(انترن)

اثر دارو بتدریج در عرض 2 تا 3 هفته ظاهر می شود

اولین علائم خواب و اشتها و آخرین علائمی که بهبود می یابد خلق است

ممکن است در شروع درمان بی قراری یا بی خوابی یا پاره ای عوارض دیگر ظاهر شوند که قابل ندیریت هستند

دارو نباید ناگهان قطع شود چون ممکن است باعث سرگیجه ،لرز یا تهوع شود

مصرف الکل با این داروها خطرناک است

در صورت بهبودی خیلی سریع یا بروز شادی بیش از حد،پرحرفی ،پرخاشگری سریع مراجعه کند

12- 5 دلیل عمده عدم پاسخ بیماران به داروهای ضد افسردگی را ذکر نمائید

دوز ناکافی،دوره ناکافی،عدم مصرف درست دارو توسط بیمار،تشخیص غلط،همزمانی چند تشخیص روانپزشکی با هم

13- 5 عارضع عمده داروی های SSRI و TCA  و 3 عارضه عمده بوپروپیون و ونلافاکسین را ذکر نمائید

SSRI: سردرد،اضطراب،اختلال خواب،اختلال اشتها،مشکلات گوارشی،رویا های واضخ،فشار دندانی،اختلالات جنسی،ترمور،عوارض پوستی

TCA: یبوست،گرگرفتگی،خشکی دهان،تاری دید،خواب آلودگی،افزایش اشتها و وزن،افت فشار خون وضعیتی

بوپروپیون: سردرد بيخوابي شكايت تنفسي فوقاني تهوع ناارامي بيقراري تحريكپذيري خشكي دهان يبوست كاهش وزن تشنج اريتمي برونكواسپاسم روان پريشي و دليريوم

ونلافاکسین: تهوع،افزایش فشار خون،اختلال خواب،اختلال جنسی،افزایش ریسک خودکشی

14- در جدول زیر جا هایی که با علامت سئوال مشخص شده را پر کنید(انترن)

دوز شروع،متوسط و حداکثر داروهای ضد افسردگی

نوع دارو

دوز حداکثر

دوز متوسط

دوز شروع

نام دارو

کپسول 10 و20

80

20-40

10

فلوکستین

قرص 20 و 40

60

20-40

10

سیتالوپرام

قرص 50 و 100

300

100-150

25-50

فلووکسامین

کپسول و قرص 50 و 100

300

100-150

25-50

سرترالین

قرص 10 و 25

150

50-100

10-25

نورتریپتیلین

قرص 25 و 75

300

100-150

25

ماپروتیلین

قرص و کپسول 37،5 و 75

300

75-150

37,5

ونلافاکسین

قرص 75 و 100

500

200-300

50-75

بوپروپیون


طرح واره درمانی چیست؟

 طرح واره ها بدلیل برآورده نشدن نیازهای هیجانی دوران کودکی بوجود می آیند این نیاز ها در پنج حیطه هستند.همه انسان ها این نیازها را دارند، که البته در برخی شدت این نیاز ها بیشتر است. افرادی که واجد سلامت روان هستند توانسته اند و می توانند این نیاز ها را بطور سازگارانه ای ارضاء کنند. گاهی اوقات تعامل بین خلق و خوی فطری کودک و محیط به جای ارضاء این نیازها منجر به ناکامی می شود. هدف طرح واره درمانی این است تا به مراجعه کنندگان کمک کند راه های سازگارانه تری برای ارضاء این  پنج نیاز پیدا کنند

1-   حیطه دلبستگی ایمن به دیگران که شامل نیاز به امنیت ،محبت،ثبات و پذیرش است. در صورت برآورده نشدن این حیطه احساس طرد شدگی در فرد بوجود خواهد آمد و طرح واره های محرومیت هیجانی،بی ثباتی/رها شدگی،بی اعتمادی/بدرفتاری،نقص و شرم و انزوای اجتماعی/بیگانگی در فرد شکل می گیرد. اشکال در این حیطه این باور نا هوشیار را ایجاد می کند که نیازهای فرد برای امنیت،ثبات،محبت،همدلی،در میان گذاشتن احساسات و پذیرش و احترام به شیوه قابل پیش بینی ارضا نخواهد شد،این طرح واره ها معمولا در خانواده هایی دیده می شود که بی عاطفه،سرد،مضایقه گر،منزوی،تندخو،غیر قابل پیش بینی یا بد رفتار بوده اند، معمولا افرادی که درگیر این طرح واره ها هستند نمی توانند د لبستگی ایمن و رضایت بخشی با دیگران برقرار کنند. و بطور شتاب زده ای از یک رابطه به رابطه دیگر پناه می برند و یا از برقراری رابطه بین فردی عمیق احتناب می کنند. در طرح واره رها شدگی/بی ثباتی فرد اعتقاد نا هوشیار دارد که افرا فقط برای مدت کوتاهی در کنارش هستند و بزودی وی را رها خواهند کرد،در طرح واره بی اعتمادی/بدرفتاری فرد اعتقاد دارد که دیگران با کوچکترین فرصت ار آنها سوء استفاده می کنند،تحقیرشان می کنند ،دروغ می گویند،فریبشان می دهند و بدرقتاری می کنند. در طرح واره محرومیت هیجانی انتظار ندارند نیاز آنها به محبت ،همدلی و حمایت توسط اطرافیانشان برآورده شود. در طرح واره نقص/شرم خود را افرادی بی ارزش،بد،حقیر می دانند که چنانچه در معرض دید دیگران باشند بدون شک طرد خواهند شد. این نواقص می تواند در ظاهر یا ویژگی های شخصیتی باشد.  در طرح واره انزوای اجتماعی/بیگانگی فرد احساس متفاوت بودن و وصله ناجور بودن دارد و احساس می کند به هیچ جمعی تعلق ندارد.

2-   حیطه خود گردانی،کفایت و هویت که در صورت برآورده نشدن این حیطه طرح واره های وابستگی/بی کفایتی، خود تحول نیافته/گرفتار و شکست در فرد شکل می گیرد.

خود گردانی یعنی توانایی فرد برای جدا شدن از خانواده و داشتن عملکرد مستقل

،افراط و تفریط در نگهداری از کودک منجر به بروز این مشکلات می شود. این افراد در سیطره زندگی خود از محیط اطرافشان انتظاراتی دارند که در کسب عملکرد مستقل و جدایی و تفرد از والدین ایجاد مشکل می کند. این افراد نمی توانند هویت مستقلی پیدا کنند و نتیجه آن ضربه به خودباوری و اعتماد به نفس شان است،نمی توانند اهداف مشخصی برای خود تبیین کنند و نیازمند حمایت های پایدار والدین هستند. در دوران بزرگسالی مثل یک کودک کم سن و سال عمل می کنند.

3-   حیطه آزادی در بیان نیازها و هیجان های سالم که در صورت برآورده نشدن محدودیت های مختل کننده ای برای فرد ایجاد می کند. محدودیت های درونی آنها در خصوص احترام متقابل و خویشتن داری به اندازه کافی رشد کرده است. ممکن است این افراد خود خواه ،لوس،بی مسئولیت و خود شیفته به نظر بیایند. انها در خانواده های بزرگ شده اند که خیلی سهل انگار یا بیش از حد مهربان بوده اند. انها در دوران کودکی قوانینی که دیگران رعایت می کردند را رعایت نمی کردند، در مقابل هم سن و سال هایشان خویشتن دار نبودند به همین دلیل در بزرگسالی هم همین گونه هستند . نمی توانند تکانه هایشان را کنترل کنند و نیازهای آنی را به خاطر منافع دراز مدت به تاخیر بیاندازند. در این صورت در آنها طرح واره استحقاق/بزرگ منشی یا خویشتن داری /خود انضباطی ناکافی شکل می گیرد.  طرح واره استحقاق و بزرگ منشی در افرادی دیده می شود که خود را یک سر و گردن از دیگران بالاتر می دانند و فاقد احساس همدلی هستند، این افراد خود را به رعایت اصول احترام متقابل که پایه تعاملات اجتماعی سالم است پایبند نمی دانند،این افراد اغلب پرتوقع و سلطه گرند. طرح واره خویشتن داری /خود انضباطی ناکافی در افرادی دیده می شود که نمی توانند خویستن داری کنند و ناکامی را بقدر کافی تحمل کنند. و نمی توانند هیجان ها و تکانه هایشان را کنترل کنند.گاه در شکل خفیف تر از پذیرش مسئولیت های بیشتر اجتناب می کنند.

4-   حیطه خود انگیختگی و تفریح که در صورت برآورده نشده دیگر جهت مندی با طرح واره های اطاعت،ایثار ،پذیرش جویی /جلب توجه در آنها شکل می گیرد.در طرح واره اطاعت فرد کنترل خود را به دست دیگران می سپارد و دربرابر آنها تسلیم می شود چون احساس می کند مجبور است،هدف  وی اجتناب از خشم، رها شدگی و انتقام است. اطاعت به دو صورت اطاعت از نیازها،خواسته و تمایلات و نیز اطاعت از هیجان های فرد دیگر است که در دراز مدت خشم درونی،رفتارهای منفعلانه،طغیان های های خشم،علائم روان تنی و انزوای اجتماعی ایجاد می کند. افراد سعی می کنند به جای توجه به نیازهای خودشان مدام در تلاش برای ارضاء نیازهای دیگران باشند که این کار را برای گرفتن تائید و تداوم رابطه انجام می دهند.چنانچه طرح واره ایثار در شما فعال باشد مسئولیت پذیری افراطی نسبت به دیگران دارید و خواسته های دیگران را بطور خود انگیز بر خواسته های خود ترجیح می دهید و حتی کارهایی که احتمال آسیب رسیدن به دیگران را در آن می دهید را انجام نمی دهید. و گاهی نسبت به افرادی که از آنها حمایت می کنند عصبانی می شوند. چنانچه در تله پذیرش جویی/ جلب توجه گیر کرده باشید به گرفتن پذیرش یا جلب توجه دیگران اهمیت می دهید به گونه ای که از بیان نیاز های هیجانی و بیان استعدادهای طبیعی خود باز می مانید، به دلیل آن که بطور عادی به واکنش های دیگران توجه دارید تا واکنش های خودتان،در ایجاد هویت با ثبات با شکست مواجه می شوید.. این طرح واره دو زیر مجموعه دارد،افراد مبتلا به مولفه اول یعنی پذیرش جویی به دنبال پذیرش و تائید گرفتن هستند و تمایل دارند همه مردم آنها را دوست داشته باشند و مورد تائید آنها قرار گیرند. افراد مبتلا به مولفه دوم یعنی جلب توجه،بدنبال تمجید،تحسین و توجه دیگران هستند. مولفه دوم در بیماران خود شیفته خیلی رواج دارد. بیماران خود شیقته بر منزلت اجتماعی،ظاهر و پول یا پیشرفت خیلی تاکید دارند و آن را وسیله ای برای گرفتن جلب توجه دیگران می دانند. طرح واره جلب توجه غالبا با طرح واره محرومیت هیجانی در ارتباط است.

5-   حیطه محدودیت های واقع بینانه و خویشتن داری که در صورت عدم برآورده شدن طرح واره های منفی گرایی /بدبینی، بازداری هیجانی،معیارهای سخت گیرانه/عیب جویی افراطی و تنبیه شکل می گیرد.این طرح واره ها با واپس زنی احساسات برای مراقبت از خود همراهی دارد ،این افراد طبق قوائد انعطاف ناپذیر درونی خود عمل می کنند ولو به قیمت از دست دادن خوشحالی، روابط صمیمانه و آرامش خاطر، دائم در حال پیش بینی منفی آینده هستند و به جنبه های مثبت توجهی ندارند و پیش بینی های افراطی می کنند.دائم در تلاشند تا به معیارهای بلند پروازانه خود دست بیابند و این را برای اجتناب از عدم تائید و خجالت انجام می دهند.چنانچه طرح واره منفی گرایی/بدبینی در شما فعال باشد دائم بر جنبه های منفی زندگی مثل درد،مرگ،ققدان،نا امیدی،خیانت و شکست تمرکز دارید،در حالی که جنبه های مثبت زندگی را کم رنگ می کنید.انتظار دارید در بسیاری از جنبه های زندگی مثل شغل، موفقیت های مالی،روابط بین فردی اتفاقات خطرناکی برایتان بیافتد. وقت زیادی صرف بررسی جنبه های متعدد این مسائل می کنند تا شکست نخورید.در طرح واره بازداری هیجانی احساسات، رفتارها و روابط بین فردی خود انگیخته محدود میشود که بدلیل جلوگیری از مورد انتقاد واقع شدن و عدم کنترل روی تکانه هایشان است. این افراد غالبا افرادی کسالت بار،مقید، منزوی ،سرد و بی عاطفه ای هستند. بازداری هیجانات در خصوص هیجان خشم، یا هیجانات مثبت مثل شوخی ،بازیگوشی و محبت یا تاکید بیش از حد بر عقلانیت است.چنانچه در تله معیارهای سخت گیرانه گیر کرده باشید سرسختانه تلاش می کنید تا به معیارهای بلند پروازانه خود دست پیدا کنید،اهمیت زیادی به موفقیت،زیبایی،پول،نظم و ترتیب،منزلت اجتماعی یا لذت می دهید و حاضرید برای بدست آوردن این ویژگی ها همان اندازه که به خود سخت می گیرید به دیگران نیز سخت بگیرید،در دوران کودکی از شما خواسته می شده که بهترین باشید و ذره ای عدول از معیارها به نظر شما شکست و آبروریزی بوده است، هیچ چیز شما را راضی نمی کند.چنانچه در طرح واره تنبیه اسیر باشید اعتقاد دارید که افراد باید به خاطر اشتباهاتشان سخت تنبیه شوند، این افراد نمی توانند از اشتباهات دیگران چشم پوشی کنند و آنها را ببخشند.

 


معرفی فیلم Night train to Lisbon

پس از وقفه ای طولانی به یمن خروج من از دانشگاه و آزاد شدن وقتم مجددا از امروز سعی دارم هر هفته یک قیلم خوب را برای دوستان معرفی کنم و در ادامه به بحث روان شناسی در مورد آن بپردازم،امید است که دوستان نیز نظارتشون را بنویسند.

قبل از هر چیز لازم می دونم از آقای دکتر علی رضا آل هاشمی سپاسگزاری کنم که نه تنها این فیلم را به من معرفی کردند که آن را هم در اختیارم گذاشتند،بزودی نظرم رو در مورد این فیلم خواهم نوشت.

چه می توان کرد؟ چه باید کرد، با این همه زمانی که پیش روی ماست؟

زمانی که آزاد و بی شکل است زمانی که آزادی اش همانند پر سبک

و بلاتکلیفیش همانند سرب سهم و سنگین است


متن زیر در ماهنامه فیلم شماره 462 شهریور 1392  و به قلم آقای مهرزاد دانش درج شده است

مانند اغلب فیلم‌های بیل آگوست، قطار شبانه لیسبون یک اقتباس ادبی است و برگرفته از رمانی نوشته پاسکال مرسیه (با نام اصلی پتر بیری)، نویسنده سوییسی است که در محافل ادبی اروپایی موفقیت چشمگیری کسب کرده است. این رمان که در سال ۲۰۰۴ نوشته شده است، جدا از موفقیت‌هایی مانند رسیدن به شمارگان بسیار بالا و ترجمه به ۱۵ زبان، جایزه ماری لوئیزه کاشنیتس را در سال ۲۰۰۶ و جایزه گرینسانه کاوور را در سال ۲۰۰۷ به خود اختصاص داد و در همین سال نامزد بهترین کتاب اروپایی سال هم شد. این کتاب امسال با ترجمه مهشید میرمعزی توسط انتشارات افق به بازار کتاب ایران هم راه پیدا کرد.


داستان قطار شبانه لیسبون درباره معلمی است که در اثر آشنایی با یک کتاب قدیمی، کنجکاو می‌شود درباره نویسنده‌اش بهتر بداند و از این رو برای تحقیق بیشتر، تدریس را‌‌ رها می‌کند و از سوییس عازم پرتغال، زادگاه نویسنده مرموز می‌شود و در آنجا در گفت‌و‌گو با آدم‌هایی که با نویسنده برخورد داشته‌اند، رفته رفته متوجه حقایقی جالب درباره نویسنده که زمانی عضو گروه زیرزمینی مقاومت علیه نظام دیکتاتوری این کشور در زمان حکومت آنتونیو سالازار بوده و ماجراهایی پرفراز و نشیب در روابط خانوادگی، اعتقادات، حرفه پزشکی و مناسبات عاشقانه‌اش داشته است، می‌شود. دانستن گذشته این آدم، در روحیه معلم تأثیراتی محسوس می‌گذارد.

از همین خلاصه ماجرا معلوم است که داستان در سه سطح روایی سپری می‌شود. نخست ماجراهایی که معلم (ریموند گریگوریوس) در عزیمت به کشوری دیگر و آشنایی با افراد مختلف از سر می‌گذراند. دوم روایتی که نویسنده کتاب مرموز (آمادئو پرادو) در صفحات اثرش بازگو کرده است و در طول داستان بار‌ها بدان عطف می‌شود؛ و سوم روایت‌هایی که آدم‌های مورد مراجعه گریگوریوس برای او درباره پرادو تعریف می‌کنند. شاید مهم‌ترین وجه کتاب قطار شبانه لیسبون هم که باعث پرآوازگی و موفقیتش شده است، جدا از اهمیت و حساسیت مضمون محتوایی‌اش که درباره یکی از تاریک‌ترین دوره‌های معاصر سرزمین پرتغال (از اوائل دهه ۱۹۳۰ تا اواسط دهه ۱۹۷۰) است، همین سطوح سه­ گانه روایی‌اش باشد که عملا پیرنگ متن را در سه فضای حال (داستان گریگوریوس) و گذشته (خاطرات مراجعان گریگوریوس) و انتزاعی (دل­نوشته‌های پرادو) در نوسان نگه داشته است و به شکل متوالی از یکی به دیگری گذر می‌کند. البته به نظر می‌رسد که مرسیه در تعادل­بخشی دراماتیک بین این سه سطح،‌ گاه از مرز انسجام خارج می‌شود و درباره برخی حواشی و جزئیات، بیش از ظرفیت دراماتیک متن تفصیل‌پردازی می‌کند، ولی به هر حال، کتاب برای خواننده علاقه‌مند، پتانسیل‌های زیادی در پیگیری ماجراهای داستانش در بر دارد.

اما بیل آگوست در اقتباس از این داستان چه کرده است؟ به نظر می‌رسد قبل از هر چیز، تمایل این فیلمساز به مرور روی اوضاع اجتماعی و انسانی مردم در زمان سلطه دیکتاتور‌ها علت رویکردش به کتاب قطار شبانه لیسبون باشد؛ کما این­که قبلا هم در خانه اشباح اوضاع شیلی تحت سلطه پینوشه یا در خداحافظ بافانا اوضاع آفریقای جنوبی زمان رژیم آپارتاید را مرور کرده بود. شاید برای همین هم هست که در اقتباس از کتاب مرسیه، بیش از هر چیز روی همین فضای سیاسی/اجتماعی حکومت فاشیستی سالازار متمرکز شده و نمودهای مبارزاتی انقلابی‌ها و یا نشانه‌های سرکوب اجتماعی مردم را توسط سیستم به عنوان نقاط عطف فیلمنامه‌اش برگزیده است. کتاب، شامل ماجرا‌ها و شخصیت‌های زیادی است که در فیلم هیچ خبری از آن‌ها نیست؛ از مراوده‌هایی که گریگوریوس با شاگردان و همکاران و دوستانش دارد تا بسیاری از اعضای خانواده و یا اطرافیان پرادو تا یادآوری تمایل‌هایی که گریگوریوس در گذشته داشته است (مثل دغدغه‌اش در سفر به اصفهان که انگیزه توجهش به زبان فارسی را شکل می‌دهد و البته در فیلم به جز تک اشاره‌ای به یک کتاب درباره زبان فارسی، هیچ ارجاع دیگری بدان داده نمی‌شود.) این ویژگی البته از مختصات فرایند اقتباس ادبی در سینما است تا ریتم مکتوب تبدیل به ریتم دراماتیک سینمایی شود، ولی عملا برخی شناسه‌های مهم شخصیتی در اثر سینمایی قربانی این روند شده است. به عنوان مثال این­که یک معلم چگونه در برخورد با کتابی به­ جامانده از پالتوی زنی که قصد خودکشی داشت، یک دفعه انگیزه‌‌ رها کردن کشور و شغل و زندگی معمولش بهش دست می‌دهد، نکته‌ای است که چندان در فیلم متقاعدکننده به نظر نمی‌رسد، به ویژه آن­که در سکانس اول فیلم، نماهایی از زندگی آرام و بی‌تنش معلم در منزلش نمایش داده می‌شود و هیجان یک­باره‌ ای که در سفر به پرتغال در چند سکانس بعد مطرح می‌شود، بی‌پشتوانه است. در حالی که در کتاب، در‌‌ همان پاراگراف‌های نخست، مواجهه گریگوریوس با زن جوان روی پل مطرح می‌شود و از همه مهم‌تر، ارجاع به برخی گرایش‌های نهفته او (مثلا‌‌ همان سفر به اصفهان) خود مهم‌ترین تمهید برای انگیزه سازی این آدم در‌‌ رها کردن‌های ناگهانی این­چنینی است که چون در فیلم خبری از گره‌ها و تعلیق‌های گذشته گریگوریوس نیست، انگیزه او از تعقیب ماجراهای پرادو هم مبهم باقی می‌ماند. حتی آگوست ‌گاه چنان در تمرکز روی ماجراهای پرادو از سایر ابعاد متن پیشی می‌گیرد که منطق فلاش ­بک را هم رعایت نمی‌کند. مثلا در یکی از نخستین عطف‌هایی که به دل­نوشته‌های پرادو در فیلم به عمل می‌آید، ناگهان از چهره گریگوریوس کات می‌شود به خلوت پرادو و معشوقه‌اش (استفانیا)؛ در حالی که هنوز گریگوریوس وارد پرتغال نشده تا با آشنایان پرادو از جمله‌‌ همان معشوقه ملاقات کند و به واسطه فلاش­بک‌های آنان، این خلوت را در ذهن خود بازسازی کند. این روند گاهی به خلط زاویه دید آدم‌ها در فلاش ­بک‌‌هایشان هم می‌انجامد. مثلا در اواسط فیلم، کشیشی در حال تعریف ماجراهای یک مراسم تدفین است و در طی آن به ملاقات استفانیا با یکی از دوستان پرادو اشاره می‌کند. تماشاگر در تعریف این صحنه، ماجرا را از نمای اورشولدر کشیش می‌بیند که منطقی است. اما وقتی در اواخر فیلم، خود استفانیا هم قرار است در فلاش­ بکش همین ماجرا را تعریف کند، باز هم اول ادامه صحنه را از‌‌ همان نمای اورشولدر کشیش تعقیب می‌کنیم که منطق فلاش ­بک استفانیا را مخدوش می‌کند.

جدا از این، آگوست در برگردان موقعیت‌های حسی و ادراکی متن کتاب هم خلاقیت خاصی از خود نشان نمی‌دهد و بسیاری از فضاهای پرایهام و پررمز و راز داستان را در قالبی تخت به تصویر می‌کشد. مثلا زمانی که زن جوانی که می‌خواست خودکشی کند و گریگوریوس جانش را نجات داده بود، از کلاس درس او خارج می‌شود، انگشت خود را به نشانه سکوت روی لب می‌گذارد. در کتاب (ص۲۲) درباره این رفتار عجیب حدس‌های مختلفی زده می‌شود: «گریگوریوس بار‌ها انگشت روی لب زن را پیش خود تصور کرد که می‌توانست معانی زیادی داشته داشته باشد: نمی‌خواهم مزاحم شوم و این راز بین ما باقی می‌ماند، اما هم چنین؛ بگذارید بروم. ادامه‌ای وجود نخواهد داشت.» در فیلم این ماجرا در‌‌ همان شکل ساده‌اش برگزار شده و از گمانه­ زنی‌های شخصیت اصلی داستان خبری نیست.

آگوست پایان داستان را هم به جای این­که طبق کتاب روی بازگشت معلم به کلاس درسش محقق کند، با مکثی عاطفی بین گروگریوس و خانم دکتری که در این سفر او را همراهی می‌کرده رقم می‌زند که در طی آن زن تلویحا از مرد می‌خواهد در پرتغال بماند. بدین ترتیب حاصل سفر معلم به این ادیسه سیاسی/عشقی/اعتقادی، نوعی تلنگر انسانی و عاطفی به موقعیتی ایستا است. شاید این نوع پایان­ بندی، از معدود امتیازهای فیلم به کتاب باشد.

لازم به ذکر است که بزودی نقد خورم را در ادامه مطلب خواهم نوشت

ادامه نوشته

پرسشنامه های طرح واره درمانی

پرسشنامه چند وجهی سرگذشت زندگی

پرسشنامه طرح واره یانگ

طرح واره درمانی دو

خانم س  29 ساله برای مشاوره در خصوص رابطه عاطفی اخیرش مراجعه کرده است. وی ذکر می کند که 2 سال است که درگیر این رابطه شده است و علی رغم این که اقای ج را دوست دارد مرتب مورد توهین و تحقیر از طرف او واقع می شود. بارها رابطه به چالش جدی برخورد کرده ولی او باز هم رابطه را تداوم داده. در طی این مدت متوجه اعتیاد در اقای ج شده و نیز بی تعهدی های مکرر از وی دیده،او از خانم س مکررا پول می گیرد و ذکر می کند اگز می خواهی در رابطه بمانی باید من را حمایت کنی، خانم س کلافه است چون بارها خواسته این رابطه را پایان دهد ولی موفق نشده ،او در طی جلسه بشدت گریه می کند و ذکر می کند راه چاره ای ندارد زیرا تمام تلاش خود را کرده و با مشاوران زیادی مراجعه کرده و از آنها کمک خواسته تا به او بگویند چگونه می تواند رفتار آقای ج را تغییر دهد و محبت او را به خود بیشتر کند ولی مشکل کماکان ادامه دارد،چندین بار به وی توصیه شده رابطه را تمام کند ولی او نتوانسته این کار را بکند.

او مستاصل است و این سئوال را با غم فراوانی مکررا می پرسد چکارکنم؟

براستی مشکل چیست چرا خانم س خود را در یک رابطه آسیب زننده و تحقیر کننده نگه داشته ،چرا اجازه می دهد به این ترتیب کرامت وی زیر سئوال برود . چرا نمی تواند از این رابطه بیرون بیاید؟

ساده ترین جواب این است"او عاشق شده است"

اما شاید اگر دقیق تر نگاه کنیم به تعبیر های متفاوتی برسیم. انسان همچون کتاب قطوری است که از فصل های متعددی تشکیل شده، مراجع در سیر زندگی خود در یکی از این فصول به شما مراجعه می کند که برای درک درست او باید سایر فصول کتاب زندگی وی را نیز بخوانیم و گاه باید کتاب های والدین و والدین والدین او را هم نیم نگاهی بیندازیم، مگر می شود جلد سوم ژان کریستف را در حالی درک کرد در حالی که  از دو جلد قبلی آن آگاهی نداریم.

لذا از خانم س خواستم در مورد رابطه های قبلی خود برایم بگوید. و او چنین ادامه داد که داستان همیشه همین بوده و من آدم بد شانسی هستم و هیچ کس من را بواقع دوست ندارد و همه از من سوء استفاده می کنند او قبل از اقای ج در سه رابطه جدی و چندین رابطه نه چندان طولانی بوده است. و در تمام آنها داستان همین بوده

آیا رفتار خود نادیده انگاری خانم س هم بدلیل عشق به آن افراد بوده؟

لازم دانستم که از وی بپرسم  و او ادامه داد که همه آنها از ابتدا همین گونه بودند و دوستانم به من گوشزد می کردند که انتخاب هایت درست نیست بگونه ای که بدلیل بی توجهی به نظرات شان من را طرد کردند.

دومین ارتباط خانم س که منجر به ازدواج شده بود کاملا با استاندارد های خانواده متعارض بوده به همین دلیل در آن هنگام هم توسط خانواده طرد شده است.

داستان زندگی خانم س من را به یاد این شعر انداخت" سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم    هر لحظه جز این دست مرا مشغله ای نیست"

اما به نظرم رسید که باید فصول اول کتاب زندگی وی را نیز بخوانم،یعنی زمانی که کودکی بیش نبوده، فکر می کنید با چه چیز مواجه خواهیم شد؟

وی فرزند یک مادر پرخاشگر بوده که مدتها تحت درمان روانپزشکی بوده است،در 4 سالگی پدر و مادر از هم جدا شدند و مادر بلافاصله ازدواج کرده است،خاطره چندان روشنی در قبل ازجدایی مادرش ندارد ولی تنها بیاد دارد که همیشه از مادرش هراس داشته و نمی توانسته به او از نظر عاطفی نزدیک شود. پدر نیز که تنها تامین کننده نیازهای مالی وی بوده دائم از او ایراد می گرفته. او که احتمالا مبتلا به اختلال بیش فعالی و فقدان تمرکز بوده بکرات توسط پدر و نامادریش تنبیه میشده و این الگو باعث شده که در مدرسه نیز توجه چندانی ازمعلمین و هم کلاسیانش دریافت نکند. بطوری که دائم خود را تنها می دیده. در سالهای نوجوانی بکرات به سمت جنس مخلف جلب میشده و برای جلب توجه به خواسته های انها تن می داده است. ارتباط اولش در 17 سالگی با یک مرد 38 ساله متاهل که معلم خانگی وی بوده صورت گرفته که 2 سال طول کشیده،وی بارها توسط وی تحقیر میشده تا این که مادر خوانده اش متوجه این رابطه شده و توسط والدینش مقصر اصلی شناخته شده و پس از آن بسرعت و علی رغم میل خانواده با یکی از خویشاوندانش ازدواج کرده.

اکنون باز هم فکر میکنید داستان خانم س تنها به یک عشق عمیق مرتبط است و آیا مولفه های احترام،مسئولیت و همدلی در این رابطه ها جریان داشته است.یا داستان در یک الگوی تکرار شونده قدیمی در وی است؟

به نظرم رسید که حس عمیق و پایداری از پوچی و معنا باختگی توام با تنهایی و محرومیت دامن گیر وی شده است.والدین نامهربان و سرد،این احساس را در کودک که توسط افراد مهم زندگیش دوست داشته نشده و ارزشمند شناخته نمی شود را تقویت کرده اند،والدینی که دنیای کودک را نشناخته و به او آن گونه که او نیاز دارد توجه نمی کردند.

در طی صحبت با وی بکرات این جملات را تکرار می کرد که نمیدانم چرا من را به دنیا آوردن و نباید من را بزرگ می کردند.

شک من به وجود طرح واره محرومیت هیجانی در وی بود که از کودکی شکل گرفته بود و در زندگیش با انجام الگو های حودتخریب گر تداوم می یافت.

ممکن است این سئوال را مطرح کنید که منظورم از طرح واره چیست؟ و طرح واره محرومیت هیجانی چه معنایی دارد؟  و چگونه طرح واره ها تداوم می یابند؟حتی ممکن است سئوالات دیگری نیز بپرسید،مثلا این که آیا سرشت بیش فعال خانم س در بروز و تداوم مشکلاتش چقدر نقش داشته؟ و آیا اساسا باید در فرآیند درمان به این سرشت هم توجه کرد؟ آیا افراد دموی،بلغمی،سودایی یا صفرایی الگوهای متفاوتی را در زندگی دنبال می کنند؟ و نهایتا این که ایا همه افراد در مقابل طرح واره همیشه یک گونه واکنش نشان می دهند یا الگوی واکنش آنها متفاوت است؟

مفهوم طرح واره از روان شناسی شناختی ریشه گرفته است و می توان آن را این گونه تعریف کرد

"باورهای عمیق و تزلزل ناپذیری که در دوران کودکی در مورد خود،دیگران و جهان اطراف در ذهن ما شکل می گیرد"

این طرح واره ها نقش عمیقی در شکل گیری احساس ما نسبت به خودمان دارد،رها کردن این طرح واره مستلزم چشم پوشی از امنیتی است که در سایه طرح واره بدست می آوریم!!بله این باورها علی رغم آسیبی که به ما می زنند به ما احساس اطمینان و پیش بینی پذیری می دهد به همین دلیل بسختی حاظریم آن ها را رها کنیم و در سیطره زندگی مان 1- چه  در سبک های مقابله ای مان با مسائل زندگی،2-چه در انتخاب همسر،3-چه در انتخاب شغل ،4-چه در تحریف های که در درک واقعیت داریم و 5-چه در استدلال هایی که برای این تحریف ها و نحوه برخوردمان با مسائل زندگی مان داریم خود را نشان داده ،تکرار شده و تقویت می شود.

1-بله ممکن است که ما همیشه برای حل مسائل زندگی هان به بدلیل وجود طرح واره محرومیت هیجانی یا خود را لایق حمایت،همدلی و محبت نمی دانیم و یا از شرایطی که شاید در آنها حمایت هیجانی بدست بیاید فرار می کنیم و یا توقع بیش از حد برای کسب حمایت هیجانی داریم به بیانی یا "تسلیم" می شویم و طرح واره را می پذیریم و خود را در روابط تحقیر کننده یا آسیب زننده می بریم،یا از هر گونه رابطه صمیمی "فرار" می کنیم و یا "توقع بیش از حد" داریم که دیگران ما را حمایت کنند به بیانی خود را لایق بیشترین حمایت ها می دانیم.اینها سه سبک مقابله ما هستند که در بستر طرح واره خود را نشان می دهند.

2- این مسئله در انتخاب همسر بسیار مهم است و تاثیر پایداری در زندگی هیجانی ما می گذارد مثلا اگر در طرح واره محرومیت هیجانی از سبک تسلیم تبعیت کنیم احتمال دارد فردی را انتخاب کنبم که به حرف های ما گوش نمی دهد،دائم حرف می زند و اجازه حرف به ما نمی دهد،برای تماس بدنی احساسی با ما راحت نیست و بیشتر به سکس فکر می کند،پر مشغله است و وقت کمی برای ما می گذارد،نجوش، بی مهر و درون گراست،شما بیشتر از او مایل به برقراری رابطه صمیمانه هستید، وقتی به او سخت نیاز دارید در کنار شما نیست،کمتر در کنار شماست اما ذهن شما مشغول اوست،احساسات شما را درک نمی کند و بیشتر شما نیازهای او را برآورده می کنید تا او نیازهای شما را .... و باز هم شما او را دوست دارید!!

اکنون می توانید بیاندیشید که چنانچه فرد درگیر طرح واره محرومیت هیجانی از سبک مقابله ای "فرار" یا"توقع بیش از حد" در زندگیش تبعیت کند،به چه افرادی علاقمند می شود؟

بله احتمالا درست حدس زدید اگر از سبک مقابله ای "فرار" استفاده کند که نام دیگر آن "گریز" است،سعی می کند از روابط عمیق دوری کند،او رابطه را یا شروع نمی کند و یا به محض عمیق شدن رابطه آن را خراب می کند(آیا تا کنون با این گونه افراد برخورد داشتید؟). و در صورتی که از سبک مقابله ای "افراط یا توقع بیش از حد" استفاده کند انتظار دارد که همسرش به او توجه بیش از حد نشان دهد،فردی را انتخاب می کند که به حرف هایش گوش دهد در حالی که  او دائم حرف می زند و اجازه حرف به همسرش رانمی دهد،توجهی به تماس بدنی احساسی با همسرش نداشته و او راپس می زند، مدام مشغله های زنانه است و وقت کمی برای همسرش می گذارد،نجوش، بی مهر و درون گراست، و انتظار دارد که بیشتر از او همسرش تمایل به برقراری رابطه صمیمانه نشان دهد، توجهی به نیازهای همسرش ندارد و وقتی همسرش نیاز دارد در کنارش نیست.

حال که مفهوم طرح واره را دانستیم و سبک های مواجهه با طرح واره را برشمردیم و بطور خاص در رابطه با طرح واره محرومیت هیجانی آن را توضیح دادیم،شاید وقت آن رسیده که این طرح واره را توضیح دهم.

شاید بهتر باشد که این گونه شروع کنم که چنانچه در دام این طرح واره اسیر بشویم به سختی باور دارید که نیاز شما به دوست داشته شدن به هیچ  وجه از سوی دیگران برآورده نمی شود،احساس می کنید هیچ کس به شما توجه نمی کند،درکتان نمی کند و به شما اهمیت نمی دهد.خود را لایق رابطه با افراد بی عاطفه ،انعطاف ناپذیر وخشن می دانید(تسلیم) یا خودتان این گونه هستید(واکنش افراطی) و یا از رابطه و عمق گرفتن آن گریزانید(گریز).همین مسئله به نارضایتی شما از رابطه دامن می زند و دائم بدلیل احساس گول خوردن بین دو احساس تنهایی و عصبانیت سرگردان هستید،عصبانیت شما از دیگران باعث دوری بیشتر دیگران از شما شده و همین امر شما را تنها تر می کند.این افراد احساس عمیق پوچی،معنی باختگی و بی تفاوتی هیجانی داشته،عشق را نمی دانند و آن را تجربه نمی کنند.

بطوری کلی فرد تمایل به تداوم طرح واره دارد،بقول فروید ما تمایل داریم که درد ها و رنج های کودکی مان را زنده نگه داریم که به آن " اجبار به تکرار" می گفت. یکی از بینش های عمیقی که مراجع در فرآیند روان کاوی بدست می آورد آگاهی نسبت به این عملکرد نا خودآگاه روانی خود است. بطور مثال فرزند یک فرد میگسار  چنانچه طرح واره محرومیت هیجانی در او شکل گرفته باشد و او تسلیم طرج واره شده باشد ،با کسی ازدواج می کند که میگسار است!!یا چنانچه با بدرفتاری والدین در کودکی مواجه بوده با فردی بددهن ،گستاخ یا پرخاشگر ازدواج می کند. اما چنانچه وی از الگوی واکنش افراطی در مقابل طرح واره استفاده کند خودش در رفتار با همسرش تبدیل به یک آدم بد رفتار خواهد شد!!گرچه این پدیده گیج کننده است اما بکررات در محیط درمان در مراجعان دیده می شود که بطور کاملا نا هشیار هیزم به دامن آتش طرح واره می اندازند.

ایا این مسئله در مورد خانم س وجود نداشت؟

به بیانی فرد از طریق یک سری احساسات،تفکرات،رفتارهای فردی و ارتباطات بین فردی به نداوم طرح واره کمک کرده و به طرح واره خون می رساند،شاید یکی از اقدامات مداخله ای درمانی شناسایی این الگو ها و تغییر آنهاست تا با خون رسانی کمتر به طرح وارد بتدریج طرح واره تضعیف شود. این روش را در مورد رفتار تحت عنوان "الگوشکنی رفتاری "نام می برند. مثلا خانم س دائم به انجام رفتارهایی اقدام می کند که طرح واره محرومیت هیچانی را تقویت می کند،او برای دانستن راه حل های برای بهبود روابط آقای ج با خودش به فضای درمان آمده است،در حالی که باید بدنیال راه حل ها و انتخاب هایی باشد که بتواند حرمت و کرامت خود را در رابطه بدست آورد ولو این که رابطه از طرف آقای ج قطع شود. این الگوی تداوم بخش تنها رفتاری نیستند بلکه بین فردی ،احساسی و شناختی هم می باشند. منظور از بین فردی نوع انتخاب های خانم س است ،او در الگوی روابط بین فردی اش بتدریج دوستان و خانواده اش را از دست داده و بجای آن افرادی را انتخاب کرده که دائم به تحقیر و تخریب وی دامن می زنند. او نتوانسته انتخاب های بهتری در روابط بین فردی داشته باتشد و همین به تداوم طرح واره کمک کرده،شاید یکی از راه حل ها کمک به او برای انتخاب روابط منطقی تر باشد که الگوی طرح واره را تداوم و تقویت نکنند. در بعد احساسی او هیجانات منفی منتج از رفتار طرح واره ای را در درونش پنهان می کند و آنها را به سطح آگاهی اش نمی آورد مثلا احسا س حرمان،شرم،نقص ،تحقیر،توهین،خشم و غمی که در رابطه با اقای ج است در درونش سرکوب می شود،شاید یک از راه حل ها کمک به قفل گشایی این احساسات و عیان شدن و برون ریزی این احساسات است تا وی به عمق تخریب این احساسات آگاهی بیشتری  داشته باشد،این گونه افرا د ذکر می کنند باز هم او را دوست دارم،شاید اگر این موضوع را در مورد فرد دیگری ببینند با خود می گویند چرا او علی رغم این همه احساس بد در رابطه مانده است(تحلیل هوشیار)اما خود در همان نوع رابطه گیر هستند و از عمق احساسات خود تخریب گر شان آگاهی ندارند(سرکوب احساسی نا هوشیار). در بعد شناختی یا همان تحلیل های ذهنی مدام درگیر تحریف های شناختی هستند. آنها توجه انتخابی به جنبه های مثبت رابطه دارند و جنبه های منفی رابطه را نمی بینند. این نوع تحریف ذهنی را فیلتر ذهنی و بی توجهی به امور منفی گویند،گویا تمایل ناهوشیاری تنها برای دیدن این جنبه های مثبت اندک دارند.

در اینجا زمان آن رسیده بود که فرضیه خودم در رابطه با وجود طرح واره محرومیت هیجانی را در مورد وی به بوته آزمایش بگذارم،یکی از راه حل ها این است که پرسشناه هایی متناسب با این موضوع را در اختیار وی قرار دهم.پرسشنامه های زیادی در این خصوص وجود دارد مثل پرسشنامه 90 سئواله طرح واره یانگ گه به بررسی 18 طرح واره اساسی می پردازد و برای هر طرح واره 5 سئوال وجود دارد،که مثلا سئوالات 1، 19،37،55 و 73 طرح واره محرمیت هیجانی را می سنجند و چنانچه نمرات بالایی در آن بدست آورند مطرح کننده طرح واره است،البته انواه 75 سئواله 205  و 232 سئواله آن نیز وجود دارد. در زیر لینک پرسشنامه 90 سئواله وجود دارد و نجوه نمره دهی آن هم گذاشته شده

برای دریافت پرسشنامه 90 سئواله طرح واره یانگ اینجا را کلیک کنید

برای دریافت نحوه نمره دهی پرسشنامه 90 سئواله طرح واره یانگ اینجا را کلیک کنید( مواردی که پاسخ تقریبا درست یا کاملا درست را زده اید مد نظر قرار دهید)

یا این که پرسشنامه ای مخصوص شناسایی طرح واره محرومیت هیجانی در اختیار بگذارم. در زیر نمونه آن را گذاشته ام

برای دریافت پرسشنامه طرج واره محرومیت هیجانی یانگ اینجا را کلیک کنید


نتیجه پرسشنامه آخر این بود که خانم س نمره بالایی در این طرح واره (محرومیت هیجانی) بدست آورد، پس بی شک این طرح واره در وی با قدرت شدیدی وجود دارد و تاثیر عمیقی روی زندگی وی دارد. البته در تخلیل پرسشنامه 90 سئواله طرح واره های دیگری نیز در وی مشخص شد. طرح واره های چون رها شدگی،بی اعتمادی /بدرفتاری،اطاعت،ایثار و نقص و شرم .

با توجه به شرح حال خانم س آیا می توانید به ریشه های شکل گیری این طرح واره ها بیاندییشید؟

ریشه های شکل گیری این طرح واره را در ماهیت آن باید جست، محرومیت هیجانی به محرومیت از محیت،محرومیت از همدلی و محرومیت از حمایت دانست. منظور از محبت در آغوش گرفته شدن،بوسیده شدن،مهر ورزیدن،نوازش شدن و توجه کردن است،منظور از همدلی درک متقابل،گوش فرا دادن و تلاش برای فهمیده شدن است و منظور از حمایت پشتیبانی کردن،راهتمایی کردن و جهت دادن است. ممکن است والد یا والدینی به یکی و یا بیشتر ازیکی از اینها توجه نداشته باشند و زمینه محرومیت در فرزند را ایجاد کنند که باعث بروز طرح واره شود. معمولا طرح واره محرومیت هیجانی با طرح واره ایثار همراهی دارد که تلاشی است از سوی فرد برای بدست آوردن محبت،حمایت و یا همدلی.

کاملا مشهود است که نیاز های اولیه هیجانی خانم س به امنیت،حمایت،پذیرش و محبت و همدلی توسط والدین او برآورده نشده است،مادر بیمار و پرخاشگر که همیشه حس هراس را در فرزند ایجاد می کرده الگوی طرح واره ای بد رفتاری / بی اعتمادی را در وی ایجاد نموده است، جدایی مادر از پدر در 4 سالگی او نیز به طرح واره بی ثباتی / رها شدگی مربوط است، از آنجایی که وی کودکی بیش فعال بوده و مرتب مورد ایراد گیری از والدین و معلمین و همکلاسیان قرار می گرفته طرح واره نقص و شرم در وی شکل گرفته و به طور جبرانی با پذیرش طرح واره اطاعت بدنبال پرکردن خلا عاطفی خود بوده که به اطاعت وی از همراهان زندگیش مربوط است. ولی از همه مهم تر وجود طرح واره محرومیت هیجانی در وی است که به  محروم بودن وی از محبت،حمایت وهمدلی توسط والدین مرتبط است. وی در سیر زندگیش نیز بکرات با الگوهای احساسی،شناختی،رفتاری و بین فردی آن را تقویت می کرده است.

اکنون باید به او در مورد آنچه در درونش روی داده واردصحبت می شدم،این مرحله بسیار مهم است چرا که تا وی به این الگو ها و تکرار آنها در متن زندگیش باور نداشته باشد هرگز نمی تواند از آنها رها شود. جنبه مثبت طرح واره درمانی الگوی عینی آن است به گونه ای که مراجعه به طور فعالانه در سیر درمان درگیر است،سئوالات پرسشنامه ها نیز به روشن شدن داستان در وی کمک می کند،حتی می توان به وی پرسشنامه فرزند پذیری یانگ را داد تا به ویژگی های والدین رسید تا بدین ترتیب بهتر بتوان روند شکل گیری طرح واره را فهمید یا پرسشنامه های تکمیلی در خصوص سایر طرح واره ها را در اختیار وی قرار داد.

برای دریافت فایل ورد پرسشنامه فرزند پذیری یانگ اینجا را کلیک کنید

برای دریافت فایل پی دی اف پرسشنامه فرزند پذیری یانگ اینجا را کلیک کنید

این پرسشنامه یکی از ابزارهای مهم ارزیابی ریشه های تحولی شکل گیری طرح واره است که در آن رفتارهای پدر و مادرشان را بطور جداگانه ارزیابی می کنند. چنانچه در زندگی فرد معادل های پدر و مادر مثل ناپدری یا نامادری یا پدر بزرگ و مادر بزرگ وجود داشته باشند ستونی هم برای آنها باز خواهد شد.فرض این است که نمرات 5 یا 6  در هر سئوال بیانگر خط برش بوده و ارزش بالینی دارد(بجز سئوالات 1 تا 5 که نمرات بر عکس است یعنی نمره 6 معادل 1 است). ضروری است که درمانگر بحث و تبادل نظر در مورد هر یک از سئوالات را با درمانجو داشته باشد تا به یک سیمای دقیق در مورد ریشه های شکل گیری طرح واره برسد.

بررسی این پرسشنامه نشان دهنده ریشه های شکل گیری طرح واره در وی بود که نقش مادر،مادر خوانده و پدر را نشان می داد. بحث و تبادل نظر در مورد سئوالات به تبیین دقیق تر موضوع کمک کرد. اکنون خانم س بدرستی باور به نوع طرح واره ها و ریشه های شکل گری آن دارد. برای تبیین بهتر از وی خواستم پرسشنامه های زیر را نیز پر کند تا به شناخت دقیق تری در رابطه با خودش برسد.

1- پرسشنامه طرح واره رها شدگی یانگ(فایل ورد)




طرح واره درمانی یک

بسیاری از دانشجویان پزشکی در طی دوره آموزش روانپرشکی و نیز بیشتر مراجعان روانپزشکی درک درست و کاملی از روان درمانی ندارد. حتی تفاوت این نوع مداحله درمانی را با مشاوره نمی دانند. براستی تفاوت مشاوره با روان درمانی چیست؟ اجازه بدین این سئوال را در پست های بعدی بطور کامل تری پاسخ بدم. ولی در خصوص روان درمانی که الگویی است که در آن درمانگر با استفاده با مفاهیم نظری و الگوهای مداخله ای خود به درمان جو کمک می کند که نه تنها  مفهوم سازی درستی از مشکل خود داشته باشد بلکه  راه کار های رفتاری، شناختی، ارتباطی و تجربه ای مناسبی برای حل مشکلات خود یادگرفته و به کار ببرند.در ادامه توضیحاتی خواهم داد

بر همین اساس بر اساس نوع مفهوم سازی نظری مشکلات، رویکرد درمانی نیز متفاوت است،یکی از این رویکرد ها ،رویکرد طرح واره درمانی است که توسط جفری یانگ و ژانت کلوسو معرفی شد و به همت آقای دکتر حسن حمید پور با ترجمه جلد اول و دوم کتاب طرح واره درمانی و کتاب زندگی خود را دوباره بیافرینیم و برگزاری کارگاه های متعدد در سرتاسر ایران درمانگرهای زیادی را با این رویکرد آشنا نموده است  که جای تقدیر و تشکر از ایشان دارد.

در ادامه در طی پست های بعدی سعی دارم این رویکرد را با توضیحات عملی و بر اساس تجاربی که در طی کار روی مراجعانم داشتم معرفی کنم. امیدوارم برای علاقمندان مفید فایده باشد.

غزلیاتی از وحشی

مدتی در ره عشق تو دویدیم، بس است

راه صد بادیه ی درد بریدیم، بس است

قدم از راه طلب باز کشیدیدم، بس است

اول و آخر این مرحله دیدیم، بس است

بعد از این ما و سر کوی دلارای دگر

با غزالی به غزل خوانی و غوغای دگر

یار این طایفه ی خانه بر انداز مباش

از تو حیف است، به این طایفه دمساز مباش

میشوی شهره، به این فرقه هم آواز مباش

غافل از لعب حریفان دغل باز مباش

به که مشغول به این شغل نسازی خود را

  این نه کاری است، مبادا که ببازی خود را

ای پسر چند به کام دگرانت بینم

سرخوش و مست ز جام دگرانت بینم

مایه ی عیش مدام دگرانت بینم

ساقی مجلس عام دگرانت بینم

تو چه دانی که شدی یار چه بیباکی چند

  چه هوسها که ندارند هوسناکی چند

در کمین تو بسی عیب شماران هستند

سینه پر درد زتو کینه گذاران هستند

داغ بر سینه زتو سینه فکاران هستند

غرض اینست که در قصد تو یاران هستند

باش مردانه که ناگاه قفایی نخوری

واقف کشتی خود باش که پایی نخوری

لوراسیدون و اختلال دو قطبی

نقش آنتی سایکوتیک ها در درمان اختلالات دو قطبی

تا کنون در مورد نقش اولانزاپین و کوتیاپین در اپیزود افسردگی اختلال دو قطبی شنیده ایم. یافته ای که نمی توان به آریپیپرازول یا زیپراسیدون نسبت داد اما نقش لوراسیدون چیست؟

اساسا سئوال این است که مزیت این دارو چیست؟ درمانگران هر از چند گاهی نام داروهایی را می شنوند که فواید زیادی برای آنها ذکر شده در حالی که دیری نمی پاید که بروز مشکلاتی چون مشکلات جد آنها درمانگران را نا امید می کند. همچون مهار کننده های باز جذب سروتونین و دوپامین که همچون سه حلقه ای ها افزایش وزن را بهمراه آوردند(گرچه ار ابتدا به چشم نمی آمد) یا آنتاگونیست های دو پامین و سروتونین که همچون جد مهار کننده دو پامینی خود افزایش وزن،سندروم متابولیک و اختلالات جنسی را به همراه آوردند

دیگر اثری از انقلاب های کلرپرومازین ،ایمی پرامین،لیتیم و کلردیازپوکساید نیست چرا که بوضوح داروهایی که پس از نسل مادر خود آمده اند نتوانستند انتظارات درمانگران را برآورده کنند. اما ایا این مسئله در مورد لوراسیدون هم حاکم است. آیا این دارو هم شبحی بیش نیست که تنها در کوتاه زمان اندکی درمانگران را امید وار می کند. آیا عوارض اکستراپیرامیدال،هیپرپرولاکتینمی، عوارض قلبی عروقی و خواب آلودگی مصرف لوراسیدون را  همچون کوتیاپین و اولانزاپین محدود می کند؟ اینها سئوالاتی است که بزودی جواب هایی برای آنها عنوان خواهم کرد.


ژورنال کلاب 3


سلام به همه دوستان

ضمن عذر خواهی از غیبت دراز مدتم در وبلاگ از امروز حضور فعال تری در وبلاگ خواهم داشت.

حقیقت این است که امروز آخرین روز همکاری رسمی من با دانشگاه ازاد اسلامی مشهد بود.

تصمیم گرفتم از دانشگاه بیام بیرون تا وقتم آزاد باشه تا دنبال آرزوهام برم و یکی از آنها وب سایتمه که کاری چند ساله رو می طلبه،البنه در کنار اون وبلاگ رو هم حفظ می کنم .

برای شروع یک مقاله از آخرین شماره American journal of psychiatry  رو براتون گذلشتم که به یک مقاله مروری است که به بررسی درمان دارویی در دلیریوم ثانوی به علل غیر از ترک مواد می پردازد

برای دریافت مقاله اینجا را کلیک کنیک

سئوالات امتحان نظری کاراموزان نیم سال دوم 92

برای دریافت فایل سئوالات امتحان اینجا راکلیک کنید

اطلاعیه

به اطلاع دوستان می رسانم که مراحل مقدماتی طراحی وب سایت اینجانب با محتوایی مشابه وبلاگ انجام شده که بزودی آدرس آن در اختیار دوستان قرار خواهد گرفت

علامت شناسی روانپزشکی-2

برای دریافت فایل تصویری اینجا را کلیک کنید

برای دریافت فایل پی دی اف مقاله ای فارسی در این رابطه اینجا را کلیک کنید
توهم کوتارد و یا به اسم دیگر سندرم کوتارد که همینطور به اسامی پوچ گرائی نیز از آن نام می برند یک بیماری نادرسیستم روحی روانی هست و به این ترتیب تعریف میشه که فرد احساس میکنه که مرده و وجود نداره ( همان طور که شما گفتید) در حال پوسیدگی و فنا هست و در حال ازدست رفتن خون و اندام های احشای داخلی خودش هست ندرتا پیش میاد که احساس ابدیت و فنا ناپذیری می کنند...

این بیماری در کنفرانسی در سال 1880 در پاریس و به همت فردی بنام ژول کوتارد معرفی شد... و بیمار مورد نظرزنی بود که وجود خدا و شیطان و اعضای بدن خودش را انکار می کرد و اعتقاد به اینکه برای زنده ماندن به غذا نیاز دارد... نداشت.بعد ها او متعقد شد که تا ابدیت ملعون شده و به مرگ طبیعی نخواهد مرد

در سال 1996 افراد دیگری بنام Young and Leafhead مورد دیگری معرفی کردند که بعد از ضربه سر موتور سیکلت سوار ایجاد شده بود. اون فرد در سال 1990 تصادفی داشته , مدتی در بیمارستان بستری بوده و بعد به همراه مادرش به آفریقای جنوبی میره اما از اون به بعد معتفد شده بود که به جهنم برده شده ( بیمار در بیمارستان مدتی تب داشته ) و اینکه اون به علت عفونت خون از بین رفته ( چیزی که در ابتدای بیماری وی در بیمارستان خطر عفونت خون وجود داشته) و همینطور معتقد شده بود که بوسیله بیماری ایدز مرده ( اون قبلا داستانی را خوانده بود که فردی که ایدز داشته از عفونت خون مرده). همینطور او معتقد بود که روح مادرش در او دمیده شده برای اینکه جهنم به اون نشان داده شود

شرح حال گیری در روانپزشکی-1

شرح حال روانپزشکی سیر بیماری‌های قبلی و فعلی را توصیف و اطلاعات خانوادگی و سایر اطلاعات شخصی را فراهم می‌کند (جدول زیر).

لطفا پس از مطالعه مطلب زیر ،شرح حال بیمار خود را منطبق با موارد زیر در قسمت نظرات بنویسید

۱. اطلاعات شناسائی‌کننده
۲. شکایت اصلی
۳. سابقه بیماری فعلی
   - شروع
   - عوامل آشکار‌کننده
۴. بیماری‌های قبلی
   الف ـ روانپزشکی
   ب ـ طبی
   ج ـ خانوادگی
۵. سابقه شخصی
   الف ـ بیش از تولد و دوران پری‌ناتال (Perinatal)
   ب ـ اوایل کودکی (تا ۳ سالگی)
   ج ـ اواسط کودکی (۳ تا ۱۱ سالگی)
   د ـ اواخر کودکی (بلوغ تا آخر نوجوانی)
   هـ ـ بزرگسالی
      ـ سابقه شغلی
      ـ سابقه زناشوئی و روابط (با جنس مخالف)
      ـ سابقه نظامی
      ـ سابقه تحصیلی
      ـ مذهب
      ـ فعالیت اجتماعی
      ـ موقعیت زندگی فعلی
      ـ سابقه قانونی
   و ـ سابقه جنسی

ادامه نوشته

علامت شناسی روانپزشکی-1

برای دریافت فایل تصویری اینجا راکلیک کنید

در فیلم بالا یک بیمار مبتلا به کاتاتونیا دیده می شود که علائم کاتالپسی(catalepsy)،  استریوتایپی (stereotypy) ،انعطاف پذیری مومی(waxy flexibility)،وضعیت گیری(posturing) و منفی گرایی(negativism) در آن دیده می شود.

  کاتالپسی (cataplexy):اختلالی که در آن فرد در همان وضع بدنی که قرار گرفته باقی می‌مانند. در موارد شدید اسکیزوفرنی کاتاتونیک مشاهده می‌شود. به آن انعطاف‌پذیری مومی‌شکل نیز می‌گویند.

  استریوتایپی (stereotypy):تکرار ثابت و مکانیکی اعمال جسمی یا کلامی؛ در اسکیزوفرنی کاتاتونیک مشاهده می‌شود.

  منریسم (mannerism):حرکات غیرارادی کلیشه‌ای

  انعطاف‌پذیری مومی‌شکل (way flexibility):اختلالی که در آن بیماران به همان شکل که قرار گرفته‌اند باقی می‌مانند. به‌نام کاتالپسی نیز معروف است.

  برانگیختگی کاتاتونیک (catatonic excitment):فعالیت حرکتی کنترل‌نشده و برانگیخته که در اسکیزوفرنی کاتاتونیک مشاهده می‌شود. بیمار در حالت کاتاتونیک ممکن است ناگهان حالت برانگیخته انفجاری یابد و خشن شود.

  وضعیت‌گیری کاتاتونیک (catatonic posturing):گرفتن وضعیت بدنی غیرعادی و نامتناسب ارادی که معمولاً برای مدت طولانی حفظ می‌شود. ممکن است به‌صورت غیرقابل انتظار به برانگیختگی کاتاتونیک تغییر کند.

  ریژیدیته کاتاتونیک (catatonic rigidity):وضعیت ثابت و مداوم حرکتی که نسبت به تغییر مقاوم است.

 منفی‌کاری (negativism):مخالفت یا مقاومت لفظی یا غیرلفظی نسبت به توصیه یا تلقین خارجی، به‌طور شایعی در اسکیزوفرنی کاتاتونیک دیده می‌شود که در آن بیمار با هرگونه کوششی که بخواهد او را حرکت دهد مقاومت می‌کند یا برعکس آن چیزی را که از او خواسته شده انجام می‌دهد.

موتیسم (mutism):فقدان کارکردی یا عضوی توانائی تکلم


برای دریافت فایل تصویری در رابطه با رفتار قالبی و ادا و اطوار اینجا راکلیک کنید

 سئوالی که اکثرا برای دانشجویان پیش می آید این است که تفاوت ادا و اطوار(mannerism) ورفتار قالبی(stereotypy) در چیست. در زیر نظر خودم رو در این رابطه می نویسم.

ادا و اطوار یک الگوی خاصی از رفتار های مورد قبول از نظر دیگران  و متناسب با شرایط است که توسط فرد  البته خارج از کنترلش انجام می شود، مثل راه رفتن آهسته،یا استفاده از دستانش هنگام صحبت کردن که البته در حالت بیمار گونه اش تشدید شده و اغراق آمیز است ولی رفتار قالبی یک رفتار اجباری ناخودآگاه است که در هر شرایطی روی می دهد مثل تکان دادن یا چرخش دستان، رفتار قالبی با استرس تشدید می شود در حالی که ادا و اطوار این گونه نیست.

سئوال بعدی این است که آیا سندروم کاتاتونی صرفا نشان دهنده اسکیزوفرنی است،جواب من این است که به نظرات کامل خانم نگین حاجی وثوق در در قسمت درج نظرات مراجعه فرمائید

موضوعی برای بحث 44

بیمار دختری است 19 ساله و دانشجوی کامپیوتر(دیپلم هنرستان)  که به همراه مادرش بدلیل تحریک پذیری و عصبانیت ارجاع شده است. این حالت ریشه قدیمی دارد که اکنون بدلیل بروز مشکل در روابط با همسرش مراجعه کرده است. وی سابقه تیک حرکتی از کودکی را هم می دهد.مادرش وی را بسیار بهانه جو و کم طاقت می داند. وی که فردی کم صبر است بکررات با همسرش درگیر می شود،این ویژگی از کودکی در وی بوده است. عملکرد درسی اش علی رغم هوش بالایش جالب نبوده و همیشه اولیا مدرسه از وی شکایت اشته  اند. وی فردی جسور و نترس می باشد که دائم برای خانواده مشکل ساز بوده است. سابقه مصرف مواد و اختلال طبی خاصی را ندارد.در سابقه اش دوره های بارز تغییر خلق بصورت دوره های هیپومانیا مشهود نیست ولی خودش از افسردگی شکایت می کند در حالی که سایر معیار های افسردگی اساسی را ندارد، وی اعتماد به نفسش را پائین گزارش می کند و از مشکل در تمرکز شکایت دارد که ریشه قدیمی دارد،علائم وسواسی مشهود نیست اما از یک احساس اضطراب دائمی شاکی است.

3 تشخیص های افتراقی را مطرح کنید و در مورد آن بحث کنید: اختلال شخصیت مرزی،اختلال سیکلوتایمی،اختلال بیش فعالی و فقدان تمرکز بالغین،دیس تایمی

محتمل ترین تشخیص کدام است؟ تشخیص دقیق کمی سخت است اما بدلیل این که از کودکی علکرد درسی خوبی نداشته و باعث ناراحتی اولیاء مدرسه می شود و فقدان تمرکز از سالها قبل و جسور بودن و نترسی با ریشه قدیمی،کم صبری و کم طاقتی اختمال اول اختلال بیش فعالی و فقدان تمرکز است که از کودکی شروع شده و تا بزرکسالی تداوم دارد که منجر به بروز بی اعتماد به نفسیفاضطراب و افسردگی خفیف در وی شده است،ریشه عصبانیت و ناسازگاری هایش هم در همین است

برای رسیدن به تشخیص دقیق چه اطلاعات تکمیلی نیاز دارید؟

به ادامه مطلب مراجعه نمائید

ادامه نوشته

موضوعی برای بحث 43

بیمار خانمی است 54 ساله که از  حدود یک سال قبل بدنبال فوت همسرش بدلیل کانسر ریه و بدلیل ابتلا به اختلال افسردگی اساسی تحت درمان با سیتالوپرام 20 میلی گرم روزانه بوده است و تا یک هفته قبل در وضعیت خوبی بوده است ،وی از یک هفته قبل دچار سرفه های مکرر،تنگی نفس،احساس طپش قلب،احساس خستگی بارز و عود علائم اضطرابی و افسردگی شده است. وی تغییری در دوز دارویش نداده و دارویی جدید هم مصرف نکرده،مصرف الکل و مواد ندارد،بررسی های طبی نرمال است،همچنین به جز نزدیکی به سالگرد فوت همسر استرسور دیگری را ذکر نمی کند.

علت این علائم و عود علائم اضطرابی و افسردگی را در چه می دانید؟

چه اقدام درمانی انجام می دهید؟

با سلام و تشکر از نظرات دوستان باید عرض کنم که چند تشخیص بیشتر از بقیه مطرح شده بود که به بحث در مورد ان خواهیم پرداخت

الف- اختلال انطباق: فکر می کنم دوستان نزدیکی به سالگرد فوت همسر را یک استرسور سایکوسوشیال تلقی کرده اند و علائم جسمانی و عود علائم اضطرابی و افسردگی را به آن نسبت داده اند ، در صورتی که بیمار با تشخیص قطعی افسردگی اساسی از حدود یک سال قبل تحت درمان بوده و بهبودی داشته و به 4 دلیل زیر این اختلال رد می شود

1-      ایجاد علایم رفتاری یا هیجانی در پاسخ به یک یا چند عامل استرس‌زای قابل شناسائی که در عرض ۳ ماه بعد از شروع عامل یا عوامل استرس‌زا رخ دهد.

2-      همچنین صرفاً یک تشدید اختلال محور ۱ یا ۲ نیست.

3-      علایم بیانگر سوگ نیستند.

4-  هنگامی‌که عوامل استرس‌زا (یا نتایج آن) پایان یابند، علایم بیش از ۶ ماه به طول می‌انجامند

ب- اختلال تبدیلی: فکر می کنم بروز علائم از یک هفته قبل بصورسرفه های مکرر،تنگی نفس،احساس طپش قلب،احساس خستگی بارز که تعدادی علائم جسمانی است ذهن دوستان را به این سمت برده در حالی که در اختلال تبدیلی وجود یک یا چند علامت حسی ،حرکتی  یا تعادلی بدنبال یک استرسور روانی و در غیاب نقص نرولوژیک است که با این بیمار تناسب ندارد.

ج- اختلال خود بیمار انگاری: هم مثل اختلال تبدیلی بدنبال بروز علائم جسمانی شاید ذهن دوستان را به این سمت برده در حالی که در خود بیمار انگاری همان طور که از نام آن هم برمی آید شخص باور به وجود یک بیماری حدی علی رغم اطمینان اطبا دارد و طول دوره علائم هم باید 6 ماه باشد که باز هم در این بیمار مطرح نمی شود

نظرمن به واکنش سالگرد در یک بیمار مبتلا به اختلال افسردگی اساسی است که باعث بروز ریلاپس بدلیل بروز استرس است(به خاطر داشته باشید که درست است بیمار دارویش را کم نکرده و قبل از آن حال خوبی داشته ولی با بروز استرسور جدید که همان واکنش سالگرد است دچارعود علائم شده) که بیانگر این است که باید درمان را قوی تر کرد

.

اطلاعیه

به اطلاع دانشجویانی که در حال حاظر در بخش هستند می رسانم که پس از بررسی پاسخنامه سئوالات اولین امتحان میان ترم  نتایج زیر بدست آمد که در زیر اعلام می کنم

در میان انترن ها کمترین نمره 10 و بیشترین نمره 19 بود که لازم می دانم از دقت نظر آقای محمد زاده و کوشکی تشکر کنم

در میان اسناژرها کمترین نمره 13 و بیشترین نمره 17 است و متوسط نمره 15/5بود

نتایج امتحان دوم متعاقبا اعلام خواهد شد

امتحان میان دوره بخش روانپزشکی   مهر 92

در زیر و ادامه مطلب چند سئوال برای دانشجویان و انترن هایی که در حال حاضر در بخش هستند مطرح کردم،لطفا پس از مطالعه متن سئوالات، جواب خودتان را تا ساعت 12 ظهر فردا به آدرس زیر ای میل کنید

hamidarshadi@yahoo.com

1-در زیر شرح حال یک بیمار روانپزشکی ارائه شده است، چنانچه این بیمار به شما مراجعه کند الف- چه تشخیصی برایش  مطرح می کنید ب- چه دارو هایی را برای درمان وی در ذهنتان در نظر می گیرید(اینترن ها نسخه  کامل را بنویسند)ج- اشکالات درمان قبلی چیست د- چگونه با بیمار صحبت می کنید و چه توصیه هایی به وی می کنید

مردی 55 ساله که 2 سال پیش فرزندش را در طی یک حادثه از دست داده است بدلیل افسردگی ارجاع شده است ،سابقه درمان های طولانی با سیتالوپرام یا دوز 20 میلی ،لورازپام 2 میلی ،تری فلوپرازین 2 میلی و زولپیدوم 20 دارد،وی نه تنها احساس افسردگی و نا امیدی،خستگی و فقدان حافظه،  که احساس خود ملامت گری هم دارد  در طی مصاحبه مرتب زیر لب صلوات می فرستد از وی در مورد انجام این کار می پرسم و ذکر میکند افکار زشتی در ذهنش می آید ،با جلب اعتماد بیشتر وی به تصاویر تکراری رابطه جنسی خودش با فرزندان و خویشاوندانش اشاره می مند. در پرسش های بیشتر او این افکار را مزاحم خوانده و ذکر می کند که از ورود آنها به ذهنش احساس بسیار بدی دارد ولی با سعی زیاد تنها بطور مقطعی می تواند این افکار را از ذهنش دور می کند. در بررسی بیشتر شواهد مصرف مواد یا اختلال طب عمومی مشهود نیست.

ادامه نوشته

هفته دوم آموزش روانپزشکی

ضمن پوزش در تاخیر در نگارش این پوست همان طور که در جریان هستید در پنجشنبه پیش رو یعنی 18/7/92 قرار است دومین آزمون میان دوره را در پیش رو داشته باشیم

لذا در ادامه لینک مطالبی که ضروری است مطالعه فرمائید را قرار خواهم داد

از تمامی دوستان تقاضا می کنم در حین مطالعه پوست ها به ارشیو مطالب هم توجه کنند،نکات کاربردی بسیار خوبی در آنجا وجود دارد.

1-معیار های تشخیص اختلال وسواسی جبری

2-درمان اختلال وسواسی جبری

3- تشخیص های همزمان در اختلال وسواسی جبری

4-آموزش بیمار و خانواده فرد مبتلا به اختلال وسواسی جبری

5-تشخیص افتراقی سایکوز

7-تشخیص اختلال اضطراب منتشر

8-درمان اختلال اضطراب منتشر

9-داروهای روانپزشکی-ونلافاکسین

لینک دوم

10-داروهای روانپزشکی-باسپرون

11-داروهای روان پزشکی-بوپروپیون

12-داروهای روانپزشکی-سرترالین

13-افتراق پسودودمانس از دمانس

14-مفهوم اپیزود مختلط در اختلالات دو قطبی

15-افتراق افسردگی یک قطبی از دو قطبی

16-اصول مصاحبه در روانپزشکی

17- تشخیص اختلال پانیک

لینک کمکی

17-درمان اختلال پانیک

18-روان درمانی در اختلال هراس

سئوالات میان دوره دانشجویان بخش روانپزشکی   مهر 92

1-     گزینه های زیر مربوط به چهار بیمار مبتلا به اسکیزو فرنی است سیر کدام را خوش خیم تر پیش بینی می کنید.

الف- اسکیزو فرنی پارانوئید در زنی متاهل که بیماری وی در 30 سالگی شروع شده است، بیماری به طور حاد شروع شده است و به درمان خود پایبند می باشد. وی همزمان مبتلا به اختلال شخصیت نیز می باشد

ب- اسکیزوفرنی آشفته در مرد 30 ساله با شروع تدریجی از 15 سالگی با سابقه انزواجویی، تشنج و عدم مصرف دارو

ج- اسکیزوفرنی نامتمایز با دوره های پرخاشگری در زن 25 ساله  متاهل با شروع تدریجی و سابقه اختلال خلقی در خانواده

د- اسکیزوفرنی باقیمانده در مرد 15 ساله با سابقه انطباق ضعیف و علائم منفی بارز با شروع تدریجی سابقه مشکلان رفتاری و عدم مصرف دارو

توضیح سئوال:
عده‌ای از محققان در مورد پیش‌آگهی کلی، قانون ثلث‌ها را پیشنهاد کرده‌اند که چندان اعتبار ندارد. حدود یک‌ سوم بیماران زندگی طبیعی دارند، یک‌ سوم علایم عمده دارند ولی می‌توانند در جامعه کارکرد داشته باشند و یک‌ سوم باقی‌مانده به میزان قابل توجهی مختل شده و نیاز به بستری‌های مکرر دارند. حدود ده درصد از ثلث آخر نیاز به بستری طولانی‌مدت دارند. عموماً، زنان پیش‌آگهی بهتری نسبت به مردان دارند.

جدول علایمی که به نفع پیش‌آگهی خوب یا بد در اسکیزوفرنی هستند


پیش‌آگهی خوب

پیش‌آگهی بد


شروع دیررس

شروع زودرس


عامل تسریع‌کننده آشکار

فقدان عوامل تسریع‌کننده


شروع حاد

شروع تدریجی


سابقه پیش‌مرضی خوب اجتماعی، جنسی و شغلی

سابقه پیش‌مرضی بد از نظر اجتماعی، جنسی و شغلی


علایم اختلال خلقی به‌خصوص اختلالات افسردگی

رفتار انزوائی، اوتیستیک


متأهل بودن

مجرد، طلاق گرفته یا بیوه بودن


سابقه خانوادگی اختلالات خلقی

سابقه خانوادگی اسکیزوفرنی


نظام حمایتی خوب

سیستم حمایتی بد


علایم مثبت

علایم منفی


جنس مؤنث

علایم و نشانه‌های نورولوژیک

   
  سابقه ترومای پری‌ناتال

   
  نبودن بهبود در سه سال گذشته

   
  عودهای زیاد

   
  سابقه حمله‌وری

ادامه نوشته

هفته اول آموزش روانپزشکی

امروز روز خوبی رو با دانشجویان در بخش و درمانگاه سپری کردم،گرچه که فرصت نشد که درمورد بیمار بستری صحبت کنیم اما توانستیم در فرصتی که در بخش بودیم در رابطه با استانداردهای آموزش پزشکی و مفاهیم compatibility و capability مطالبی رو برای دانشجویان بگم و براشون روشن کنم که بایستی غیر از ارتقاء توانمندی شون در حیطه دانش لازم است به ارتقاء این توانمندی ها در حیطه نگرش و مهارت نیز توجه کنند. مثال های از مفاهیم حیطه نگرش براشون زدم و ازشون خواستم در طی این یک ماه به تغییر و ارتقاء این نگرش ها در خودشون بپردازند و همچنین در حیطه مهارت حداقل هایی برای پایان دوره کارآموزی و کارورزی براشون تبیین کردم.

سپس به درمانگاه رفتیم. درمانگاه شلوغی بود با 24 بیمار، این اولین روز درمانگاهم با گروه جدید بود لذا باید با یک الگوی نظام مند به هدایت دانشجویان در مفاهیم اولیه روانپزشکی می پرداختم.

الگوی من در این جلسه چندان تعاملی نبود که علت آن در تعداد بالای بیماران و اینکه در روزهای اول بخش هستیم بود. به دانشجویان قول دادم که پیرامون مطالبی که هر یک از بیماران آن رو بر می انگیختند در این فضا براشون مطلب بزارم که در ادامه خواهم گذاشت.

ادامه نوشته

هقته اول آموزش روانپزشکی

با سلام

ضمن خیر مقدم به دانشجویانی که از چند روز پیش وارد بخش شدند لازم می دانم ذکرکنم که در پنجشبه هفته آینده امتحان میان ترم برگزار خواهد شد که در آن ضمن اینکه مطالب مربوط به کلاس های درس تئوری روانپزشکی شامل اسکیزوفرنی و سایر اختلالات سایکوتیک،اختلالات مرتبط با مواد،اختلالات خواب،اختلالات جنسی،اورژانس های روانپزشکی پرسیده خواهد شد مطالی که در لینک زیر آمده هم مد نظر خواهد بود. لازم به ذکر است که نمره کسب شده به اطلاع سایر همکاران گروه خواهد رسید تا در ارزیابی پایان دوره مد نظر قرار گیرد

اینجا را کلیک کرده و به مطالب داخل این لینک  مراجعه نمائید

سئوالات امتحان کارورزان شهریور 92

يك مرد 45 ساله به پزشك خانواده خويش با علائم نااميدي غمگيني و احساس درماندگي و تنهايي مراجعه كرده است. وي ذكر مي كند كه بدون دليل مي گريد و بسختي به خواب مي رود.وي ذكر مي كند كه مشكلش از 6 هفته قبل شروع شده است و نمي تواند از شر اين احساسات خلاص شود. اوكه سابقه مصرف الكل دارد در چند هفته اخير مقادير بيشتري الكل مي نوشد . سر كار نمي رود وي اخيرا در حين رانندگي مست بوده است.

1-محتمل ترين تشخيص و تشخيص هاي افتراقي شما چيست

2-چه شواهدي در شرح حال وي به اين تشخيص كمك مي كند و چه سئوالات ديگري را مي توانيد بپرسيد

3-چه درمان هايي را مي توانيد پيشنهاد كنيد

4-پيش آگهي را چگونه مي بينيد

5-در رابطه با درمان دارويي به بيمار در خصوص علت تجويز دارو،مكانيسم اثر و عوارض محتمل چه مي گوئيد


ادامه نوشته

سئوالات امتحان کاراموزان شهریور 92

بیمار خانم 31 ساله ای است که بدلیل افسردگی تحت درمان است،وی سابقه 5 اپیزود افسردگی از 17 سالگی تا کنون را ذکر می کند. در حال حاضر تحت درمان با 40 میلی گرم سیتالوپرام و 200 میلی گرم بوپروپیون است که به سختی به درمان پاسخ داده است، وی ذکر می کند که از 2 ماه قبل بهبودی کامل دارد،در بررسی 4 حیطه متوجه می شوید که بیمار در رمیشن است ،بیمار تمایل به قطع دارو دارد،چه اقدامی انجام می دهید

الف- بوپروپیون را بتدریج در عرض 2 ماه قطع می کنیم

ب- سیتالوپرام را بتدریج در عرض 2 ماه قطع می کنیم

ج- داروها را تا 6 ماه بعد ادامه داده و بعد قطع می کنیم

د- داروها را بیش از 1 سال ادامه می دهیم


ادامه نوشته

اختلالات مرتبط با مواد

امروز در فرصت نه چندان زیادی که در بخش پیش آمد با دانشجویان به بحث و تبادل نظر در مورد چالش هایی که  یک پزشک خانواده در خصوص موضوع وابستگی به مواد پیش رو دارد پرداختیم. موضوعات متعددی مطرح شد و نهایتا دو موضوع را انتخاب کردیم و در غالب دو گروه به بحث گذاشتیم سئوالات گروه ها در زیر آمده است

سوالات گروه 1
بیمار 25 ساله با سابقه مصرف تریاک از 5 سال پیش به همراه مادر خود برای ترک مراجعه کرده است مادر عنوان میکند که بیمار اخیرا دچار پرخاشگری شدید شده است.
1.برای تعیین الگوی درمانی ازاین بیمار چه سوالاتی باید پرسیده شود؟
2.چه بررسی روانپزشکی برایش انجام شود؟
3.ایا از نظر طبی نیاز به بررسی دارد؟
4.چنانچه بیمار دچار اختلال روانپزشکی نباشد چه نسخه ای  برای وی می نویسید

سوالات گروه 2

1) بیماری به همراه خانواده با اختلال هوشیاری مراجعه کرده است ، چنانچه حدس زده شود که کاهش هوشیاری به خاطر سو مصرف مواد هست چه موادی مد نظر است?
2) برای رد یا تایید هر کدام چه سوالات و چه معایناتی انجام دهیم?
3)اگر متوجه مسمومیت با اپیوم شدیم دستورات پزشک و پرستار چیست ونهایتا چه می کنیم?

قرار شد دوستان گروه یک این سئوالات را بین خود تقسیم کنند و جواب را در وبلاگ بنویسند،متعاقبا سئوالات تکمیلی را مطرح خواهم کرد

کلاس درس روانپزشکی سالمندان

امروز فرصتی خوبی فراهم شد تا یک تجربه خوب را با دانشجویان بخش داشته باشم ،گرچه 3 نفر در مرخصی بودند اما با همان 11نفر باقیمانده 3 گروه تشکیل دادیم و به انجام آموزش مبتنی بر مسئله Problem Based Learning پرداختیم که با ارائه 3 کیس رایج در رابطه با اختلال روانپزشکی سالمندان به سه گروه شروع کردیم و پس از اختصاص زمان مناسب برای بحث گروهی (بمدت 30دقیقه) از هر گروه خواستم که به ارائه پاسخ سئوالاتی که از آنها خواسته شده بود بپردازند. سپس سعی کردم سایر دانشجویان رو ترغیب کنم نظرات خودشون رو در این خصوص عنوان کنند. علی رغم وسوسه های دانشجویان و خودم برای دادن پاسخ دقیق سعی کردم حتی المقدور پاسخ ندم و فقط موارد صحیح رو برای خالی نبودن عریضه تائید کردم،سعی کردم با ایفای نقش شرایطی نزدیک به محیط واقعی برای دانشجویان فراهم کنم تا به چالش های پیش رو بیشتر بیاندیشند و تصور دقیق تری از مشکلات مرتبط با آن بیمار داشته باشند. در زیر این 3 بیمار را که البته قبلا هم در وبلاگ مطرح شده است را آوردم و در ادامه سئوالاتی که قرار است دانشجویان در موردش تحقیق کنند و نظرشون رو در وبلاگ بزارند رو گذاشتم.

بیمار اول:

یک مرد 69 ساله یه شما همراه با همسرش مراجعه می کند. همسرش ذکر می کند که حافظه شوهرش در طی چند ماه گذشته افت پیدا کرده است.یطوری که نام دوستان و خانواده اش را فراموش کرده است و مسیر یرگشت به خانه را گم کرده است.همچنین اخیرا برای یه خاطر سپردن اطلاعات جدید دچار مشکل است.اوکه دارو هایش و قرار ملاقات با پزشکش را به خاطر داشت اکنون همه این ها را یه همسرش سپرده است.اواخیرا کارهای عجیبی انجام می دهد بطوری که ساعتش را در فریزر و کفشهایش را در ظرف لباس چرک گذاشته است.او مبتلا به فشار خون است که بخوبی کنترل است.در بررسی روانی وی آگاه و اورینته بودهاو نام پزشکش که از 3 سال پیش تحت درمانش بوده را بخاطر نمی آورد.وی در صحبت کردن دچار اندکی مشکل شده است و در بخاطر آوردن یک کلمه از 3 کلمه پس از 5 دقیقه مشکل دارد.

محتمل ترین تشخیص چیست؟

اقدام بعدی جیست؟

بیمار دوم:

یک زن 50 ساله از حرکات متعدد پای شوهرش در طی خواب گلایه دارد،شوهرش در طی خواب خر و پوف کرده و گاها در طی خواب ناله تنفسی توام با تعریق دارد، در طی روز خواب آلوده است

تشخیص و تشخیص افتراقی چیست؟

اقدام بعدی چیست؟

بیمار سوم:

یک خانم 65 ساله با احساس خستگی و فراموش کاری به شما مراجعه کرده است.وی اخیرا خواب منقطع داشته و 2 ساعت زودتر از خواب بیدار می شود.وی که از دردهای متعدد جسمانی شکایت دارد و یوضوح کاهش وزن داشته است،نزد پرشکان متعددی رفته است،دخترش ذکر می کند که در 2 ماهه گذشته چند بار در خیابان گم شده است.

تشخیص،تشخیص افتراقی و درمان بیمار چگونه است؟

موضوعاتی برای پژوهش

1-چگونه دلیریوم را از دمانس افتراق دهیم(آقای رضا سجادی)

2-انواع دمانس چیست و اهمیت افتراق آنها در چیست و چگونه آتها را افتراق دهیم(اقای سید مجتبی اجلال زاده)

3-منظور از آگنوزی چیست، انواع آنها و مصادیق و مثال های آن چیست؟(خانم دلارام زیراچی)

4--منظور از آپراکسی چیست، انواع آنها و مصادیق و مثال های آن چیست؟(خانم مریم زارعی)

5-منظور از آفازی چیست، انواع آنها و مصادیق و مثال های آن چیست؟(خانم مرضیه رضایی)

6-work up بیمار دمانسیل چیست و چرا؟(خانم دلارام زیراچی)

7-آیا نیاز است یررسی از نظر سایر اختلالات روانپزشکی در دمانس را مد نظر قرار داد؟چرا؟چه اختلالاتی و چگونه؟(خانم الهام کشاورز)

8-یک نسخه بیمار مبتلا به دمانس الزایمر که مبتلا به افسردگی،سایکوز،بی خوابی و پرخاشگری نیست را بنویسید(خانم لادن چراغ زاده)

9--یک نسخه بیمار مبتلا به دمانس الزایمر که مبتلا به بی خوابی و پرخاشگری است را بنویسید(خانم نیکو ضیایی)

10-یک نسخه بیمار مبتلا به دمانس الزایمر که مبتلا به افسردگی است را بنویسید(آقای مهدی افشار مقدم)

11-چگونه  RLS و PLM را درمان کنیم،چه توصیه هایی به بیمار می کنیم(آقای هادی نوبخت)

12-وقتی بیماری سالمند با خواب آلودگی روزانه به ما مراجعه می کند چه اختلالاتی را باید مد نظز قرار داد،چگ.نه آنها را تائید یا رد کرد(آقای حسین سوادی)

13-نقش مواد مخدر در ایجاد دمانس چیست؟(خانم مریم زارعی)

14-تشخیص افتراقس خلق افسرده همزمان با آمنزی در سالمندان چیست؟(خانم مرضیه رضایی)

15-کلینیک خواب چیست و در آن چه اتفاقی روی می دهد(خانم منیره  کریمی)

16-تفاوت PLM و میوکلونوس شبانه در چیست(خانم ناهید اصل نیا)

امتحان میان دوره بخش روانپزشکی   شهریور 92

شما به عنوان پزشک خانواده با مردی 44 ساله که به دلیل دردهای پراکنده جسمانی(  در سر،گردن،شانه چپ، پشت، قفسه صدری، کمر) بارها به  درمانگاه مرکز بهداشتی درمانی مراجعه کرده است مواجه هستید. وی همراه با خود، چندین آزمایش خون و ادرار همراه دارد همچنین عکس های متعددی از ریه، گردن، CTScan  مغز همراه دارد که تنها یافته مثبت آنها  استئوآرتریت  در مهره های تحتانی گردنی است. در بررسی لابراتواری هموگلوبین 11،  MCV 70 و MCHC 21  است.EKG  همراه یافته پاتولوژیک خاصی مشهود نیست. وی همچنین از گرگرفتگی، طپش قلب،تنگی نفس همراه با احساس ضعف و خستگی شاکی است، چنانچه به علل روانپزشکی محتمل فکر می کنید.
ادامه نوشته

معیارهای تشخیصی DSM-IV-TR برای اپیزود افسردگی ماژور


  افسردگی (اپیزود افسردگی ماژور(

- معیارهای تشخیصی DSM-IV-TR برای اپیزود افسردگی ماژور:

 

الف ـ پنج علامت (یا بیشتر) از موارد زیر که در مدت ۲ هفته وجود داشته باشند و تغییری در عملکرد قبلی را نشان دهند، حداقل یکی از آنها باید خلق افسرده یا از دست دادن علاقه یا لذت باشد.

 

 

توجه: شامل علایمی که واضحاً به‌دلیل یک بیماری طبی عمومی است، یا هذیان‌ها و توهم‌های ناهمخوان با خلق نمی‌شود.

 

 

۱. خلق افسرده در اکثر ساعات روز، تقریباً هر روز، طبق گفته خود فرد (مثلاً احساس غمگینی یا پوچی) یا مشاهده دیگران (مثلاً گریان به‌نظر برسد).

 

 

توجه: در بچه‌ها و نوجوانان می‌تواند به شکل خلق تحریک‌پذیر باشد.

 

 

۲. کاهش علاقه یا لذت بردن از همه، یا تقریباً همه فعالیت‌ها در اکثر ساعات روز، تقریباً هر روز (طبق گزارش خود فرد یا مشاهده دیگران).

 

 

۳. کاهش قابل‌ملاحظه وزن بدن، بدون رژیم گرفتن، یا افزایش وزن (مثلاً تغییر بیش از ۵% در وزن بدن در ماه)، یا کاهش یا افزایش در اشتها تقریباً در هر روز

 

 

توجه: در کودکان، نرسیدن به حد قابل قبول وزن را باید داشته باشد.

 

 

۴.بی خوابی یا پرخوابی تقریباً هر روز.

 

 

۵. آژیتاسیون یا کندی روانی - حرکتی تقریباً هر روز (قابل مشاهده برای دیگران؛ تنها به‌صورت احساس ذهنی بی‌قراری یا کندی نباشد).

 

 

۶. خستگی یا از دست دادن انرژی تقریباً هر روز

 

 

۷. احساس بی‌ارزشی یا احساس گناه شدید یا نامتناسب (که ممکن است هذیانی باشد) تقریباً هر روز (تنها به شکل سرزنش خود یا احساس گناه به‌دلیل بیمار بودن نباشد).

 

 

۸. کاهش توانائی تفکر یا تمرکز، یا تردید، تقریباً هر روز (طبق گزارش خود بیمار یا مشاهده دیگران).

 

 

۹. افکار مکرر در مورد مرگ (نه فقط ترس از مردن)، افکار مکرر خودکشی بدون داشتن نقشه خاص، یا اقدام به خودکشی یا داشتن طرحی خاص برای انجام خودکشی

 

ب ـ علایم، معیارهای تشخیصی اپیزود مختلط را نداشته باشد.

 

ج ـ علایم از نظر بالینی ایجاد پریشانی واضح یا اختلال در سطوح مهم عملکرد اجتماعی، شغلی و سطوح دیگر کند.

 

د ـ علایم به‌دلیل اثر فیزیولوژیک مستقیم یک ماده (مثلاً ماده‌ای که مورد سوءمصرف قرار گیرد، یا دارو) یا یک بیماری طبی عمومی (مثلاً هیپوتیروئیدی) نباشد.

 

هـ ـ علایم با داغ‌دیدگی بهتر توضیح داده نشود، به‌ این‌صورت که پس از مرگ یک عزیز، علایم بیش از دو ماه باقی بماند یا اختلال واضح در عملکرد، اشتغال ذهنی شدید با احساس بی‌ارزشی، افکار خودکشی، علایم پسیکوتیک یا کندی روانی - حرکتی اتفاق بیفتد.





- برای تشخیص بیماری افسردگی حداقل زمان لازم برای وجود خلق افسرده چه مدت باید باشد؟  پیش‌کارورزی شهریور ۷۷


الف ـ ۱ هفته


ب - ۲ هفته


ج ـ ۱ ماه


د ـ ۲ ماه


۱. اطلاعاتی به‌دست آمده از شرح حال:

ـ خلق افسرده: احساس ذهنی غمگینی، احساس اندوه یا 'دلمردگی' برای مدت طولانی

ـ فقدان لذت: ناتوانی در تجربه لذت بردن

ـ گوشه‌گیری اجتماعی

ـ انگیزه نداشتن، تحمل کم برای ناکامی

ـ یبوست

ـ خشکی دهان

ـ سردرد

ـ علایم نباتی:

۱. از دست دادن میل جنسی

۲. وزن کم کردن و بی‌اشتهائی

۳. اضافه وزن و پرخوری

۴. پائین بودن سطح انرژی، خستگی‌پذیری

۵. قاعدگی غیرطبیعی

۶. صبح زود از خواب بیدار شدن (بی‌خوابی انتهائی ـ Terminal insomnia)، تقریباً ۷۵% بیماران افسرده مشکلات خواب دارند، چه به‌صورت بی‌خوابی و چه پرخوابی

۷. تغییر علایم در طول روز (علایم صبح‌ها بدتر می‌شود).


۲. اطلاعات به‌دست آمده از وضعیت روانی:

ـ ظاهر عمومی و رفتار: کندی یا آژیتاسیون روانی - حرکتی، تماس چشمی ضعیف، اشک‌آلوده، اندوهگین، بی‌توجه به ظاهر.


ـ عاطفه: محدود یا بی‌ثبات


ـ خلق: افسرده، تحریک‌پذیر، دلسرد، غمگین


ـ گفتار: به‌طور خودبه‌خود، کم‌ صحبت می‌کند یا اصلاً صحبت نمی‌کند، کلمات یک‌هجائی، مکث‌های طولانی، آرام، با آهنگ پائین و یکنواخت.


ـ محتوای تفکر: افکار خودکشی در ۶۰% بیماران افسرده وجود دارد و ۱۵% خودکشی می‌کنند، نشخوارهای (rumination) وسواسی، احساسی فراگیر ناامیدی، بی‌ارزشی و گناه اشتغال ذهنی جسمانی، تردید، فقر محتوای تفکر و قلّت کلام، توهم و هذیان‌های هم‌خوان با خلق.


ـ شناخت: حواس‌پرتی، اشکال در تمرکز، شکایت از بد بودن حافظه، اختلال واضح موقعیت‌یابی، ممکن است تفکر انتزاعی دچار اختلال باشد.


ـ بینش و قضاوت: به‌دلیل اعوجاج‌های شناختی در مورد ارزشمندی شخصی دچار اختلال است.


۳. ویژگی‌های همراه:

ـ شکایات جسمی ممکن است افسردگی را بپوشاند؛ به‌خصوص علایم قلبی، گوارشی و تناسلی - کلیوی، کمردرد، و شکایات ارتوپدیک دیگر


ـ اگر هذیان یا توهم وجود داشته باشد محتوای آن با خلق افسرده هم‌خوان است؛ شایع‌ترین آنها، هذیان گناه، فقر، مستق گزند و آسیب بودن، همراه با هذیان‌های جسمی و نیست‌انگاری (nihilistic) (پایان یافتن دنیا) است. هذیان‌های غیرهمخوان با خلق، آنهائی هستند که محتوای آنها به‌طور واضح وابسته به خلق غالب نمی‌باشد (مثل هذیان‌ کاشت فکر، پخش فکر، کنترل، یا هذیان‌های گزند و آسیب که به زمینه افسردگی ارتباط ندارد).


۴. ویژگی‌های مخصوص سن:

افسردگی در سن‌های مختلف می‌تواند تظاهرات متفاوتی داشته باشد.


ـ قبل از بلوغ: شکایات جسمی، آژیتاسیون، توهم شنوائی تک‌صدائی، اختلالات اضطرابی، فوبیاها


ـ نوجوانی: سوءمصرف مواد، رفتار ضداجتماعی، بی‌قراری، فرار از مدرسه، مشکلات درسی، بی‌بند و باری جنسی، حساسیت بیش از حد نسبت به طرد، بهداشت نامناسب.


ـ پیری: نقص‌های شناختی (از دست دادن حافظه، اختلال موقعیت‌یابی، کنفوزیون)، دمانس کاذب (pseudodementia) یا سندرم دمانس افسردگی، بی‌احساسی (apathy)، حواس‌پرتی(۱) (distractibility)


(۱) . افسردگی در افراد مسن معمولاً به چه صورت تظاهر می‌کند؟ (پذیرش دستیار )


الف ـ تمایل به سوءمصرف مواد


ب ـ حالات اضطراب و ترس

ج ـ فراموشی، حواس‌پرتی و بی‌تفاوتی


د ـ توهمات شنوائی و آژیتاسیون


پاسخ: گزینه ج

هفته اول آموزش روانپزشکی

با سلام طبق روالی که بتازگی در پیش گرفتم نکات مورد نیاز برای آموزش هقته اول روانپزشکی را براتون میزارم

1- معیارهای افسردگی اساسی بر اساس DSM-IV-TR

2-تشخیص افتراقی بیمار با خلق افسرده

3-مراحل درمان افسردگی

4-تجویز منطقی دارو در افسردگی

5- تشخیص افتراقی اضطراب

6- تشخیص افتراقی خلق تحریک پذیر

موضوعی برای بحث 42

امروز بیمار جالبی داشتم گفتم برای شما هم تعریف کنم

بیمار خانم 24 ساله است است که به همراه مادرش بدلیل رفتار های پرخاشگرانه مراجعه کرده است،وی خلق خود را افسرده ذکر می کند و احساس دائمی اضطراب را نیز عنوان می کند. وی ذکر می کند اخیرا رابطه اش با همسرش دچار مشکل شده زیرا که سه روز است متوجه شده همسرش با دوستش رابطه برقرار کرده ،همچنین وی ذکر می کند دررابطه های قبلی اش که البته کم هم نیوده این مسئله وجود داشته و همیشه بهمین دلیل طرد می شده است،علت آن را در طرز تفکر خود می داند که همیشه آنها را آزاد می گذاشته است چون می ترسیده آنها را از دست بدهد.مادرش ذکر می کند که دخترش از 18 سالگی و بدنبال شروع رابطه عاطفی اولش این گونه شده است. اودخترش بسیار خشن می داند و شدت خشونت آن را در حدی می داند که منجر به خود خراش گری های مکرر دست ها و پاهایش با چاقو می شود. وی ذکر می کند با دیدن خون آرام می شود.وی بارها اقدام به خودکشی کرده است.

در مصاحبه با وی او خودش را فردی افسرده می داند که از 3 ماه قبل و بدنبال فوت ناگهانی خواهرش بدلیل سرطان شدت افسردگی اش تشدید شده است،در حال حاظر وی خود را نا امید و خسته می داند،الگوی خوابش بهم ریخته و بوضوح مضطرب است.تمایلی به خوردن غذا نداردو تمایل به خودکشی دارد.

وی ذکر می کند خواهرش را در خانه می بیند و صدای او را بوضوح می شنود که به او می گوید من شما را دوست دارم. وی اعتقاد دارد که خواهرش با شماره تلفن همراهش به وی زنگ می زند و برای دقایقی با وی صحبت می کند و می گوید من را زنده زنده به گور برده اید و من زنده  ام،مادرش هم چنین تجربه ای را بکررات در طی ماه قبل تجربه کرده و ذکر می کند پدر،خاله و دختر خاله مرحوم نیز همین تجربه را دارند.

توضیح شما برای این بیمار چیست؟

آیا ممکن است این یک تجربه سایکوتیک باشد؟ در این صورت تجارب سایرین چیست؟

رفتار های پرخاشگرانه،احساس دائمی اضطراب،با شروع از 18 سالگی،خشونت بسیار شدید،خود خراش گری های مکرر دست ها و پاهایش با چاقو ،الگوی عدم توانایی در حفظ روابط،طرد شدن های مکرر،اقدامات مکرر به خود کشی،احساس ترس از از دست دادن به نفع اختلال شخصیت مرزی است

خلق افسرده(معیار الف اپیزود افسردگی اساسی)،احساس نا امیدی و خستگی ، بهم ریختن الگوی خواب،عدم تمایل به خوردن غذا و تمایل به خودکشی (چهار معیار از معیار های ب اپیزود افسردگی اساسی) بیانگر اپیزود افسردگی اساسی است که دلیل عدم وجود سابقه دوره های مانیا و هیپومانیا تشحیص اختلال افسردگی اساسی مطرح می شود.

وجود توهم های بینایی و شنوایی در طی دوره اخیر به همراه اختلال افسردگی اساسی مطرح کننده نمای سایکوتیک است.

اما وجود این علائم در مادر،خاله و شوهر خاله مطرح کننده سایکوز القایی است. البته چنانچه این موضوع به مسائل ماواراء الطبیعه مرتبط نباشد!!


سئوالات امتحان کاراموزان مرداد92  

1. بیماری با تابلوی بالینی مانیا که از 3 روز پیش شروع شده در بیمارستان بستری است . حداقل چه مدت دیگر باید علائم بیماری تداوم داشته باشد تا در صورت وجود سایر ملاک های مرحله ی مانیا بتوان تشخیص دوره ی مانیا را داد .
1 - 11 روز دیگر    
2 - 7 روز دیگر
3 - 4 روز دیگر
4 - نیازی به گذشت زمان بیش از این نیست .
 
2. کدام یک از مطالب زیر در تعریف اختلال سازگاری درست است ؟
1- تشدید یک اختلال روانی قبلی با وقوع استرس است .
2- واکنش غیر تطابقی در پاسخ به عامل استرس زا می باشد .
3-  واکنش طبیعی نسبت به یک استرس مشخص است .

4-  واکنش طبیعی نسبت به هر نوع استرس می باشد .

توضیحات سئوالات در ادامه مطالب آمده است

ادامه نوشته

موضوعی برای بحث 41

بیمار پسری است 23 ساله و مجرد که بدلیل تحریک پذیری،خلق افسرده،انزوا جویی،احساس خستگی،اضطراب بارز و کاهش حافظه مراجعه کرده است. همچنین رفتار های وسواس متعدد همچون تف کردن های مکرر ،وسواس های ذهنی با محتوی مذهبی و وسواس های چک کردن دارد

سابقه مصرف اپیوم داشته که با بوپرنورفین آن را کنار گذاشته است،البته هفته گذاشته لغزش کرده است،همچنین سابقه دوره های میگساری دارد،4 سال است که دانشجوی شهری دیگر است که نوفیقی در تحصیل نداشته است

درمانگر برایش سرترالین و ریسپریون شروع کرده است ولی در مراجعه ماه بعد پدرش ذکر می کند کاملا رفتارش برعکس شده بطوری که وی که اصلا ازخانه بیرون نمی رفته را نمی توانند در خانه نگه دارند،بشدت ولخرج شده و تحریک پذیریش بدتر شده و مرتب وسایل خانه را خراب می کند، بسرعت با دیگران صمیمی می شود و فعالیت بی هدف زیادی دارد وی همچنین ذکر می کند بوضوح به خود کشی فکر می کنم چون بشدت غمگین هستم

تشخیص شما چیست؟

چه درمانی را پیشنهاد می کنید؟

در مراجعه اول بیمار خلق افسرده و تحریک پذیر دارد که ذهن درمانگر را به سمت اپیزود افسردگی اساسی برده است، البته گر چه بیمار انزوا جویی دارد که شاید بدلیل عدم بارز لذت با حضور در فعالیت های اجتماعی باشد و احساس خستگی و کاهش حافظه دارد ولی هنوز معیار های کامل را پر نمی کند( در خوش بینانه ترین حالت 4 علامت مطرح شده ، در صورتی که وجود 5 معیار ضروری است)


موضوعی برای بحث 40

بیمار مردی است 23 ساله که در حال خواندن پیش دانشگاهی پس از پایان خدمت سربازی است،وی قبل از رفتن به سربازی بکرات درس را رها می کرده است.

وی مشکل اصلی خود را این گونه معرفی می کند"احساس بد خلقی درونی دارم،گاه آنقدر عصبانی می شوم که دوست دارم ذره ذره هستی را از بین ببرم،آهنگ های راک و متال گوش می دهم،مطمئن نیستم که هم جنس گرا هستم یا نه!! همه چیز باید منظم باشد و سرجایش باشد ،تابلو ها نباید کج باشند،در حمام یک قوائیدی دارم که باید رعایت کنم و این باعث طولانی شدن زمان حمام رفتنم می شودفاین اواخر عاشق خانمی شدم که البته از او ضربه خوردم . این نشان می دهد به جنس زن تمایل دارم ولی همیشه از مرد سن بالا خوشم می آمد،شاید چون دنبال پدر می گشتم چون پدرم فقط به من پول می داد و از من حمایت نمی کرد و من را تحقیر می کرد،گاه تخیلات سکس با مرد دارم و گاه با زن ولی من نمی خواهم با زنی سکس کنم مگر قرا باشد با او ازدواج کنم چون دوست ندارم از من ضربه بخورد و دوست ندارم بعدا همسرم از شنیدن رابطه جنسی من با یک زن دیگر ناراحت شود"

ذکر می کند من میل جنسی ضعیفی دارم و نا امید و غمگینم و همچنین ذکر می کند در دنیای خیالیش در ضمن گوش کردن به آهنگ های متال تا حد "انسان-شیطان " پیش می روم که برایم لذت بخش است.از سالها قبل این گونه بودم و برای همین همیشه از زندگی عقب ماندم.

در اخرین دقایق در حالی که در حال نوشتن نسخه اش بودم از وی در مورد اعتماد به نفسشم پرسیدم و ذکر کرد

"گاه خیلی بالا است و گاه خیلی پائین و در زمانی که بالاست احساس می کنم می توانم رئیس جمهور شوم یا یک سرمایه گزار موفق و در همین راستا فعالیت می کنم و  ساعت ها مطالعه می کنم اما پس از چند روز اعتماد به نفسم افت می کند،در آن دوران پر انرژی و اجتماعی تر می شوم،و با اینکه اساسا فرد ولخرجی هستم در آن دوران ولخرج تر می شوم

تشخیص شما تا قبل از پاراگراف آخر چیست؟ و پس از آن چه؟

نا امید و غمگینم/همیشه از زندگی عقب ماندم و قبل از رفتن به سربازی بکرات درس را رها می کرده است(اختلال فانکشن)/ گاه آنقدر عصبانی می شوم که دوست دارم ذره ذره هستی را از بین ببرم/  تا اینجا دیس تایمی
همه چیز باید منظم باشد و سرجایش باشد ،تابلو ها نباید کج باشند،در حمام یک قوائدی دارم که باید رعایت کنم و این باعث طولانی شدن زمان حمام رفتنم می شود/ در مورد هویتش دچار شک و تردید است / اختلال وسواسی جبری
                                و درنهایت سیکلوتایمی و اختلال وسواسی جبری
گاه خیلی بالا است و گاه خیلی پائین و در زمانی که بالاست احساس می کنم می توانم رئیس جمهور شوم یا یک سرمایه گزار موفق و در همین راستا فعالیت می کنم و  ساعت ها مطالعه می کنم اما پس از چند روز اعتماد به نفسم افت می کند،در آن دوران پر انرژی و اجتماعی تر می شوم،و با اینکه اساسا فرد ولخرجی هستم در آن دوران ولخرج تر می شوم یعنی بروز دوره های هیپومانیا و با توجه به شواهد دیس تایمی

گلایه ای از یک دوست

یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
کس نمی‌گوید که یاری داشت حق دوستی
حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد
شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد
گوی توفیق و کرامت در میان افکنده‌اند
کس به میدان در نمی‌آید سواران را چه شد
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست
عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
زهره سازی خوش نمی‌سازد مگر عودش بسوخت
کس ندارد ذوق مستی میگساران را چه شد
حافظ اسرار الهی کس نمی‌داندخموش
از که می‌پرسی که دور روزگاران را چه شد

موضوعی برای بحث 39

بیمار مردی است 50 ساله که بدلیل سردرد کاسه سر بمدت 1 تا 2 ساعت،غیر ضربان دار و با شدت متوسط که تحت اسنرس شروع می شود مراجعه کرده است.

وی خود را فردی حساس و زودرنج ذکر می کند و بنا به اظهار همسرش هیچ وقت آنچنان شاد نبوده،وی مادرش را در کودکی و پدرش را در جوانی از دست داده است. وی در حال حاضر از فقدان انرژی،عصبانیت و حافظه گلایه دارد.

همسرش ذکر می کند شوهرش فرد خشک بوده که تمایلی به شوخ طبعی ندارد ،شوهرش فردی اخلاق گرا و منظم است که بدلیل همین نظم گاها با همکاران بی نظمش درگیر می شود،وی که مسئول یک بخش از یک شرکت حسابداری است نمی تواند به همکارانش اعتماد کند و مرتب حساب های آنها را چک می کند،در طی مصاحبه خیلی جدی و خشک برخورد می کند ،همسرش وی را فردی سرد مزاج می داند که هرگز چیزی را دور نمی اندازد.

چه تشخیص و درمانی را برای وی پیشنهاد می کنید؟


موضوعی برای بحث 38

بیمار دختری 20 ساله است که بدلیل قطع شدن رابطه عاطفی اش با نامزدش و بدلیل اضطراب،بروز تمایلات به خودکشی،بی خوابی واحساس غمگینی مراجعه کرده است،وی علت این جدایی را در خودش می داند و ذکر می کند بقدری نسبت به او شک داشتم و او را چک می کردم که کلافه شد و رابطه را پایان داد،وی ذکر می کند با این که می دانم که او آدم سالمی است اما مرتب افکار تکرار شونده ای در رابطه با خیانت وی به سراغم می آید که نمی توانم جلوی آنها را بگیرم،همچنین بکرات و مرتب از دوستانش سئوال می پرسد که آیا نامزدش او را دوست دارد.

به نظر شما تشخیص وی چیست و چه اقدامی برای وی انجام می دهید؟


موضوعی برای بحث 37

بیمار پسر 10 ساله ای است که بدلیل پرتحرکی و بنا به اظهار مادرش فضولی،حیوان آزاری و آزارمردم برای بررسی آورده شده است. وی در داخل مطب بوضوح پرتحرک و تکانشگر است. وی که با وزن تولد 1200 گرم  و 7 ماهه بدنیا آمده است نتوانسته کلاس اول دبستان راقبول شود. وی رنگ ها را می شناسد ولی نمی تواند بشمرد و پول ها را نمی شناسد،پدرش ذکر می کند در اعمال یدی مشکلی ندارد. از وی خواستم در یک کاغذ یک آدم،یک درخت و یک خانه بکشد که در لینک زیر می توانید آن را ببینید.

برای دریافت تصویر اینجا راکلیک کنید

چه تشخیصی برایش مطرح می کنید؟

مادرش در رابطه با آینده فرزندش سئوال می پرسد و می گوید فرزندش خوب خواهد شد،چه جوابی می دهید؟

موضوعی برای بحث 36

در زیر فیلمی از یکی از بیماران (که البته از ایشان اجازه گرفتم که برای مقاصد آموزشی از فیلم ایشان استفاده کنم) را گذاشتم، به حرکات زبان ایشان توجه کنید به نظرتان چه عللی مطرح میشود

برای دریافت فیلم اینجا را کلیک کنید

بیمار 10 سال است که تحت درمان روانپزشکی است،نسخه ای که در 5 سال قبل مصرف می کند اولانزاپین 5،توپیرامات 25 و کلونازپام 1 است.

وی ذکر می کند که دچار کاهش بارز حافظه شده است، بوضوح مضطرب است و طپش قلب دارد،همچنین ذکر می کند احساس می کند سایه ای در خانه می بیند که فرزندانش آن را نمی بینند،وی احساس غمگینی،بی حوصلگی داشته و گوشه گیر است،در بررسی بیشتر متوجه کندی حرکات و برادی کینزی در وی می شوید.

چه احتمالات تشخیصی را مطرح می کنید؟

موضوعی برای بحث 35

بیمار مردی است 43 ساله متاهل که به همراه همسرش مراجعه کرده است،وی که در طبقه ای از خانه پدرش زندگی می کند بدلیل بروز پرخاشگری شدید نسبت به پدرش بطوری که قصد کشتن پدرش را داشته مراجعه کرده است. وی اخیرا بوضوح تند خو شده است و با افراد زیادی درگیر بوده است. خودش را فردی افسرده ذکر می کند که اخیرا خوابش کم شده است و تمایل به مصرف غذا ندارد،ذکر می کند تفکراتش در مورد خودکشی بیشتر شده ولی همزمان همسرش ذکر می کند که در 2 هفته گذشته پرحرف شده و تمایلات جنسی اش زیاد شده است.

همچنین همسرش ذکر می کند از سالها قبل همسرش عادت جنسی بدی داشته بطوری که برای تحریک جنسی لخت به روی تراس خانه می رفته و چانچه کسی وی را می دیده با خود ارضایی خودش را ارضا می کرده است کخ گاه موجب نارضایتی همسایگان شده است.

وی که تنها 4 کلاس درس خوانده است بدلیل عقب ماندگی ذهنی از مدرسه اخراج شده است در حالی که توانایی محاسبه و ارتباط بین فردی وی همانند یک فرد عقب مانده نیست. وی مغازه لباس فروش دارد و درکارش نسبتا موفق است. وقتی در مورد نقص درسی ای که باعث اخراجش در دبستان شده سئوال می پرسیم ذکر می کند نمی توانسته مطالبی که گفته میشده را بنویسد،نقصی که کماکان هنگام رفتن به کلاس عکاسی وجود دارد. وی توانایی و مهارت بسیار خوبی در عکاسی دارد.

چه تشخیص هایی را برایش مطرح می کنید؟

درمان پیشنهادی شما برای وی چیست؟

موضوعی برای بحث 34

بیمار دختر خانمی 20 ساله است که بدلیل احساس اضطراب دائمی و عملکردی مراجعه کرده است و نگرانی بارزی از آینده،ادامه تحصیل و ازدواج دارد. سابقه این اضطراب را از دورانی که دبستان می رفته به خاطر دارد.همچنین احساس بارز غمگینی و نا امیدی همراه با عدم تمایل به خوردن،بد خوابی و کابوس های بارز،تمایل به انزوا جویی و گاه افکار خودکشی را با سابقه شروع از دوران دبیرستان به خاطر دارد. وی از7 سال قبل مبتلا به بیماری کرون بوده است وتحت درمان های لازم است. در حال حاضر بدنبال تزریق دارو دردهای شکمی وی کمی کمتر شده اما می داند که بزودی دردها عود خواهد کرد،وی بوضوح کاهش وزن پیدا کرده و تمایل به افزایش وزن دارد.در سابقه کودکی وی در خانواده ای با پدر بشدت پرخاشگر و دیکتاتور بزرگ شده است و فضای خانه را بوضوح متشنج یاد می کند. از نظر شخصیتی فردی کمال گراست و در حال حاضر دانشجوی رشته معماری است.

به نظر شما نقش عوامل سایکولوژیک در بیمارانی کرون جگونه است

این حالات جزو کدام دسته اختلالات روانپزشکی جای می گیرند

چنانچه بخواهید برایش نسخه ای بنویسید چه می نویسید


برای دریافت اطلاعات بیشتر در این خصوص اینجا را کلیک کنید

موضوعی برای بحث 33

امشب مردی 42 ساله مجرد به من مراجعه کرده بود که شکایتش این بود که احساس آرامش ندارد و دوست دارد بمیرد. وی که بشدت نگران بود از نشتن روی صندلی مطب امتناع می کرد و ذکر می کرد از رنگ نارنجی بیزار است و چون رنگ صندلی نارنجی است می ترسد اگر روی آن صندلی بشیند من نتوانم او رادرمان کرد. وی همچنین ذکر می کرد در سالن انتظار لیوان آب را نصفه خورده و در آن زمان به رفتنش به آلمان فکر می کرده و نگران است از آلمان دیپورت شود.وی همچنین ذکر می کند هنگام رانندگی وقتی دنده دو می گذارد فکر می کند به زندان خواهد رفت و دچار احساس اضطراب شدیدی می شود  و وقتی دنده یک می گذارد این  احساس بهبود می یابد.

مادرش ذکرمی کند که گاه پسرش در اوج هجوم افکار با وی پرخاشگری می کند،وی بوضوح احساس غمگینی می کند،اعتماد به نفسش را از دست داده و تمایلات جنسی ندارد،بوضوح نا امید است و گاه به خودکشی فکر می کند.گاه پرحرف می شود و شخصیتا ولخرج است.

تشخیص شما برای وی چیست؟

چه درمانی را پیشنهاد می کنید؟

درمان های غیر دارویی - هیپنوتیسم درمانی

از امروز یک بخش دیگر هم در وبلاگ باز خواهم کرد که در آن به معرفی درمان های غیر دارویی خواهم پرداخت.

امروز بیماری داشتم که ساکن کیش بود و برای دیدن خانواده اش به مشهد آمده بود.وی مبتلا به آکروفوبیا (ترس از ارتفاع) و فوبیای پرواز با هواپیما بود و همچنین شخصیت کمالگرایی داشت و از اضطراب عملکردی  شکایت داشت.

گرچه برای درمان خصیصه کمال گرایی برایش درمان فرا شناختی را مد نظر قرار دادم،اما در این پست در مورد درمان فوبیا وی با هیپنوز صحبت خواهم کرد.

در جلسه اول در مورد الگوی درمان با هیپنوز و فرآیند شرطی شدن برایش صحبت کردم و منطق درمانم را برایش توضیح دادم، همچنین در مورد این که قرار است در حین هیپنوز چه اتفاقی روی دهد و در مورد نگرانی هایش از هیپنوز و اینکه چنانچه سئوالی دارد .

سپس یک شرح حال مختصر در مورد علائق و خاطرات لذت بخش و ناخوشایندش سئوال کردم و همچنین در مورد تجربه هایش از پرواز  و اولین باری که دچار احساس وحشت از پرواز کرده بود


ادامه نوشته

گزارش مشترک روانپزشکی و نورولوژی 1

از امروز تصمیم دارم یک بخش جدید در وبلاگ باز کنم

با خودم فکر کردم سالهاست که روز های شنبه کنفرانس مشترک روانپزشکی و تورولوژی در آمفی تاتر بیمارستان 22 بهمن با حضور اعضاء هیئت علمی گروه های روانپزشکی،نورولوژی و توروسرجری برگزار می شود و ما هیچ مستنداتی از آنها را نداریم.بهمین دلیل این بخش رو باز کردم و امیدوارم سایر همکاران و دانشچویان من را همراهی کنند.

امروز یک مادر و دختر با اختلالات حرکتی توسط آقای دکتر سعادتان معرفی شد،اول از همه از دوست انترنمون خانم فهیمه علیزاه خواهش می کنم شرح حال دو بیمار را در قسمت نظرات ارائه دهند.

ژورنال کلاب 2

مقاله زیر در Journal of Clinical Psychiatry 2009 که یکی از مجلات معتبر روانپزشکی است چاپ شده است و یک مطالعه Evidence Base بوده و به جمع بندی نتایج 21 مطالعه نسبتا معتبر در رابطه با درمان اپیزود افسردگی در اختلال دو قطبی دو  که عمدتا در چند سال گذشته چاپ شده بودند ،پرداخته است.

در این مطالعه ارزش علمی مطالعات در دو سطح مورد بررسی قرار گرفته است و نتایج به بررسی سودمندی کوتیاپین،لاموتریژین،لیتیم،مهار کننده های باز جذب سروتونین،پرامیپکسول و مودافینیل پرداخته اند.

مطالعه آن مفید است هم به دلیل به دست آوردن اطلاعات معتبر در خصوص بحث چالش انگیز درمان افسردگی دو قطبی دو و از آن مهمتر آشنا شدن با متدولوژی علمی  مطالعات پزشکی مبتنی بر شواهد یا Evidence Base Medicine 

برای دریافت فایل مقاله اینجا را کلیک کنید


همچنین در زیر لینک یک مقاله مروری مربو ط به سال 2012 را آوردم که مطالب مفید و بروزی در رابطه با اختلال سیکلوتایمی آوردم

برای دریافت فایل مقاله اینجا راکلیک کنید

این هم یه مقاله جدید در مورد نقش گیرنده NMDA در درمان علائم منفی در اسکیزوفرنی و درمان هایی که میشه براش انجام داد،

برای دریافت فایل مقاله اینجا را کلیک کنید


عوارض دارویی 1 سندروم استیونس جانسن

دو داروی لاموتریژین و کاربامازپین در درمان اختلال دو قطبی مورد استفاده قرار می گیرند که گاه بهترین انتخاب درمانی هستند.اما بروز عارضه استیونس جانسون مصرف این دارو را محدود می کند در زیر اطلاعاتی در این خصوص ارائه داده ام.
استیونس جانسن در مصرق لاموتریژین:فراوانی ان در درمان اختلالات خلقی بالغین در صورت مونوتراپی 8 در 10000 و در صورت درمان چند دارویی 13 در 10000 است این فراوانی در درمان صرع بالاتر است. در مصرف همزمان دارو با والپروات،دوز شروع بالا و افزایش سریع دوز این ریسک بالاتر می رود.این عارضه عمدتا در 2 تا 8 هفته اول دیده می شود.علی رغم این که لاموتریژین می تواند منجر به راش های غیر خطرناک شود ولی نباید ریسک کرد و به محض بروز هرگونه راشی دارو را قطع کرد،البته باید دانست که قطع دارو روی سیر راش های خطرناک اثر ندارد.روش شروع دارو در اختلالات خلقی در صورت مونوتراپی هفته اول و دوم 25 میلی گرم،هفته 3 و 4، 50 میلی گرم،هقته 5 ،100 میلی گرم و هفته 6، 200 میلی گرم می باشد.

 

ادامه نوشته

اورژانس های روانپزشکی 1 ،اورژانس های مرتبط با مواد و الکل

از امروز یک گروه جدید از پست ها تحت عنوان اورژانس های روانپزشکی باز می کنم،در این پست به بررسی اورژانس های مرتبط با مواد خواهیم پرداخت

این اورژانس ها عبارتند از:

بیماران در مسمومیت با اپیوئید ها

بیماران در مسمومیت با الکل

بیماران در مسمومیت با بنزودیازپینها و باربیتورات ها

بروز سندروم ترک اپیوئید ها

بروز دلیریوم در ترک اپیوئید ها

بروز دلیریوم در مسمومیت با محرک ها

بروز سایکوز در مصرف محرک ها(مثل شیشه)

بروز حمله پانیک در مصرف حشیش و شیشه

بروز حمله مانیا در مصرق شیشه و حشیش

دلیریوم ترک الکل و بنزودیازپین ها

بزودی در مورد نشانه های هر یک و روش مدیریت آنها بحث و تبادل نظر خواهیم داشت

برای توضیحات بیشتر به ادامه مطلب مراجعه فرمائید

ادامه نوشته

ژورنال کلاب 1

دوستان اگر فردا تعطیل نبود دربرنامه آموزشی بخش  فردا باید ژورنال کلاب می داشتیم

خوب گفتم برای این که عقب نباشیم دو مقاله براتون بزارم و بعد در موردش به بحث و تبادل نظر بشینیم

مقاله اول در مورد درمان افسردگی در حاملگیه و در مورد عوارض درمان های دارویی صحبت می کنه 

مقاله دوم در مورد درمان ADHD در بزرگسالیه


تشخیص افتراقی بیمار با خلق تحریک پذیر

تحریک پذیری به واکنش تشدیدشده به محرک گفته می شود، محرک ها می توانند محیطی،موقعیتی،اجتماعی یا عاطفی یا جسکانی باشند.

یکی از شایع ترین شکایات در مراجعات روانپزشکی می باشد، بیماران معمولا این خلق را بصورت حساسیت،عصبانیت،کم تحملی،واکنش های تشدید شده،کلافکی،ناآرامی و امثالهم گزارش می کنند.این خلق می تواند دلایل متعددی داشته باشد که در زیز به دلایل آن در بالغین اشاره می کنم

اختلالات انطباقی

اختلالات اضطرابی(شامل اختلال اضطراب منتشز،اختلال استرس حاد،اختلال استرس پس از سانحه،فوبیا و اختلال وسواسی جبری)

افسردگی اساسی

دیس تایمی

اختلالات خلقی(شامل دو قطبی یک،دو قطبی دو و سیکلوتایمی)

اختلالات شخصیت(مرزی،ضد اجتماعی،پارانوئید،خود شیفته،وسواسی جبری)

اختلالات سایکوتیک(اسکیزوفرنی،اسکیزوفرنی فورم،اختلال هذیانی،سایکوز گذرا،اسکیزوافکتیو)

سوء مصرف مواد(در دوران مسمومیت یا ترک)

اختلال بیش فعالی و فقدان تمرکر نوع بالغین

اختلالات شناختی مثل دلیریوم و دمانس

اختلالات خواب مثل بی خوابی

سندروم قبل از قائدگی

سردرد میگرنی و سایر انواع درد

اختلالات نرولوژیک مثل صرع،پارکینسون،MS، CVA

مشکلات جسمی مثل خستگی،گشنگی،تب و گرمازدگی،یبوست،حاملگی

اختلالات طبی مثل دیابت،هیپوگلیسی و سایر اختلالات هورمونی،مسمومیت ها

دوستان با توجه به مطالبی که نوشتم فکر می کنید برای افتراق هر یک از آیتم ها جه نکاتی کمک کننده است

موضوعی برای بحث 32

مردی 28 ساله برای دریافت داروی آرام بخش به شما مراجعه می کند، وقتی دلیل ناارامی وی را می پرسید ذکر می کند که من توی زندگیم به هیچ جا نمی رسم!! اخیرا وی با اطرافیان و نامزدش دچار مشکل فزاینده ای شده است و این باعث بروز تنش زیادی برایش شده است.وی که مسئول حسایداری شرکت است اخیرا در شغلش باز خواست شده است، با این که فردی قابل اطمینان و دقیق است ولی بازده زیادی در کارش ندارد!مهارت های مدیریتیش ضعیف است و سر مسائل کوچک با رئیسش دچار مشکل می شود.

نامزدش اخیرا زمان ازدواج را به تاخیر انداخته است،وی ذکر می کند گرچه او  وی را دوست داشته و احترام می گذارد ولی اخیرا در مورد ازدواج دچار تردید شده است زیرا که بیمار یا ساکت است یا انتقاد گر و همچنین تمایلی به سکس ندارد.

بیمار خود را فردی بدبین که بسختی می تواند احساس شادی و خوشحالی کند عنوان می کند. و ذکر می کند نا جایی که یادش می آید احساس مکرر ناامیدی می کرده است.او زندگیش را سخت وبی ارزش تلقی می کند.مادرش فردی افسرده و آرام  و گاه با نوسانات خلقی می باشد که بلافاصله پس از بدنیا آمدن خواهر کوچکش دچار افسردگی شدیدی شده که کار به بستری بیمارستانی و درمان با ECT کشیده است. پدرش که اکنون فوت کرده است نظامی بوده که شخصیت انتقاد گر و ایراد گیری داشته وی اساسا پدری سخت گیر بوده و سوء مصرف کننده الکل بوده است.او همیشه به پدرش احترام می گذاشته ولی نتوانسته به پدرش نزدیک شود.

وی در دوران مدرسه و دانشگاه عملکرد تحصیلی خوبی داشته است،ولی کلا زیاد با همکلاسی های دانشگاه نمی جوشیده است.در اواخر تحصیل یک بار مراجعه به روانپزشک بدنبال قطع شدن رابطه عاطفی اش با یکی از همکلاسی هایش داشته که با رواندرمانی و تجویز نورتریپتیلین هم بهبود خلق داشته و هم سردرد میگرنی اش کمتر شده است.او آن هنگام را بهترین دوران عمرش ذکر می کند که توانسته روابط بهتری با افراد برقرار کند،کار خوبی پیدا کرده و آن زمان را دوران طلایی زندگیش عنوان می کند.سه ماه پس از قطع دارو مجددا به حال بد قبلی اش برگشته و احساس بدبینی  و ناامیدی اش بازگشته است.

وی گرچه همیشه غمگین بوده اما هرگز معیارهای کامل یک اپیزود افسدگی اساسی را نداشته،هرگز افکار جدی خودکشی نداشته و اقدامی هم انجام نداده است،سابقه ای از بی خوابی،کاهش وزن و تغییرات سایکونور نمی دهد.در یک دوره ای برای چندین ماه دچار اختلال در تمرکر و فقدان انرژی شده بود. دیگران او را فردی منفی تلقی می کنند و از اینکه دیگران به او ابراز علاقه کرده و احترام می گذارند متعجب می شود.زمان هایی که غمگین است میل جنسی اش بقدری افت می کند که توانایی ارکشن ندارد و این او را می ترساند.

او دوره هایی دارد که خودش را از دوستان و فعالیت های اجتماعی دور نگه می دارد وای همیشه به زحمت سر کارش حاضر بوده  است.جمعه ها را بدلیل بی انرژی بودن شدید در رختخواب می گذراند،قبلا در زمان هایی میگساری شدید می کرده اما اکنون این گونه نیست.هیچ دوره ای از افزایش فعالیت و سرخوشی را به خاطر ندارد.او ذکر می کند برای پذیرش توسط دیگران و پرهیز از تعارض با آنها مدام باید دیگران را تائید کند زیرا در شرایطی که در آن خصومتی ببیند بشدت مضطرب می شود،او اصولا فردی کمال گراست.

تشخیص چند محوری وی را بنویسید

تشخیص های افتراقی چه هستند در مورد آنها بحث کنید؟(شواهدله و علیه)

درمان پیشنهادی چیست؟

برای دریافت اطلاعات بیشتر در این خصوص اینجا را کلیک کنید

سئوالات میان دوره دانشجویان بخش روانپزشکی   مرداد 92

1-      بیمار خانم 31 ساله ای است که بدلیل افسردگی تحت درمان است،وی سابقه 5 اپیزود افسردگی از 17 سالگی تا کنون را ذکر می کند. در حال حاضر تحت درمان با 40 میلی گرم سیتالوپرام و 200 میلی گرم بوپروپیون است که به سختی به درمان پاسخ داده است، وی ذکر می کند که از 2 ماه قبل بهبودی کامل دارد،در بررسی 4 حیطه متوجه می شوید که بیمار در رمیشن است ،بیمار تمایل به قطع دارو دارد،چه اقدامی انجام می دهید

الف- بوپروپیون را بتدریج در عرض 2 ماه قطع می کنیم

ب- سیتالوپرام را بتدریج در عرض 2 ماه قطع می کنیم

ج- داروها را تا 6 ماه بعد ادامه داده و بعد قطع می کنیم

د- داروها را بیش از 1 سال ادامه می دهیم

توضیح:بدلیل اپیزود های مکرر بیمار کاندید ورود به فاز نگهدارنده است/این بیمار نیازمند درمان مادام العمر است

2-      بیمار خانم جوانی است که تحت درمان با فلوکستین 40 میلی گرم از 4 ماه قبل برای درمان افسردگی اساسی است،در بررسی بیشتر متوجه می شوید که بیمار وارد رمیشن نشده است،همچنین او که درابتدای شروع درمان مشکل جنسی نداشته از کاهش میل جنسی و عدم ارضاء گلایه دارد

       استاژر:چه می کنید؟ اضافه کردن بوپروپیون و سیپروهپتادین

 انترن:نسخه وی را بنویسید

کپسول فلوکستین 20 یکی صبح یکی ظهر

قرص بوپروپیون 100 نصف صبح نصف عصر پس از یک هفته یکی صبح یکی عصر

قرص سیپروهپتادین 4 شب نصف

 

3-      بیماری را با تشخیص افسردگی اساسی تحت درمان دارویی SSRI قرار داده اید. چه توضیحات و توصیه هایی به خانواده وی و خودش می کنید؟

اینکه زمان شروع اثر دارو 2 تا 3 هفته بعد است

ابتدا ممکن است عوارض ظاهر شود که نشانه اثر دارو است

در رابطه با عوارض گوارشی،لرزش،اختلال خواب،بی فراری و اضطراب و مشکل جنسی توضیح داده و ذکر می کنیم قابل مدیریت هستند

این که اثرات ضد افسردگی از همه دیر تر ظاهر می شود

این که درصدی از بیماران به داروی اول پاسخ نمی دهند که ممکن است میاز به تجویز دارو یا دارو های دیگر باشد

به خانواده در رابطه با دقت در مصرف دارو توسط بیمار و این که اگر بیمار بی قرار شد یا پرحرف و پرخاشگر یا بیش از حد شاد به پزشک اطلاع دهند

4-      بیمار زنی 28 ساله اي است که از سال گذشته بطور جدي و شدید با خلق افسرده روزانه، کاهش انرژي، علاقه و اشتها و افکار خودکشی بطور متناوب،دچار افسردگی شده بود. او داوطلبانه براي اولین ارزیابی روانپزشکی خود اقدام کرد. در موقع پرسش، بیمار هر گونه تاریخچه خانوادگی آشکار از اختلال روانپزشکی را انکار کرد. او همچنین دوره هایی از بیش فعالی را که به مشکلاتی در زندگیش منجر می گردید را نفی کرد، اما در پرسش هاي بعدي، توضیح داد که مواقعی بوده که از نظر خلقی احساسی بهتر از معمول داشته است که 3 تا 4 روز ادامه داشته، و با افزایش انرژي، کاهش خواب،پرحرفی زیاد و افزایش فعالیت ها در مدرسه و کار همراه بوده است.

      استاژر:چه تشخیصی را مطرح می کنید؟ اختلال دوقطبی نوع دو در اپیزود افسردگی اساسی

استاژر:چه دسته های دارویی برای وی مناسب هستند؟

لیتیم کربنات/ کوتیاپین/ لاموتریژین/اولانزاپین/فولیک اسید/لیوتیرونین/فولیک اسید/

 انترن: نسخه وی را بنویسید

 قرص لیتیم کربنات 300 روزی دوتا نصف قرص پس از 5 روز دو تا کامل و پس از 5 روز سطح سرمی لیتیم گرفته شود اگر کمتر از 0.5 بود افزایش دوز به 3 عدد

قرص  کوتیاپین 100 شب نصف قرص و در صورت نیاز یک قرص

5-      (سئوال مربوط به انترن است) مردي 23 ساله با كاهش هوشياري  و تشنج به اورژانس آورده مي شود. دربررسي باليني متوجه سردي بدن، برادي كاردي و هيپوتانسيون در وي مي شويد، وي گاها و بصورت جويده جويده صحبت مي كند همراهان ذكر مي كنند كه حالات فوق بطور حاد و پس از اين كه تمامي روز را با دوستان نابابش گذرانده است شروع شده است. قبل از بروز تغيير در هوشياري وي دچار تهوع و استفراغ و بي تعادلي در راه رفتن بوده است. در معاينه چشم متوجه مردمك هاي ميوتيك مي شود.

چه درماني را براي وي شروع مي كنيد(جزئيات درمان را بطور كامل بنويسيد)


بستری در icu- تجويزمایعات وریدی-0/8mg نالوکسان(دو آمپول)-درصورت عدم پاسخ بعد 15 دقیقه1/6mg نالوکسان-درصورت عدم پاسخ بعد 15 دقیقه 3/2mg تکرار میکنیم اگر پاسخ نداشت تشخیص های دیگر مطرح است.

      درمان را چگونه ادامه مي دهيد

  اگر پاسخ گرفتیم0/4mg/hr ادامه میدهیم

6-      مردی 35 ساله با تشخيص اختلال وسواسي جبري از 4 ماه قبل تحت درمان با فلووکسامین با دوز 150 ميلي گرم روزانه است. وي كه  مبتلا به وسواس با الگوي شتشوكردن بوده است ذكر مي كند كه 40% علائم وي كاهش يافته است.

استاژر:دربررسي روانپزشكي در ابتداي درمان چه اختلالات همزماني را بايستي مد نظر قرار مي داديد؟

اختلال دو قطبی/ اختلالات سایکوتیک مثل اسکیزوفرنی

انترن:در حال حاضر درمان پيشنهادي شما براي اين بيمار چيست؟(نسخه آن را بنويسيد)

فلووکسامین 100 یکی ظهر یکی شب

کلومیپرامین 50 شب نصف پس از یک هفته یک قرص

پرانول 10 روزی دو تا

7-      (سئوال مربوط به انترن است) مردی 30 ساله برای سم زدایی وابستگی به تریاک مراجعه کرده است،وی روزانه 1 گرم تریاک رو تدخین می کند، سابقه مصرف 3 ساله دارد،تاکنون اقدام به ترک نداشته،سابقه اختلال روانپزشکی و مشکلات طبی را ذکر نمی کند،فقط گاه دچار رفلاکس مری می شود،نسخه وی را بنویسید

clonidine0.2

هر 4 تا 6 ساعت 1/4 قرص با کنترل فشار خون و نبض بتدریج تا 4 -5 روز آینده بنا به تحمل بیمار دوز را افزایش داده  7 تا 10 روز در همان دوز باشه و در عرض 2 تا 3 هفته بتدریج قطع بشه

gabapenthine300

روزی  3 تا تا چند ماه ادامه یابد

naproxen500(brofen400

روزی 3 تا(در صورتی که مشکل گوارشی جدی دارد ندهید/تجویز h2بلوکر یا پمپ بلوکر) پس از 10 روز بتدریج قطع شود

olanzapime 5 or thioridazine

نصف تا یک قرص شبها بعد از 2 هفته بتدریج قطع شود

baclofen or sirdalute

روزی دو تا سه نصف قرص پس از 10 روز بتدریج قطع شود

برای شروع نالتروکسان چه اقداماتی باید انجام دهید و زمان شروع آن کی است

باید بین 10 تا 14 روز از قطع مادخ اپیوئید گذشته باشد،ابتدا تست چالش نالوکسان (طبق آنچه در وبلاگ آمده) و سپس تست چالش نالتروکسان(طبق آنچه در وبلاگ آمده) باید انجام شود

8-      (سئوال مربوط به استاژر) در تشخیص افتراقی فردی که با اضطراب به شما مراجعه می کند،چه تشخیص هایی را باید مد نظر قرار دهید(10 مورد را ذکر کنید)

اختلال انطباقی،اختلال شخصیت مرزی،سایکوز در مراحل اولیه و عود،اختلال دوقطبی در مرحله اولیه یا عود،افسردگی اساسی،افسرده خویی،ثانوی به مواد،ثانوی به طب عمومی،اضطراب منتشز،اختلال استرس حاد،اختلال استرس پس از سانحه
9-      در مصاحبه زیر چه تکنیک هایی به کار رفته است

بیمار: نمی دونم می تونم بهتون اطمینان کنم

پزشک:فکر می کنم مسائلی است که از گقتنش نگرانین(interpretation)

بیمار: گریه می کند

پزشک: سکوت می کند(silent)

بیمار: چرا من این همه مشکل را باید تحمل کنم

پزشک:فکر کنم شرایط پرتنشی داشته اید و حتما احساس خستگی می کنید(empathy)

10-  سه عارضه شایع ونلافاکسین و سه عارضه شایع بوپروپیون را بنویسید

ونلافاکسین:تهوع،افزایش فشار خون،عوارض آنتی کولینرژیک

بوپروپیون: اضطراب و بی قراری،سردرد،بی خوابی،سرگیجه

آخرین آمار وبلاگ

با احترام به اطلاع می رسانم از ابتدای مرداد 540 کامنت و 37 پست در وبلاگ گذاشته شده است

از همراهیتون بسیار سپاسگزارم،برخی دوستان بسیار فعال بودند و برخی در دوره ای فعال و در دوره غیر فعال و عده ای هم خیلی غیر فعال

هدف این بود که بستر مناسبی برای تکمیل آموزش بالینی در فضای مجازی فراهم بشه و امکان تعامل بین اساتید و دانشجویان برقرار بشه. در این راه همکاران خوبم در بخش روانپزشکی هم به ما پیوستند و همان گونه که به آموزش در فضای غیر مجازی اهمیت می دهند در این محیط نیز با علاقه وارد عرصه شدند.

می ماند فقط آموزش گیرندگان که به این موضوع اهمیت داده و پیگیر باشند که امیدوارم در دو هفته آتی بیشتر از پیش شاهد این فعالیت باشیم تا نه تنها از آموزش بهتر و کامل تری بهره مند بشید که زمینه دلگرمی را برای اساتید نیز فراهم کنید و این محیط مجازی آغازی برای شروع این گونه آموزش ها در بخش های دیگر شود. من مطئنم چنانچه اساتید بزرگوار در سایر گروه های آموزشی شاهد علاقه،فعالیت،پیگیری و تعامل خوب دانشجویان باشند ،خود نیز وارد این عرصه در زمینه علمی خویش خواهند شد کما این که در این مدت شاهد فعالیت وبلاگ گروه داخلی و پایگاه آموزش مجازی غدد و متابولیسم بودیم.

دارو شناسی روانپزشکی 3،سرترالین

1- جزو کدوم دسته داروییه؟  آیا تو این دسته داروی دیگه ای رو هم می شناسین؟

2- چه خصیصه خاصی از نظر فارماکولوژیک داره؟

3- مکانیسم اثرش چیه؟

4- کاربرد های این دارو برای یک پزشک عمومی چیه؟

5- در چه مواردی در تجویزش باید احتیاط کنین؟

6-از عوارض این دارو چه می دونین؟

7- دوز شروع دارو،نحوه تجویز،دوز متوسط و دوز حداکثر دارو چقدره؟

8- آیا در مصرفش تداخلات دارویی هم وجود داره؟

9- چه اشکال دارویی داره؟

10- آیا داروی گرانیه؟ آیا بیمه روی این دارو پوشش داره؟

11- برای مدیریت عوارض عمده آن چه می کنید؟

1 :سیتالوپرام.فلوکسیتین.سرترالین.فلووکسامین
2.یک داروی ضد افسردگی از گروه مهارکننده‌های بازجذب سروتونین
3.جلوگیری از جذب مجدد سروتونین توسط گیرنده‌های عصبی پس سیناپسی و بالابردن غلظت سروتونین در دستگاه عصبی مرکزی است. سرترالین هم‌چنین به میزان کمی از جذب مجدد دوپامین جلوگیری می‌کند و تا حدی نیز وقفه‌دهنده گیرنده‌های آلفای آدرنالین است
4.افسردگی.اختلال وسواسی جبری، اختلال هراس، فوبیای اجتماعی، اختلال خلقی پیش از قاعدگی و اختلال استرس پس از سانحه
5.در صورت وجود یا سابقه هر نوع حساسیت به این دارو .
· در صورتیکه بیمار کودک و یا فرد مسن باشد.
· در صورت مصرف سایر داروها.
· در صورت ابتلاء به سایر بیماریها مخصوصا" ابتلا به نارسایی کبدی
6.عوارض با شیوع بیشتر: کاهش تمایلات جنسی
· عوارض جانبی با شیوع کمتر: خونریزیهای غیر طبیعی، آکاتژیا ، عوارض اکستراپیرامیدال ، گرفتگی و پرش ناگهانی عضلات ، تب، سرگیجه ، خشکی دهان ، افزایش احساس تشنگی ، خستگی
7.برای افسردگی و یا بیماری وسواس ، دوز اولیه 50 میلی گرم تک دوز بصورت خوراکی در صبح و یا بعدازظهر تجویز شود در صورت نیاز و تحمل بیمار، پس از جند روزمقدار دارو را به مقدار 50 میلی گرم و با تناوب حداقل یک هفته  افزایش دهید
8.تا 14 روز پس از و یا در طول مصرف این دارو ، از مصرف داروهای مهارکننده MAO خودداری کرده .در صورت مصرف داروهایی نظیر استمیزول ، دیژیتوکسین ، داروهای محرک سروتونین و یا داروهایی با فعالیت سروتونرژیکی مانند ترفنادین ، ضد افسردگی های سه حلقه ای و وارفارین باید دقت کرد.
9.قرصهای  50 و 100 میلی گرمی

10- گران تر از سایر SSRI هایی مثل فلوکستین و سیتالوپرام ارزان تر از فلوکسامین

بیمه پوشش نمیده و نوع خارجی موجود سرترالین هگزال،آسنترا،زولوفت در بازار دارویی ایران موجود است.

11- کاهش لیبیدو: بوپروپیون/ بوسپیرون
اختلال ارگاسم: سیپروهپتادین
اختلال ارکشن : سیلدنافیل
عوارض اکسترامیرامیدال مثل ترمور بتا بلاکر ( پروپرانولول)
بی خوابی: ترازودون، کوییتیاپین، گاباپنتین، TCA
در صورت بی قراری و اضطراب شدید بنزودیازپین همراه با taper ( توجه به این نکته که بوسپیرون هم مثل SSRI نیاز به زمان 2تا ۳ هفته برای اثر ضد اضطرابی لازم داره)
سردرد: مسکن های معمول طبق پاسخ دهی فرد

موضوعی برای بحث 31

بیمار مردی است 28 ساله که پس از اقدام به خودکشی ناموفق توسط نامزدش برای معاینه وضعیت روانپزشکی نزد شما آوردند،وی خودکشی تکانشی با الکل و 30 قرص کلونازپام داشته،خانواده کاملا بطور تصادفی متوجه شده اند،وی 3 روز در بخش مسمومین بستری بوده است.

در بررسی بیشتر متوجه احساس نا امیدی و عدم رضایت از خود را ذکر می کند وی چند روز است که بی خواب شده و ارتباطش را با اطرافیانش قطع کرده است. وی سابقه مصرف مواد نداشته ومصرف الکل گاهگاهی می باشد. در سابقه وی سابقه ابتلا به بیماری جسمی خاصی نبوده و آزمایشات نرمال گزارش شده است.

وی که سابقه دوران کودکی پر آشوبی را ذکر می کند، پدر معتاد و مادری که در 30 سالگی به دلیل خودکشی فوت کرده فداشته است و توسط پدر بزرگ و مادر بزرگش بزرگ شده. وی کودکی تاسازگار بوده و در 16 سالگی مدرسه را ترک کرده و از ان هنگام کارهای زیادی را تجربه کرده اما هرگز بیش از چند ماه سر کاری دوام نیاورده است،نامزدش ذکر می کند او مردی رومانتیک و عاشق پیشه است که بکرات دچار تغییرات روحی می شود و گاه شوخ طبع،با اعتما به نفس و پرانرژی می شود،ولی خودش ذکر می کند هرگز بیش از چند ماه رابطه ای را حقظ نکرده است.

به نظر شما تشخیص وی چیست؟

چه سئوالات تکمیلی بیشتری را باید بپرسید؟

چه درمانی را برای وی توصیه می کنید؟


موضوعی برای بحث 30

بیمار مردی است 24 ساله که از طرف روانشناس بالینی ارجاع شده است
وی شکایت از تحریک پذیری و پرخاشگری دارد،همچنین 3 سال است که اقدام به کندن موهای دستانش می کند، وی ذکر می کند در ابتدا تحت تنش اقدام به این کار می کرده اما اکنون تبدیل به یک رفتار عادتی شده است.
وی احساس اضطراب بارز دارد و ذکر می کند که دوره هایی دارد که در طی آن شبها نمی خوابیده و با گوش کردن به موسیقی احساس شور به او دست می دهد،در طی این روز ها وی با گوش کردن به آهنگ های ابوعطا می رقصیده و از شدت شور خودزنی می کرده است.وی ذکر میکند ذهن آشفته ای دارد و توانایی تمرکز ندارد،کلا میل جنسی خود را بالا ذکر می کند. دوره هایی خود را افسرده،بی خواب و بی اشتها ذکر می کند
تشخیص وی را چه می دانید
چه سئوالات تکمیلی را خواهید پرسید
اگر قرار باشد وی را درمان کنید چه دارویی تجویز می کنید
پیش آگهی وی را چگونه ارزیابی می کنید

موضوعی برای بحث 29

دوستان عزیز بخش عمده ای از بیماران بستری در بخش های روانپزشکی رو بیماران سایکوتیک تشکیل می دهند که در رابطه با اونها در راند های داخل بخش بحث های زیادی میشه. اما سئوال من اینه که فکر می کنین چقدر این گونه بیماران در آینده کاری شما بعنوان پزشک عمومی اهمیت دارند و سئوال دیگه اینه که شما در رابطه با این بیماران چه ضروریاتی رو باید بدانید ،چه نگرشی رو باید پیدا کنید و چه مهارت هایی را باید داشته باشید. من با توجه به این که نزدیک به 2 سال پزشک مراقبت های بهداشتی درمانی اولیه در مراکز روستایی بودم و 4 سال بعنوان پزشک عمومی در شهر کار می کردم و 4 سال روانپزشک مشاور دانشگاه علوم پزشکی شاهرود و مشهد در معاونت بهداشتی بودم  نظرم رو می گم و سئوالم اینه که ایا این ضروریات رو تونستیم به شما منتقل کنیم یا خیر. می خوام در مورد تک تک آیتم ها نظر بدین

1- دانش و توانایی تشخیص زودهنگام بیمار مبتلا به سایکوز بخصوص اسکیزوفرنی در مرحله پرودروم

2-دانش و توانایی تشخیص نمای سایکوز در اختلالات خلقی مثل افسردگی سایکوتیک یا اختلال دو قطبی سایکوتیک

3- دانش،نگرش وتوانایی افتراق دلیریوم از سایکوز

4- دانش،نگرش و توانایی تشخیص دمانس به عنوان یه علت سایکوز

5-دانش ،نگرش و توانایی تشخیص سایکوز ثانوی به مصرف مواد و داروها

6- دانش،نگرش و توانایی تشخیص سایکوز ثانوی به اختلال طب عمومی

7-دانش در رابطه با  انواع سایکوز خلقی و غیر خلقی

8- نگرش بیو سایکوسوشیال به اتیولوژی سایکوز  و الگوی استرس دیاتز

9- نگرش نسبت به نقش درمان در درمان انواع سایکوز

10- دانش نسبت به نقش و الگوی توارث و احتمال ابتلا بستگان فرد مبتلا به اسکیزوفرنی

11- دانش،نگرش و مهارت لازم برای توضیح اختلال اسکیزوفرنی(علل،سیر،درمان و پیش آگهی) و سایر انواع سایکوز

به بیمار و خانواده

12-دانش و مهارت لازم در شناسایی علاوم اولیه عود در انواع سایکوز

13-دانش،نگرش و مهارت لازم برای موارد نیازمند ارجاع به سطوح بالاتر

14-دانش،نگرش نسبت به درمان های سایکوز

15- دانش ،نگرش  از نقش درمان های غیر دارویی در انواع سایکوز

16-دانش و مهارت در شناسایی عوارض داروهای آنتی سایکوتیک تیپیک و آتی پیک

17-الف: دانش و مهارت در شناسایی زود هنگام پارکینسونیسم،ترمور،دیستونی،آکاتژیا و سندروم نورولپتیک بدخیم

17- ب : دانش و مهارت لازم در مدیریت عوارض دارو های آنتی سایکوتیک

18- دانش،نگرش برای ارجاع بیمار با عوارض داروهای آنتی سایکوتیک که نیازمند ویزیت توسط روانپزشک دارند

19-دانش،نگرش و مهارت لازم برای مدیریت بیماران کنترل شده توسط روانپزشک

20- دانش،نگرش و مهارت دررابطه با تشخیص سایکوز پس از زایمان و ارجاع جهت بستری

21- نگرش نسبت به اهمیت کنترل CBC در مصرف کنندگان کلوزاپین و دانش و مهارت لازم برای مدیریت آن

برای دریافت اطلاعات در رابطه با عوارض اکستراپیرامیدال به ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه نوشته

روانپزشکی سالمندان

بیمار اول:

یک مرد 69 ساله یه شما همراه با همسرش مراجعه می کند. همسرش ذکر می کند که حافظه شوهرش در طی چند ماه گذشته افت پیدا کرده است.یطوری که نام دوستان و خانواده اش را فراموش کرده است و مسیر یرگشت به خانه را گم کرده است.همچنین اخیرا برای یه خاطر سپردن اطلاعات جدید دچار مشکل است.اوکه دارو هایش و قرار ملاقات با پزشکش را به خاطر داشت اکنون همه این ها را یه همسرش سپرده است.اواخیرا کارهای عجیبی انجام می دهد بطوری که ساعتش را در فریزر و کفشهایش را در ظرف لباس چرک گذاشته است.او مبتلا به فشار خون است که بخوبی کنترل است.در بررسی روانی وی آگاه و اورینته بودهاو نام پزشکش که از 3 سال پیش تحت درمانش بوده را بخاطر نمی آورد.وی در صحبت کردن دچار اندکی مشکل شده است و در بخاطر آوردن یک کلمه از 3 کلمه پس از 5 دقیقه مشکل دارد.

محتمل ترین تشخیص چیست؟

اقدام بعدی جیست؟

نسخه وی را بنویسید

بیمار دوم:

یک زن 50 ساله از حرکات متعدد پای شوهرش در طی خواب گلایه دارد،شوهرش در طی خواب خر و پوف کرده و گاها در طی خواب ناله تنفسی توام با تعریق دارد، در طی روز خواب آلوده است

تشخیص و تشخیص افتراقی چیست؟

اقدام بعدی چیست؟

بیمار سوم:

یک خانم 65 ساله با احساس خستگی و فراموش کاری به شما مراجعه کرده است.وی اخیرا خواب منقطع داشته و 2 ساعت زودتر از خواب بیدار می شود.وی که از دردهای متعدد جسمانی شکایت دارد و یوضوح کاهش وزن داشته است،نزد پرشکان متعددی رفته است،دخترش ذکر می کند که در 2 ماهه گذشته چند بار در خیابان گم شده است.

تشخیص،تشخیص افتراقی و درمان بیمار چگونه است؟


همچنین لطفا  پس از مطالعه کتب و مقالات و جستجو در اینترنت به سئوالات زیر پاسخ دهید

1- دمانس های برگشت پذیر کدام هستند؟

2- شایع ترین علل دمانس کدام هستند؟

3- ارزیابی های تشخیصی در بیمار مبتلا به دمانس چیست؟

4- دسته های دارویی که در درمان دمانس الزایمر به کار می روند چه هستند و مکانیسم اثر آنها چیست؟

6- مشکلات روانپزشکی همراه در الزایمر چه هستند؟

7-معیارهای تشخیصی الزایمر چه هستند؟

8- منظور از آپراکسی،آگنوزی و آفازی چیست؟برای هر یک سه مثال شایع بزنید؟

9-مداخلات غیر دارویی در الزایمر چیست؟

10- نقش درمان مکمل،مواد غذایی و ویتامین ها در درمان الزایمر چیست؟

11- اگر مادر یا خواهر مبتلا به الزایمر باشد ریسک در ابتلا دختر و خواهر چقدر است؟

12-آیا برای پیشگیری به آنها توصیه ای دارید؟

13- چشم انداز آینده در درمان دمانس چیست؟

دارو شناسی روانپزشکی 2،بوپروپیون

1- جزو کدوم دسته داروییه؟  آیا تو این دسته داروی دیگه ای رو هم می شناسین؟

2- چه خصیصه خاصی از نظر فارماکولوژیک داره؟

3- کاربرد های این دارو برای یک پزشک عمومی چیه؟

4- در چه مواردی در تجویزش باید احتیاط کنین؟

5-از عوارض عمده این دارو چه می دونین؟

6- دوز شروع دارو،نحوه تجویز،دوز متوسط و دوز حداکثر دارو چقدره؟

7- آیا در مصرفش تداخلات دارویی هم وجود داره؟

8- چه اشکال دارویی داره؟

9- آیا داروی گرانیه؟ آیا بیمه روی این دارو پوشش داره؟

همان طور که دوستان اشاره کردند یک دسته مجزا راشامل می شود که آن را NDRI یا مهار کننده باز جذب نور اپی نفرین , دوپامین است که تمایلی کمی به سروتونین دارد.
گر چه در ایران تولید می شود اما کمیاب است،برند خارجی موجود در ایران Zyban نام دارد که گران است. اساسا بیمه پوششی روی این دارو ندارد!!
نوع ایرانی 75 و 100 . 150 است که 75 و 100 آن بصورت آهسته رهش یا مداوم رهش نمی باشد.
ویژگی اساسی آن فقدان عوارض جنسی ،افزایش وزن و عمدتا عدم وجود خواب آلودگی است
کاربرد آن در ADHD و ترک سیگار و افسردگی فصلی و افسردگی دو قطبی منحصر به فرد است.
خطر عمده آن تشنچ است که معمولا در دوز بالای 300 و یا دوز هر وعده بیش از 150 است،البته در صورت وجود ریسک فاکتور در دوز های پائین تر هم روی می دهد
،من بیماری داشتم که بدون ریسک فاکتور با 50 میلی گرم استاتوس کرده است!!البته همزمان 150 میلی ونلافاکسین هم میخورد.
تشنج زایی دارو در برخی اختلالات روانپزشکی مثل اختلالات خوردن بیشتر دیده می شود.

از عوارض دیگر می توان به فشار خون بالا یا پایین , خارش , تاری دید , خشکی دهان , تب و لرز , سردرد , ضعف , اختلال شنوایی اشاره کرد.من از قرص های 100 دو نصف قرص و پس از 5-7 روز 100 میلی دو بار و پس از 5-7 روز سه بار در روز استفاده می کنم.
البته من معمولا این دارو را همراه یک ضد افسردگی دیگر می دهم به عنوان استراتژی تکمیل درمان
مسئله مهم عدم تجویز آن در افراد با تیک،دیسکنزی و اضطراب شدید مثل پانیک است.
گاه منجر به بروز علائم سایکوتیک و دلیریوم می شود

اختلالات ساختگی

 - بیمار پرستار زن ۳۰ ساله‌ای است که به‌دلیل هماتوری حاد در بیمارستان شده است. بیمار می‌گوید قبلاً به‌دلیل سارکوئیدوز بستری و تحت درمان بوده است و در کودکی نیز سابقه بیماری پورپورای ترومبوسیتوپنیک داشته است. در روز چهارم بستری یکی از دانشجویان پزشکی به رزیدنت خود می‌گوید که بیمار را چند ماه قبل در بیمارستان دیگری به‌دلیل آبسه‌های متعدد پوستی دیده است. بررسی محتویات کمد بیمار نشان می‌دهد که او تعداد زیادی وارفارین به همراه دارد. محتمل‌ترین تشخیص کدام است؟

الف ـ Hypochondriasis
ب ـ Factitious Disorder
ج ـ Somatization Disorder
د ـ Psychosomatic Disorder

ادامه نوشته

اختلالات تجزیه ای

برای مطالعه اطلاعات بیشتر در مورد اختلالات تجزیه ای به ادامه مطلب مراجعه نمائید


ادامه نوشته

هفته دوم آموزش روانپزشکی

لطفا به لینک های زیر مراجعه کنید

موضوعی برای بحث 6

موضوعی برای بحث 7

موضوعی برای بحث 8

موضوعی برای بحث 9

موضوعی برای بحث 10

موضوعی برای بحث 11

موضوعی برای بحث 12

اصول نسخه نویسی 4

اصول نسخه نویسی 5

تشخیص افتراقی بیمار با خلق افسرده

دارو شناسی روانپزشکی 1

دارو شناسی روانپزشکی 2

اختلالات تجزیه ای

افتراق تمارض از اختلال تبدیلی

اختلال ساختگی

افسرده خویی

روانپزشکی سالمندان

بوپروپیون

سرترالین



اصول مصاحبه در روانپزشکی(بیماران خاص)

تاکنون فکر کردید اگر با بیمار مبتلا به سرطان،ایدز و یا در حال مرگ مواجه شدید به چه نکاتی در برقراری رابطه باوی بایستی توجه کنید

موضوعی برای بحث 28

امروز بیماری در مطب داشتم که ذکر گزارش آن رو خالی از لطف ندیدم

بیمار خانمی 45 ساله است که بدلیل احساس لرزش و عدم تعادل و کندی حرکات مراجعه کرده بود. 2 سال قبل به وی  خبر داده شده که همسرش در جریان یک سانحه در حال مرگ است، وی در آن هنگام دچار احساس ترس شدید و درماندگی شده و احساس کرده روحش در حال جدا شدن از بدنش است. 3 ساعت بعد بیمار پس از آگاهی از زندن ماندن همسرش در سانحه و مرگ دهها تن از دوستانش دچار کابوس هایی با همین محتوی می شده است، وی دچار بی خوابی،بی قراری و اضطراب بوده که تا 6 ماه بعد ادامه داشته است.

20 روز بعد وی دز حال کوهنوردی از ارتفاع 5 متری به داخل رودخانه سقوط کرده که در حین آن دچار اختلال هوشیاری،تشنج یا آمنزی نشده است،وی به بیمارستان امدادی ارجاع شده و پس از معاینه و انجام تصویربرداری سه بعدی مرخص شده وی تا 6 ماه بعد مشکل جسمانی نداشته ولی کماکان دچار کابوس هایی با محتوی سقوط می شده است،وی از حضور در محل سقوط دوری می کرده و دیگر هرگز کوهنوردی نکرده،وی از به یاد آوری صحنه های مرتبط با سقوط دچار برانگیخنگی و احساس ناخوشایند روانی می شده است،بتدریج روابط اجتماعی وی محدود شده و از ارتباطات اجتماعی دوری می کرده است. از 1 سال نیم قبل دچار احساس لرزش در سمت چپ بدن،کندی حرکات شده ،در معاینه نیستاگموس افقی،دیسمتری و اختلال تعادل دارد،وی به کندی و خمیده راه می رود،رژیدیته در اندام فوقانی چپ و دیزآرتری دارد.

چه احتمالات تشخیصی را مطرح می کنید؟

چه اقدامات دیگر و چه سئوالات دیگری باید انجام داد؟


اطلاعیه

راه اندازی پایگاه آموزش مجازی غدد و متابولیسم جناب آقای دکتر عباسی

واقعا جای بسی خوشحالی است که این اساتید ارزشمند وارد فضای مجازی شدند و این قدر برای دانشجویان در امر آموزش ارزش قائلند.

برای ورود به این وبلاگ اینجا را کلیک کنید

اصول مصاحبه در روانپزشکی(بیماران خاص)

از امروز یک بخش دیگر هم در وبلاگ تحت عنوان اصول مصاحبه باز کردم که سعی دارم در رابطه با الگوی صحیح مصاحبه روانپزشکی و تکنیک های مصاحبه در آن صحبت کنیم.

برای این پست بدلیل این که یکی از دوستان در ارتباط با یک بیمار پرخاشگر در اورژانس دچار مشکل شده بود تصمیم گرفتم ویژگی های مصاحبه با گروه های خاص رو مطرح کنم. در ابتدا این گروه ها رو مطرح می کنم و لطفا شما نظرتون رو در این مورد که با هر یک باید به چه ویژگی هایی در مصاحبه دقت کرد و چه تکنیک هایی مفید هستند را بزارین،در انتهامن هم نظرم رو میزارم

1-  The Silent patient

2-The Overtalkative Patient

3-The Seductive Patient

4-The Angry Patient

5-The Paranoid Patient

6-The Insatiable Patient

7-The Ingratiating Patient

8-The Aggressive Patient

9-The Help-Rejecting Patient

10-The Demanding Patient

11-The Compulsive Patient

12-The Dependent Patient

13-The Masochistic Patient

14-The Borderline Patient

تشخیص افتراقی بیمار با خلق افسرده

بر اساس مطالعات متعدد افسردگی شایع ترین اختلال روانپزشکی در دنیا و ایران است،همچنین در بسیاری از موارد بیمار و خانواده ها مشکلات روانپزشکی که ارتباطی با افسردگی ندارد را بعنوان افسردگی تلقی می کنند،همچنین در بسیاری از مواردی که بیمار مبتلا به افسردگی است تشخیص یک اختلال انطباق یا اختلال اضطرابی تلقی می شود.

لذا بر آن شدم که در این پست به تشخیص افتراقی بیمار با خلق افسرده بپردازم

وقتی بیماری با ابراز خلق افسرده یا احساس عدم احساس لذت به شما مراچعه می کند مهم این است که این علامت چند ویژگی داشته باشد  اولا دوام داشته باشد،یعنی برای اکثر روز ها و اکثر ساعات فرد را درگیر کرده باشد. (persistent)  دوم این که روی حیطه های روانی فرد تاثیر گذاشته باشد، به این معنی که باعث احساس نا امیدی یا تنهایی یا بی ارزشی و یا تغییرات نباتی و شناختی در فرد شده باشد(pervasive). و نهایتا باعث ایجاد تنش و یا بروز فقدان عملکرد های فردی،خانوادگی،شغلی،تحصیلی و یا اجتماعی در فرد شده باشد(performance).

با این حساب وجود triple p الزامی است،اما کار به اینجا ختم نمی شود چون گاه بسیاری از اختلالات مصرف مواد و یا احتلالات طبی ممکن است مسئول این اپیزود باشند. ایا می دانید چه مواد و داروها و چه اختلالات طبی در راس قرار دارند؟

در اینجا لازم است تفاوت علامت و اپیزود را روشن کنم ،در بسیاری از اختلالات روانپزشکی بیمار ممکن است تجربه ای از خلق افسرده داشته باشد اما برای این که این علامت کانون توجه بالینی قرار گیرد،باید واجدTriple P باشد و بتواند معیار های یک اپیزود را پر کند.

بهر حال بسیاری اختلالات هستند که در آن فرد ممکن است خلق افسرده را بصورت یک اپیزود تجربه کند که عبارتند از افسردگی اساسی،افسرده خویی،اپیزود افسردگی اختلال دو قطبی یک،اپیزود افسردگی اختلال دو قطبی دو و سیکلوتایمی،اختلال افسردگی ثانوی به مصرف مواد،اختلال افسردگی ثانوی به یک اختلال طب عمومی، اختلال اسکیزو افکتیو

و همچنین اختلالاتی که خلق افسرده را بصورت علامت تجربه کنند که عبارتند از اختلالات شخصیت (به خصوص مرزی)،اختلال انطباق،سوگ،اختلال اضطراب منتشر،اختلال استرس حاد و بعد از سانحه، اختلالات خلقی،اختلالات سایکوتیک مثل اختلال هذیانی،اسکیزوفرنی فورم،سایکوز گذرا و اسکیزوفرنی،اختلالات شبه جسمی،اختلالات خواب ...


اصول نسخه نویسی 5

بیمار خانمی است 35 ساله که با شکایت از اختلال در شروع به خواب مراجعه می کند. پس از بررسی بیشتر متوجه می شوید که وی درست قبل از خوابیدن دچار احساس بی قراری در پاهایش می شود،وی برای احساس بهتر مجبور است پاهایش را تکان داده یا آن را به زمین بکوباند

چه بررسی های تشخیصی انجام می دهید

نسخه وی را بنویسید

برای دریافت اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید

برای دریافت اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید

برای دریافت اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید

اصول نسخه نویسی 4

بیمار خانمی است 27 ساله که بدلیل افسردگی اساسی تحت درمان با 40 میلیگرم سیتالوپرام است،وی که در حال حاضر از 2 ماه قبل وارد رمیشن شده است از تاخیر در ارگاسم و کاهش میل جنسی بدنبال مصرف دارو گلایه دارد،وی که روزانه یک بسته سیگار مصرف می کند تمایل به ترک سیگار است همچنین از لرزش خفیف از دستانش گلایه دارد، چه نسخه ای برای وی می نویسید و چرا؟

دارو شناسی روانپزشکی 1  

با سلام تاکنون چند بخش در وبلاگ داشتیم که بنظرم مورد توجه قرار گرفتند

1- موضوعی برای بحث

2- اصول نسخه نویسی

3- اهداف آموزشی روانپزشکی

4- گزارش بیمار روانپزشکی

5- اصول پروپوزال نویسی

6- سئوالات امتحان روانپزشکی

که البته سعی دارم این بخش ها راگسترش بدم و کامل تر کنم

ولی از امروز بخش جدیدی رو باز می کنم تحت عنوان دارو شناسی روانپزشکی که همانند سایر پوست ها بیشتر بر اساس تعامل با مخاطبین شکل می گیره. من در هر پوست یک دارو که نیاز است پزشک عمومی به اون آشنایی داشته باشه را مورد بحث میزارم و بعد از 3 روز بحث رو می بندیم.

برای شروع ونلافاکسین رو انتخاب کردم و ممنون میشم به سئوالات زیر پاسخ بدین

1- جزو کدوم دسته داروییه؟  آیا تو این دسته داروی دیگه ای رو هم می شناسین؟

2- چه خصیصه خاصی از نظر فارماکولوژیک داره؟

3- کاربرد های این دارو برای یک پزشک عمومی چیه؟

4- در چه مواردی در تجویزش باید احتیاط کنین؟

5-از عوارض عمده این دارو چه می دونین؟

6- دوز شروع دارو،نحوه تجویز،دوز متوسط و دوز حداکثر دارو چقدره؟

7- آیا در مصرفش تداخلات دارویی هم وجود داره؟

8- چه اشکال دارویی داره؟

9- آیا داروی گرانیه؟ آیا بیمه روی این دارو پوشش داره؟

۱. دسته ضد افسردگی ها SNRI مهارکننده بازجذب سروتونین نور اپینفرین (و به میزان کمتر دوپامین) داروی دیگر:Duloxetine.
۲. به دلیل تاثیر همزمان روی سروتونین و نور اپینفرین همانند ترکیب SSRI و TCA عمل میکنه و در عین حال روی گیرنده های موسکارینی، نیکوتینی، هیستامینرژیک، اپیوئیدی و آدرنرژیک اثر نداره
۳. افسردگی شدید با تظاهرات ملانکولی یا جسمانی شدید یا مقاوم به درمان، GAD
۴. احتیاط در افراد مبتلا به HTN, مشکلات معدوی و همراه با تهوع
۵. تهوع. افزایش فشار خون. خواب آلودگی. خشکی دهان. گیجی. عصبانیت
۶. دوز شروع ۷۵mg در روزه که برای کاهش عوارض میشه از ۱/۲ تا حتی ۱/۴ قرص ۷۵ mg شروع کرد و هر ۴ تا ۷ روز دوز رو افزایش داد تا به دوز معمول ۲قرص ۷۵ mg در روز یعنی ۱۵۰mg رسید. دوز حداکثر در افسردگی متوسط ۲۲۵ و افسردگی شدید ۳۰۰ تا ۳۷۵mg است.
۷. تداخلات: هالوپریدول و MAOIs
۸. قرص 37/5، 75
کپسول طولانی رهش 37/5، 75
 بهتره از
قرص ۷۵mg بصورت ۱/۴، ۱/۲، ۱ دو بار در روز استفاده بشه که موقع افزایش دوز نیازی به تعویض نوع قرص نباشه تا مریض گیج شه
۹. گران نیست. بیمه پوشش نمی دهد


موضوعی برای بحث 27

امروز بیماری در مطب داشتم که ذکر شرح حالش رو خالی از لطف ندیدم

بیمار خانمی 18 ساله است که همراه مادرش و با شکایت از فقدان تمرکز و حافظه مراجعه کرده است

وی که معدل ترم قبلیش 19.5 بوده افت بارز تحصیلی داشته و معدل این ترمش 12 شده

وی همچنین نسبت به خواهرش بطور مشخص پرخاشگر شده

در حمام ساعت ها وقت می گذراند بدون آنکه خودش را بشوید

وی عمدتا در خود فرو رفته شده است


با این اطلاعات چه احتمالات تشخیصی را مطرح می کنید؟

24 ساعت دیگه سایر اطلاعات بیمار رو می نویسم

با سلام مجدد چون دوستان خیلی به جواب نزدیک شدند تصمیم گرفتم ادامه شرح حال رو زودتر بزارم

وقتی از خودش در رابطه با خلقش سئوال می پرسم ذکر می کنه احساس خاصی ندارم و وقتی بوضوح در رابطه با احساس غمگینی می پرسم خودش رو غمگین عنوان نمی کنه

مادرش اون رو غمگین می دونه و وقتی از مادرش می پرسم چرا اون رو غمگین می دونی ذکر می کنه چون به همه چیز بی تفاوت شده،گوشه گیر شده از جمع گریزون شده و هیچ توجهی به خودش نداره!!

بیشتر که می پرسم مادرش میگه گاهی به دور و ورش نگاه میکنه انگار که از وجود چیزایی در اطرافش می ترسه

به همه بدبین شده و دوست نداره کسی خونشون بیاد

ولی خودش وجود توهم رو رد میکنه و نمی تونم در صحبت باهاش هذیانی پیدا کنم، زمان خوابش جابجا شده بطوری که شبها بیداره و روزها می خوابه و اشتهاشم فرقی نکرده،همچنین افکاری در رابطه با خودکشی نداره

توی سابقه قبلی شم هم شواهدی از اپیزود خلقی دیده نمی شه،اون مصرف کننده مواد نیست و سابقه ای از اختلال طبی خاصی نداره

در سابقه خانوادگیش عموش سابقه بستری های متعدد در بیمارستان روانپزشکی داره و سالهاست که دارو مصرف می کنه

در 1 سال گذشته تحت نظر مشاور مدرسه بوده و یک بار به روانپزشک ارجاع شده که به اون فلوکستین تجویز شده ولی نخورده

حالا تشخیصتون چیه؟

این شرح حال چه نکات آموزنده ای براتون داره؟

برای مطالعه بیشتر در این رابطه اینجا راکلیک کنید

موضوعی برای بحث 26

بیمار خانم میانسالی است که بهمراه فرزندانش به روانپزشک مراجعه کرده است. خانواده ذکر می کنند که مادرشان در یک هفته گذشته چندین بار شب ها از خواب بیدار شده و قصد خروج از خانه را داشته .لباسهایش را عوض می کرده و ذکر می کرده که افرادی با اتوموبیل به دنبالش آمده اند، در آن زمان شناخت درستی از افراد پیرامون خود نداشته است ، جالب اینکه در مقابل مقاومت خانواده برای خروجش از خانه پرخاشگری می کرده،وقتی درمانگر با وی در این خصوص صحبت می کند ذکر می کند هیچ خاطره ای از ان به خاطر ندارد،این گفته را فردای آن روز هم به خانواده اش گفته است، وی سابقه دوره هایی  بصورت اخنلال هوشیاری همراه با انقباضات و پرش های عضلانی را ذکر می کند که در حین آن هم خاطره ای از اتفاقات پیرامونش ذکر نمی کند

1- چه احتمالات تشخیصی را مد نظر قرار می دهید

2- برای رد یا تائید آنها چه سئوالات تکمیلی می پرسید

3- ایا نیاز به اقدام پاراکلینک دارید

4- خانواده چه کمکی می تواند به شما بکند

راه اندازی وبلاگ آموزشی گروه داخلی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد

با نهایت خرسندی افتتاح وبلاگ آموزشی گروه داخلی را اعلام می کنم که باتلاش آقای دکتر سرافراز راه اندازی شده است.

امیدوارم زحمات اقای دکتر سرافراز و انشاءالله سایر همکاران گروه داخلی در این وبلاگ زمینه ساز ارتقاء آموزش بیماری های داخلی و تعامل نزدیک تر بین دانشجویان و اساتید گروه داخلی باشد.

لطفا به سایر دوستان اطلاع رسانی کنید

برای ورود به وبلاگ اینجا را کلیک کنید


یادآوری

دوستانی که تو وبلاگ فعالند لطفا به سایر دانشجوهانی که در بخش هستند یادآوری کنند که پنجشنبه آخر هفته از لینک هایی که گذاشتم امتحان می گیرم و این نمره در نمره نهایی دانشجوها تاثیر گذاره لازم به تذکره که نتیجه این آزمون در اخنیار گروه قرار داده خواهد شد که بیش از نمره من در نمره پایام بخش تاثیر گذار خواهد بود.

اهداف آموزشی روانپزشکی 3(برنامه کشوری بهداشت روان)

برنامه کشوری ادغام بهداشت روان در مراقبتهای بهداشتی اولیه

با سلام،بزودی بعنوان پزشک عمومی فارغ التحصیل می شوید  و در نقش پزشک خانواده مسئولیت یک مرکز بهداشتی درمانی  را بعهده می گیرید، تا کنون فکر کرده اید که مسئولیت های بهداشتی ،درمانی و اجرایی شما در این نقش چه خواهد بود، مسئولیت کارشناس مبارزه با بیماریها و بهورز چطور؟ واحد بهداشت و روان شبکه بهداشت و درمان شهرستان از شما چه انتظاراتی دارد و چگونه باید با آن تعامل کنید و نهایتا برنامه های کشوری بهداشت روان چه هستند؟

بیماریهای روانی یکی از بیماریهای شایع در عصرکنونی است ، سازمان بهداشت جهانی تخمین می زند این افراد نیاز مند ترین انسانها هستند در برنامه های توسعه اجتماعی اقتصادی کشورهای جهان سوم ، بهداشت در پایین ترین اولویتها قرار دارد نکته قابل توجه این است که اکثر این موارد در کشورهای در حال توسعه دیده می شود ، جایی که شیوع این بیماریها در حال افزایش و مراقبت و درمان آنها امری مشکل به حساب می آید.

هر چند در زمینه شیوع و میزان ابتلا به بیماریهای روانی در ایران آمار دقیقی در دست نمی باشد و تا کنون بررسی همه گیر شناسی جامعی در سطح کشور انجام نگرفته است اما براساس مطالعات انجام شده حداقل جمعیتی در حدود 19 -11درصد از افراد بالغ کشور مبتلا به یکی از اختلالات روانی هستند و برآورد می شود 9-6 میلیون نفر در کشور ما به بنحوی نیاز مند خدمات بهداشت روان می باشند. این درحالی است که با وجود امکان پیشگیری و درمان اکثریت این افراد بدلیل عدم برنامه ریزی مناسب و کمبود نیروهای متخصص و امکانات و تجهیزات مورد نیاز از جمله تختهای بیمارستانی از دسترسی به حداقل خدمات بهداشتی روانی محروم می باشند .
ادامه نوشته

اهداف آموزشی روانپزشکی 2 (مفهوم روانشناسی و روانپزشکی)

با توجه به اهداف آموزشی که در پست قبلی نوشتم،تصمیم گرفتم به تدریج روی تک تک موارد اهداف آموزشی روانپزشکی پست بزارم. برای شروع اولین آیتم که مفهوم روانپزشکی و حیطه های کار در روانپزشکی را مطرح کردم.

سئوال من این است که به نظر شما رسالت  و از آن مهم تر حیطه های کار در روانپزشکی و روانشناسی را چه می دانید و به نظر شما تفاوت این دو در چیست؟ همچنین شما به عنوان یک پزشک عمومی تا چه اندازه اجازه دخالت در این حیطه ها را داشته و مهم تر از آن اساسا ضروری است که وارد شوید؟

شما چه تعریفی از روان دارید و تفاوت آن با روح را در چه می بینید؟ روان را مشتمل بر چه مفاهیمی می دانید؟

تفاوت مشاروه و روان درمانی را در چه می بینید؟ تفاوت روانکاو و روانشناس و روانپزشک در چیست؟

چه وقت یک بیمار را به روانپزشک،روانشناس یا مشاور ارجاع می دهید؟

نقش مددکار اجنماعی چیست؟

بزودی پس از خواندن نظرات شما نظر خودم را هم می گذارم


اهداف آموزشی در بخش روانپزشکی 1

لازم دیدم در اینجا اهدافی آموزشی که در سه حیطه دانش،نگرش و مهارت از یک پزشک عمومی در دوره آموزش روانپزشکی انتظار می رود را بیاورم.

بدیهی است برای رسیدن به این اهداف گروه روانپزشکی موظف است در آموزش هایی که در درس سمیولوژی،تئوری روانپزشکی،آموزش دوره کارآموزی و آموزش دوره کارورزی تدوین میکند به این اهداف توجه کند و از دانشجوی پزشکی انتظار می رود در پایان دوره کارورزی به این اهداف دست یافته باشد.

ادامه نوشته

موضوعی برای بحث 25

متن زیر که برگرفته از یک مصاحبه روانپزشکی است دارای تعدادی تکنیک است پس از مطالعه آن این تکنیک ها را با ذکر مورد مشخص فرمائید

بیمار: سرم درد دارد

پزشک: در مورد مشخصات سردردتان بیشتر توضیح میدید؟

بیمار: بله سردردم شدید است و ......

پزشک:پس تا جایی که متوجه شدم سردرد شما شدید است بطوری که ...... و ..... و .... درست متوجه شدم؟

بیمار:بله ولی باور کنید تحملش خیلی برایم سخت است

پزشک:اوهوم

بیمار:من اخه چرا این قدر بدشانسم همیشه بدبختی ها مال  منه

پزشک:احساس می کنم خیلی اذیت هستین

بیمار:گریه می کند

پزشک: سکوت می کند

در بخش دیگری از مصاحبه

پزشک: خوب من حالا می خوام در مورد علائم افسردگی ازتون سئوالاتی بپرسم


تست چالش نالوکسان

امروز در بخش بیماری که بسختی دوره سم زدایی به اپیوئید ها را سپری کرده بود رو قرار بود برایش ناتروکسان تجویز کنم

مطمئنا باید اول برایش تست چالش نالوکسان و سپس تست چالش نالتروکسان انجام می دادیم

مسئولیت اون به عهده یکی از انترن های علاقه مند افتاد، گفتم چند خطی در این خصوص هم بنویسم

مسئله مهم اینه که ما برای درمان وابستگی به اپیوئید ها از روش های متعددی استفاده می کنیم،اما این که چه بیماری تحت چه روش درمانی قرار بگیره بسیار مهمه!! به اصطلاح به این تصمیم گیری Case Management یا مدیریت مورد گفته میشه. این که یک بیمار ممکنه کاندید سم زدایی با کلونیدین بطور سرپایی باشه و یک بیمار کاندید درمان نگه دارنده با متادون. این مسئله بسیار مهمه چون همان اندازه که تصمیم درست می تونه به بیمار کمک کنه،تصمیم نادرست نه تنها وقت،هزینه و انگیزه بیمار و خانواده رو می گیره که حتی می تونه آسیب رسان و خطرناک باشه.

بسیاری از فارغ التحصیلان پزشکی به درمان اعتیاد گرایش پیدا می کنند و تعدادی از آنها موسس یا مسئول فنی کلینیک های درمان اعتیاد می شوند. اتفاقا در دوره آموزش تکمیلی اونها که توسط دانشگاه علوم پزشکی و نظارت معاونت درمان انجام میشه این مسئله هم خاطر نشان میشه اما گاه در درمان مورد غقلت قرار میگیره!!

به این صورت که بیماری که واقعا تنها کاندید سم زدایی با کلونیدین است تحت درمان نگهدارنده با متادون قرار میگیره،میتونین بگین این چه مشکل هایی رو ایجاد میکنه؟

یا بیماری که بدلیل سایکوپاتولوژی یا سایر دلایل کاندید درمان بستریه بطور سرپایی درمان میشه

و از همه بدتر بیمار در انتهای دوره سم زدایی روی نالتروکسان قرار نمی گیره

اما چنانچه بخواهیم نالتروکسان تجویز کنیم ابتدا باید از آخرین مصرف اپیوئید بیمار بین 7 تا 14 روز(بسته به نوع ماده) گذشته باشه،و بیمار و خانواده مایل به مصرف نالتروکسان باشتد،هم بدلیل هزینه بالای اون و هم بدلیل این که بازی با نالنروکسان می تونه خطرناک و گاه کشنده باشه!!

سپس باید تست چالس نالوکسان کنیم به این ترتیب که 1/2 آمپول نالوکسان(0.2 میلی گرم) رو وریدی یا زیر جلدی تزریق میکنیم و نیم تا یک دقیقه بیمار رو  از نظر بروز علائم سابجکتیو و ابجکتیو سندروم ترک تحت نظر می گیریم،در صورت عدم بروز علائم یک و نیم آمپول رو مجددا تزریق کرده و بیمار رو بمدت 30 تا 60 دقیقه تحت نظر می گیریم چنانچه علائمی ندیدیم تست منفی است و می توان تست چالش نالتروکسان رو انجام داد به این صورت که محتوی یک کپسول 25 میلی گرمی نالتروکسان رو در آب حل کرده و بعد 1/7 اون رو به بیمار داده یک ساعت بعد اون رو چک کرده اگر مشکلی نبود 1.7 دیگر و مجددا 1 ساعت بعد چک می کنیم و در صورت عدم بروز مشکل 5.7 باقیمانده رو میدیم. از بیمار می خواهیم فردا دوباره مراجعه کند و اگر مشکلی وجود نداشت روزانه 50 میلی گرم نالتروکسان خوراکی تجویز می کنیم


تشخیص افتراقی اضطراب

سلام

امروز این مسئله  را در درمانگاه در رابطه با یک بیمار مبتلا به افسردگی با علائم اضطرابی بارز مطرح کردم،جالب دیدم در موردش چند خطی بنویسم!!

به نظر من اضطراب روباه روانپزشکیه!! مثل اپاندیسیت که روباه شکمه!!

کم پیدا میشه بیمار روانپزشکی که در کنار سایر علائمش مبتلا به اضطراب نباشه

همچنین بسیاری بیماری های طبی و مصرف داروها و مواد با اضطراب همراهی دارند

پس من وقتی فردی با اضطراب در بیمارانم مواجه می شوم از خودم می پرسم این اضطراب مطرح کننده یک اختلال اضطرابی است یا یک اختلال یا بیماری دیگری مطرح است

حتما وجود افسردگی یک و دو قطبی رو مدنظر قرار می دم

همچنین اپیزود های پنهان هیپومانیا و مختلط و حتی مانیا

و نیز سایکوز پنهان شده که بیمار براحتی در موردش صحبت نمی کنه

و اختلالات شخصیت بخصوص مرزی و اجتنابی 

 در این خصوص صحبت با خانواده بسیار مفیده

و همچنین مصرف دارو ها و مواد یا قطع اونها مثل مصرف حشیش،شیشه یا قطع اپیوم یا الکل یا بیش مصرف ریتالین و آرتان یا قطع بنزودیازپین ها

و نیز وجود اختلالات طبی مثل اختلالات غددی

اما اگر اختلالات غیر اضطرابی رو رد کردم بعد از خودم می پرسم با چه نوع اختلال اضطرابی مواجه هستم

در این خصوص چند سوال در ذهنم مطرح می کنم 1- اضطراب حاد است یا برق آسا یا تحت حاد یا مزمن2- اضطراب دائمی است یا موقعیتی 3-ایا با محرکی خاص شروع می شود یا خیر

مثلا اختلال اضطراب منتشر مزمن،دائمی و غیر موقعیتی است و با محرک خاصی شروع نمی شود بلکه تشدید می شود

به نظر شما سایر اختلالات اضطرابی چطور؟

موضوعی برای بحث 24

خانمی 46 ساله به شما مراجعه می کند،وی که فردی خوش برخورد است در طی مصاحبه مرتب شوخی می کند و می خندد، وی از علائم وسواسی بارزی شکایت دارد که مکررا به پزشکان مراجعه می کند ولی بدلیل بی قراری داروهایش را قطع می کند،خواهرش ذکر می کند دوره های عصبانیت در وی بسیار بارز است،در طی مصاحبه مدام حرف می زند و خواهرش ذکر می کند که اخیرا خیلی پرحرف و ولخرج شده است . ولی خودش از احساس غمگینی و نا امیدی و احساس خود ملامت گری شکایت دارد و ذکر می کند در چند هفته گذشته گاه دچار احساس غمگینی و گاه احساس عصبانیت دارد،وی همچنین از بی خوابی شکایت دارد.

محتمل ترین تشخیص برای این بیمار چیست؟

چه سئوالات تکمیلی باید از وی پرسید؟

چه درمانی را برای وی پیشنهاد می کنید؟

نالتروکسان

   موارد مصرف:

اين دارو به عنوان عامل كمكي براي درمان معتاداني به كار مي‌رود كه ترياك اعتياد كرده‌اند. همچنين به عنوان عامل كمكي در درمان اعتياد به الكل مصرف مي‌شود.


   مکانیسم اثر:

نالتركسون با اتصال به گيرنده‌هاي اوپيوئيدي و مهار رقابتي اثرات داروهاي اوپيوئيدي و اوپيوئيد‌ي‌هاي آندوژن، به ميزان قابل ملاحظه‌اي وابستگي فيزيكي و اثر سرخوشي ناشي از اوپيوئيد‌ها را از بين مي‌برد وبنابراين تمايل بيمار براي مصرف اوپيوئيد‌ها را كاهش مي‌دهد. اين دارو در افراد معتاد به اوپيوئيد‌ها باعث بروز سندرم قطع مي‌شود. مكانيسم اثر اين دارو در كاهش تمايل به مصرف الكل هنوز مشخص نيست.

ادامه نوشته

سم زدایی با کلونیدین

سم زدایی با کلونیدین بر اساس مقدار مصرف روزانه اپیوئید و نوع آن ، بین 5 تا 14 روز طول می کشد. موفقیت این روش در سم زدائی حدود 65-60 درصد گزارش شده است.

کاهش فشار خون، بی حالی و سردرد معمول ترین عوارض جانبی کلونیدین هستند. به همین علت این دارو در برخی افراد به خوبی تحمل نمی شود و باید شدت این عوارض را علاوه بر علایم سندرم قطع، در تعیین دوز تجویزی مد نظر قرار داد.

·         به علت اثرات کلونیدین در کاهش فشار خون، مراقبت از فشار خون بیمار لازم می باشد: در هنگام تجویز کلونیدین باید فشار خون بیمار را مرتباً اندازه گرفت و اگر فشار خون سیستولیک از mmHg 90 ، یا فشار خون دیاستولیک از mmHg 60 کمتر باشد، دادن کلونیدین را تا بازگشت فشار خون به مقدار طبیعی به تأخیر انداخت.

·         به دلیل خطرات ناشی از کاهش فشار خون( خطر زمین خوردن بیمار و ...) ، ترجیج دارد که شروع مصرف کلونیدین با بستری شدن بیمار همراه باشد و اگر بیمار به صورت سرپایی درمان می شود باید او را از این خطرات آگاه کرد.

سایر عوارض جانبی مصرف کلونیدین عباتند از : بی خوابی ، خشکی دهان و درد استخوانی و مفصلی.

از آنجا که کلونیدین تمام علایم ناگهانی مصرف مواد مخدر را درمان نمی کند می توان از ترکیباتی دیگر برای تخفیف سایر علایم یا علایمی که به طور کامل رفع نشده اند استفاده کرد مانند: ایبوبروفن mg 600 هر 6 ساعت یا mg 800 هر 8 ساعت در صورت وجود دردهای عضلانی و دردهای مفصلی یا سایر NSAID

·         داروهای دارای خواص آنتی کولینرژیک مثل سه حلقه ای ها برای درمان اسپاسمهای عضلانی،  گاباپانتین (300 میلی گرم سه بار در روز) در صورت وجود اضطراب و نگرانی، یک قرص خواب آور( مثلاً اولانزاپین 2.5 تا 5 میلی گرم شب ها ) در صورت وجود اختلال در خواب.

در انتهای درمان پس از تست چالش با نالوکسانباید تست چالش نالتروکسان را انجام داد و بیمار را با نالتروکشان 50 میلی گرم روزانه مرخص کرد.


اختلالات شبه جسمي

اصطلاح شبه جسمي (SOMATOFORM) از كلمه يوناني soma به معني "بدن" گرفته شده است. اختلالات شبه جسمي گروه وسيعي از بيماري ها هستند كه نشانه ها و علايم جسمي مؤلفه اصلي آنها را تشكيل مي دهند. اين اختلالات در برگيرنده تعاملات ميان ذهن و بدن هستند و در آنها مغز، از راههايي كه هنوز شناخته نشده است، پيامهاي مختلفي ارسال مي كند كه بر آگاهي فرد تاثير مي گذارد و از وجود يك مشكل جدي در بدن خبر مي دهد. به علاوه مكانيسم هاي ناشناخته رواني يا مغزي نيز وجود دارند كه تغييرات جزئي يا غيرقابل شناسايي در شيمي عصبي، فيزيولوژي عصبي و ايمني شناسي عصبي ايجاد مي كنند و باعث بروز اين بيماري مي شوند.
پنج اختلال شبه جسمي خاص شناخته شده است.
۱- اختلال جسماني كردن كه وجه مشخصه آن شكايات جسماني متعددي است كه با دستگاه هاي عضوي مختلفي مرتبط هستند.
۲- اختلال تبديلي كه با يك يا دو شكايت عصبي مشخص مي شود.
۳- خود بيمارانگاري كه بيشتر با باور بيماران به داشتن بيماري خاصي مشخص مي شود تا تمركز روي علايم.
۴- اختلال بدريختي بدن، باور غلط يا مبالغه آميزي است مبني بر ناقص بودن بخشي از بدن
۵- اختلال درد، عبارتست از نشانه هايي از درد كه به طور كامل با عوامل رواني مرتبط هستند يا بر اثر اين عوامل تشديد مي شوند.

ادامه نوشته

هفته اول آموزش روانپزشکی

باسلام در زیر لینک هایی که لازم است در هفته اول در بخش روانپزشکی مطالعه نمائید را آوردم/ موارد اصول نسخه نویسی صرفا مربوط به کارورزان می باشد

لازم به ذکر است که در پایان هفته اول از موارد زیر آزمون گرفته خواهد شد

مراحل درمان افسردگی

تجویز منطقی دارو در افسردگی

افسردگی دوقطبی

اصول نسخه نویسی 1

اصول نسخه نویسی 2

اصول نسخه نویسی 3

موضوعی برای بحث 1

موضوعی برای بحث 2

موضوعی برای بحث 3

موضوعی برای بحث 4

موضوعی برای بحث 5

اختلالات شبه جسمی

سم زدایی با کلونیدین

اپیزود محتلط در اختلال دو قطبی

تشخیص افتراقی اضطراب

اختلالات روانپزشکی در صرع

تست چالش تالوکسان

سئوالات امتحان کارورزان تیر 92

مردي 34 ساله به دليل سردرد مراجعه مي كند، سردرد صبح ها شروع شده و حداكثر بمدت 3 ساعت طول مي كشد، سردرد كاسه سر را مي گيرد و فاقد علائم تهوع و ضربان است،

1-چه احتمالات تشخيصي را مطرح مي كنيد؟

2-چه سئوالاتي براي رد يا تشخيص آنها مطرح مي كنيد؟

3-در صورتي كه بيمار علائم زير را مطرح كند چه درماني را پيشنهاد مي كنيد(نسخه بيمار را بنويسيد)

از يك ماه قبل بوضوح گوشه گير و كم حرف شده است، احساس خستگي بارز داشته ،اشتهايش كاهش داشته و كم خواب شده است، مكررا گريه مي كند و احساس غمگيني را در اكثر روزها ذكر مي كند.

4-چنانچه بيمار پس از 2 ماه مصرف 20 ميلي گرم سيتالوپرام مراجعه مي كند  چه حيطه هايي را براي بررسي اينكه بيمار وارد رميشن شده است را سئوال مي پرسيد.

5-در رابطه با عوارض دارويي چه سئوال هايي مي كنيد

6-چنانچه بيمار پاسخ داده ولي وارد رميشن نشده باشد چه مي كنيد (چه مسایلی را بررسی می کنید)

7-يك نسخه استراتژي تكميل درمان برای وی بنویسید

8-يك نسخه استراتژي تقويت درمان برای وی بنویسید

برای پاسخ سئوالات اینجا را کلیک کنید

سئوالات امتحان کاراموزان تیر 92

1-يك زن 40 ساله به پزشك خانواده اش مراجعه مي كند و از احساس خستگي و فقدان انرژي شكايت دارد،وي از 4 هفته قبل در به خواب رفتن مشكل دارد و احساس بي قراري در طي روز دارد. انجام فعاليت هاي روزمره براي وي سخت شده است و گاها در طي روز احساس خشكي دهان و قشار در معده اش مي كند و گه گاه گريه مي كند. مادر وي 3 ماه قبل فوت كرده است. بيمار گزارشي از افكار خودكشي ندارد. بهترین درمان برای وی چیست

الف- سه حلقه ای                     ب- SSRI                       ج- SNRI                        د- ترازودون

این بیمار  یا مبتلا به اختلال انطباق است و یا نوعی سوگ که الگوی پاتولوژیک ندارد، تشخیص افسردگی اساسی برایش مناسب نیست زیرا خلق غالب افسرده نیست و وی تنها گه گاه گریه می کند،همچنین از سایر معیار های افسردگی تنها احساس خستگی و فقدان انرژی، مشکل در به خواب رفتن و احساس کاهش فانکشن را دارد،احساس خشکی دهان و فشار در معده و بی قراری هم ارزش تشخیصی ندارد.

به خاطر داشته باشیم که برای تشخیص اختلال افسردگی بیمار یا باید مبتلا به خلق غالب افسرده و یا احساس بارز عدم لذت باشد (anhedonia) تشخیص اختلال اضطرابی را هم بدلیل عدم وجود خلق مضطرب نمی توان برایش مطرح کرد. لذا سه گزینه اول هیچ جایی در درمان وی ندارند.

اما بدلیل بیخوابی می توان از ترازودون یا برای کوتاه مدت از بنزودیازپین استفاده کرد.

2-يك زن 29 ساله به روانپزشك ارجاع شده است.  وي يك ماه قبل زايمان كرده است و از آن هنگام احساس خوبي ندارد، زايمان زود هنگام متعاقب يك حاملگي ناخواسته بوده است به طوري كه بمدت 2 هفته در واحد مراقبت نگهداري مي شده است. وي اكثر اوقات گريه مي كند و  احساس خستگي و تحريك پذيري دارد. همسرش ذكر مي كند كه وي با تولد فرزندش كنار نيامده است و بدليل هجوم افكار با ماهيت آسيب رساندن به فرزندش ترسيده شده است. وی بی خواب است و اشتهایش را از دست داده است و بوضوح خودش را ملامت می کند بهترین اقدام کدام است

الف- بستری کردن بیمار                                               ب- درمان با لیتیم سرپایی

ج- بنزودیازپین سرپایی                                                 د- سه حلقه ای سرپایی

وی مبتلا به افسردگی پس از زایمان است و بدلیل خطر خودکشی و کشتن فرزند بایستی بستری شود و تحت کنترل قرار گیرد. اما در خصوص درمان به نظر می رسد SSRI مناسب تر باشد . البته بسیار از این افسردگی ها ماهیت دو قطبی دارند و شاید تجویز یک تنظیم کننده خلق مثل لیتیم همزمان با داروی ضد افسردگی منطقی باشد.

سئوالات امتحان کاراموزان و کاروزان پزشکی در تیر 92

با سلام تا 36 ساعت دیگر و پس از برگزاری امتحان سئوالات را به همراه پاسخ هایش در وبلاگ خواهم گذاشت


اختلال پانیک

جدول معیارهای تشخیصی اختلال پانیک بدون آگورافوبی در DSM-IV-TR را نگاه کنید. اختلال پانیک یا حمله‌های خودبه‌خود پانیک مشخص می‌شود (جدول معیارهای تشخیصی برای حمله پانیک در DSM-IV-TR). این اختلال ممکن است به تنهائی یا همراه با آگورافوبی (ترس از حضور در مکان‌های سرباز، یا تنها بیرون از خانه، یا در میان جمعیت) باشد

ادامه نوشته

افتراق تشنج از شبه تشنج

1-     آیا در معاینه فیزیکی و یا سوابق قبلی بیمار شواهدی به نفع بیماری ارگانیک نورولوژیک وجود دارد ؟     

            بلی           خیر

2- آیا بیمار بیش از حمله تجاربی از قبیل(حس بویایی، درد روی شکم ، ترس ، اضطراب ، سوزش یکطرفه اندام ، حسن بیگانگی یا آشنایی بیش از حد محیط) دارد؟      بلی           خیر

3- آیا بیش از حمله با عامل خاصی (هیجانی تحریک نوری شامل تلویزیون یا کامپیوتر ، شنیدن موسیقی و خوردن غذا ) مواجه می شود ؟          بلی           خیر

4- شکل حمله درهرنوبت با نوبت قبل یکسان است ؟    بلی           خیر

5- آیا حمله در شب هم روی می دهد ؟                         بلی           خیر

6- آیا حمله فقط در حضور دیگران است ؟                    بلی           خیر

7- آیا شروع حمله به صورت ناگهانی است ؟                 بلی           خیر

8- آیا مدت حمله کمتر از 2 دقیقه است ؟                   بلی           خیر

9- آیا حمله به صورت قرینه است ؟                              بلی           خیر

10- آیا بیمار همزمان با شروع شلی عضلانی در بعضی اندام هایش دچار سفتی اندام می شود ؟     

    بلی           خیر

11- آیا بیمار در زمان حمله ناگهانی دچار بی اختیاری ادرار می شود ؟  بلی           خیر

12- آیا بیمار حین حمله دچار گازگرفتگی زبان می شود ؟                    بلی           خیر

13- آیا بیمار هنگام حمله دچار گشادشدگی مردمک می شود ؟  بلی           خیر

14- آیا در هنگام حمله بیمار به خود اسیب می زند ؟        بلی           خیر

15- آیا در هنگام شروع حمله اصوات از خود ایجاد می کند ؟    بلی           خیر

16- آیا بیمار پس از حمله ، آن را به خاطر می آورد؟       بلی           خیر

17 پس از مصرف دارو آیا تعداد حملات کمتر می شود ؟     بلی           خیر

18- آیا رنگ بیمار حین حمله کبود می شود ؟         بلی           خیر

19- آیا بیمار حین حمله دچار حالت قوس کمری یا لگنی می شود ؟   بلی           خیر

20- آیا بیمار در حین حمله دچار حرکات چپ و راست سر می شود ؟ بلی           خیر

21- آیا درحین حمله به تلاش برای بازکردن چشم ها مقاومت نشان می دهد ؟ بلی        خیر

 

/**/

سئوالات امتحان کارآموزان پزشکی در دی ماه 91

1-بیمار دختری 28 ساله است که ذکر می کند، در حین تماشای مونیتور کامپیوتر در اطاقش، صدای اقوامش را که در باغ هستند را می شنود و او هم با انها صحبت می کند. همچنین ذکر می کند که از طریق ذهنش با درمانگرش ارتباط دارد و افکارش را برای درمانگرش می فرستد وی اعتقاد دارد که  صدا هایی می شنود که به وی می گویید من شوهرت هستم و همچنین ذکر می کند من دکترت هستم!! وی 6 ماه قبل و 1 سال فبل با تشخیص اختلال دو قطبی نوع یک بستری بوده است در حال حاظر خلق یوتایمیک،افزایش فعالیت حرکتی ندارد و پرحرف نیست،اختلال خواب بارز نمی باشد،افزایش فعالیت های جنسی ندارد در بخش بسیار موقر و متناسب رفتار می کند،تشخیص وی چیست

الف اسکیزوفرنی                   ب- اسکیزو افکتیو

ج- اختلال دو قطبی سایکوتیک   د-اسکیزوفرنی فورم

2- بیمار خانم جوانی است که بدلیل افسردگی ارجاع شده است.  در بررسی بیشتر متوجه می شوید بیما رهمزمان با بروز علائم افسردگی پرخاشگری بارزی پیدا کرده همچنین رفتار های خطر جویانه بیشتری می کرده است و همچنین پرحرف تر و  پر انرژی تر شده است بهترین تشحیص کدام است

الف- اختلال دو قطبی در اپیزود مانیک

ب- اختلال دو قطبی در اپیزود مختلط

ج- اختلال دو قطبی در اپیزود افسردگی اساسی

د- اختلال افسردگی اساسی

3- در بیمار فوق بهترین درمان کدام است

الف- والپروات سدیم    ب- لیتیم کربنات    ج- کوتیاپین + فلوکستین        د- سرترالین 

4- یک زن 27 ساله با احساس غم از 2 هفته قبل همراه با فقدان انرژی و تمرکز مراجعه کرده است.وی ذکر می کند که 6 هفته قبل احساس خیلی خوبی داشته و احساس انرژی زیادی داشته است و نیازی برای خوابیدن نداشته است. وی این الگو را در حداقل 3 سال گذشته بارها تجربه کرده است بطوری که روی عملکرد ش تاثیر می گذاشته است. بهترین تشخیص کدام است

الف- اختلال شخصیت مرزی      ب- اختلال خلقی فصلی

ج- سیکلوتایمی                      د- اختلال اقسردگی اساسی

5- زني 30 ساله بدليل پرخاشگري و اختلال هوشياري نوساني به اورژانس آورده شده . در معاينه متوجه تب و سفتي عضلاني در وي مي شويد. وي در هفته گذشته به دليل رفتار هاي پرخاشگرانه به اورژانس روانپزشكي آورده شده ولي خانواده بابستري شدن وي مخالفت كرده اند. مشكلات وي  بدنبال زايمان اخير بوده كه دچار تغييرات خلقي شده است و همزمان توهم هاي شنوايي داشته و اعتقاد داشته كه روح شيطاني در وجود فرزندش وارد شده است. احتمال وجود كدام علامت در وي بيشتر است

الف: لكوپني                                      ب: كاهش cpk

ج: كاهش سطح اسيد اوريك در ادرار       د: افزايش سطح ميوگلوبولين در ادرار

 6- مردي  23 با شكايت از عدم رضايت از هويت جنسي خود  مراجعه كرده است. وي سابقه اين عدم رضايت را از 3 سال پيش ذكر مي كند.در بررسي بيشتر متوجه اسكار هاي خود زني در ساعد وي مي شويد. خانواده وي از دوره هاي بارز پرخاشگري در وي شكايت دارند. وي روابط آشوب ناكي با ديگران دارد. در بررسي بيشتر،  سابقه اين عدم رضايت را در دوران نوجواني وي پيدا نمي كنيد. چه تشخيصي براي وي مطرح است.

الف: سوء مصرف مواد محرك ب: اختلال شخصيت مرزي   ج: اختلال هويت جنسي    د: پارافيليا

 7-يك زن 61 ساله که تحت درمان با آمی تريپتيلين برای افسردگی است به همراه خانواده اش نزد روانپزشک  آورده می شود. وی در حالت کنفوزيون، ديس اورينته و توهم قرار دارد و پوست وی گرم و خشک است. خانواده ذکر می کنند که وی دارو هايش را بيشتر استفاده کرده است. دليل آن چه بوده است.

الف-   Serotonin syndrome                            

ب- Anticholinergic delirium

ج-Neuroleptic malignant syndrome      

د . Hypertensive crisis

8-يك زن 38 ساله كه بمدت 2 سال است تحت درمان با ليتيم است و كنترل شده است اخيرا از 2 هفته قبل دچار  غمگيني،احساس بارز خستگی،فقدان تمركز ،فقدان اشتها،اقكار خودكشي شده است. چنانچه سطح سرمي ليتيم در محدوده نرمال باشد. اولين اقدام تشخيصي در وي چه است.

الف- تست مورفين       ب- عملكرد تیروئید              ج- عملكرد کلیه         د-عملكرد كبد

 9-در بيمار فوق اولين اقدام درماني كدام است

الف- قطع ليتيم و شروع يك تنظيم كننده خلق

ب- اضافه كردن بنزوديازپين به ليتيم

ج- تنظیم سطح سرمی لیتیم واضافه كردن کوتیاپین

 د-قطع ليتيم و شروع آنتي سايكوتيك

 

10-ریسک سویچ با دارو های ضد افسردگی در کدامیک بیشتر است

الف- دوقطبی دو با  تند چرخش

ب- دو قطبی دو بدون تند چرخش

ج- دو قطبی یک با تند چرخش  

د- دو قطبی یک بدون تند چرخش

معرفی کتاب:عشق هرگز کافی نیست: شیوه های نو برای حل مشکلات زناشویی و خانوادگی بر اساس شناخت درمانی

نوشته :  آرون بک
ترجمه:  مهدی قراچه داغی

عنوان اصلی:

Love is never enough: how couples can overcome misunderstandings, resolve conflicts

در این کتاب به زبان ساده ؛ مهارتهایی را به زوجین آموزش می دهد که از طریق آنها هم تنش ها درگیری های قبلی بین خودشان  را حل کنند و هم از رابطه ایجاد شده جدید لذت ببرند و در نهایت نیز به رشد عشق و آرامش در زندگی زناشویی برسند.

این کتاب علاوه بر مفید بودن برای خانواده ها ، می تواند برای پسران و دخترانی که در آستانه ازدواج قرار دارند مفید باشد. در واقع نوعی آموزش و پیشگیری نسبت به مسائلی است که در زندگی زناشویی ناچارا پیش خواهد آمد.

فهرست مطالب: پیش گفتار : (دکتر عیسی جلالی)

مقدمه
1 -  قدرت تفکر منفی
2 -  روشنایی و تاریکی
3 -  دیدگاه های مختلف
4 -  شکستن قاعده ها
5 -  ایستایی در مناسبات زناشویی
6 -  فروپاشی زندگی زناشویی
7 -  افکار خاموش: چشم طوفان
8 -  ترفندهای ذهن
9 -  نبرد سهمگین
10 -  زندگی زناشویی سعادتمندانه
11 -  تقویت بنیادها
12 -  سازگار کردن روابط زناشویی
13 -  خطاهای شناختی خود را اصلاح کنید
14 -  هنر گفتگو
15 -  هنر سازگاری
16 -  جلسات حل اختلاف
17 -  تخفیف خشم
18 -  مسایل ویژه

معرفی فیلم - The Sixth Sense 1999

The Sixth Sense -1999 یا حس ششم:فیلمی بسیار زیبا با بازی جالب بروس ویلیس

آن چه باعث شگفت انگیز بودن تماشای این فیلم می شود، نه فقط ارائه ی بازیهای عالی، هیجانی بودن آن و یا حتی موضوع فیلم است، بلکه دیدگاه شیامالان و نحوه ی بیان فیلم می باشد که مخاطب را به خود جذب می نماید، و در نتیجه او را به تماشای نمایشی غنی از احساسات : هراس، غم، شادی،پریشانی و رضایت می نشاند. در ساخته ی سوم خود شیامالان 28 ساله،تسلط و هنر خود را در به هم بافتن موضوعات پیچیده ی روانشناسی ، دینی و ماوراءالطبیعی به یکدیگر به صورت یک داستان قوی و مافوق انتظار نشان می دهد. حس ششم با اینکه در ظاهر در ژانر فیلم های ترسناک قرار می گیرد، ولی حقیقتا داستانی درباره روابط انسانی در یک پیش زمینه ی ماوراء الطبیعی است؛ به طوری که حتی مردگان تا اواسط فیلم به مخاطبین نشان داده نمی شوند و هنگامی که آنها در لحظاتی کوتاه ولی تاثیر گذار دیده می شوند- جایی که مخاطب وحشت زده در انتظار صحنه هایی پر از خشونت می نشیند- فیلم نگاه خود را تغییر داده و تماشاگر کول را می بیند که با یافتن تسلط بر خود، بدون ترس با ارواحی که به صورت ناعادلانه و خشونت بار مرده اند ارتباط برقرار می کند و به صحبت می نشیند. در واقع هنگامی که کول خود و توانایی های خود را می شناسد، نگاه خود را تغییر داده و به درک بهتر از افراد پیرامون خود (ملکم، مادرو ارواح)می رسد، و در اینجاست که به آرامش و امنیت دست می یابد.
فيلم "حس ششم" در تلاش است به نوعي توجه ببيننده را به اين نکته جلب کند که چطور مي توان با ترس هايي که در زندگي با آنها درگير هستيم، روبرو شويم. کارگردان فيلم، نايت شيامالان، مي گويد: «"حس ششم" بر مبناي ترس انسان هاي واقعي، بچه هاي واقعي و بزرگسالان واقعي ساخته شده است. ترس از دست دادن، ترس از ناشناخته ها، ترس از داشتن توانايي و قدرتي که کمک مي کند با آنچه که در پشت پرده قرار دارد، روبرو شد و در آخر ترس از ندانستن احساسات دروني مان و واقعيات.» واضح است که بيشترين تأکيد کارگردان بر روي ايجاد ارتباط است. مي بينيم که مالکوم تنها راه آزادي از ترسي که کول با آن دست به گريبان است را ايجاد ارتباط با ارواحي مي داند که مدام در سر راه پسربچه قرار مي گيرند.
این فیلم همچنین به بحث مهم گشودگی یا openness در روابط انسانی می پردازد. کول از آنجایی که درباره ی مشکل خود با کسی سخن نمی گوید در تنهایی و انزوای روحی و روانی به سر می برد. او نه در خانه ، نه در اجتماع و نه در مدرسه نمی تواند با کسی ارتباط موثر بر قرار نماید. او از داشتن لقب "عجیب غریب" سخت ناراحت است و از اینکه کسی درباره ی او اینچنین فکر کند می هراسد. در فیلم کول از مادرش می پرسد :"درباره من چه فکری می کنی مامان؟
آیا فکر بدی می کنی؟" و مادرش با حالتی غمگین ولی اطمینان بخش به او میگوید:"به صورت من نگاه کن, من هیچ فکر بدی درباره ی تو نمی کنم." ولی دکترملکوم با مهارتی خاص کول را از انزوا در آورده و به خود گشودگی می رساند. هنگامی که کول مشکل خود را به ملکم می گوید ارتباطی موثر میان آنها برقرار می گردد وملکم با هم فکری و هم دلی با کول دیدگاهش را نسبت به مشکل خود تغییر میدهد و با اینکه اصل مشکل او یعنی دیدن مردگان هرگز بر طرف نمی شود ولی به یک راه حل موثر جهت کنار آمدن با آن می رسد.

موضوعی برای بحث 23

یک مرد 45 ساله را پس از آنکه در رستورانی که از 3 هفته قبل در آن کار می کرده است و درگیر نزاع شده است را به  اورژانس آورده اند. وی اسم خود را "ر  ن "ذکر کرده است ،در حالی که هیچ مدرک شناسایی دال بر آن ندارد.او همچنین ذکر می کند که هیچ اطلاعی از محل زندگی و کار قبلی خویش(قبل از 3 هفته) ندارد و در عین حال هیچ نگرانی در این خصوص ندارد. وی علت نزاع را تلاش یکی از مشتری ها برای دزدی از رستوران ذکر می کند.در معاینه وضعیت روانی بیمار هوشیار و آگاه است و جهت یابی به زمان ،مکان و شخص نرمال است. نتایج معاینه سایر جنبه های روانی نیز نرمال است.در معاینه بالینی 3 خراشیدگی در ساعد راست بود که نیاز به بخیه داشت. هیچ شواهدی دال بر ضربه مغزی و سایر مشکلات وجود نداشت. وقتی پلیس به بررسی هویت وی پرداخت متوجه شد که مشخصات او با یک فرد گم شده مطابقت دارد که در شهری در فاصله 75 کیلومتری آنجا در حدود یک ماه قبل گم شده است. وقتی اختیار همسرش  را با وی مواجه کردند،در حالی که وی همسرش را غریبه می خواند ولی همسرش ذکر کرد که این همان شوهرش است که از حدود یک ماه قبل  از گم شدنش تحت فشار کاری زیادی بوده و روز قبل از آن دعوی سختی با رئیسش کرده و وقتی به منزل آمده شوهرش با او دعوی دیگری کرده است و خود را بازنده خوانده است و فردای آن روز غیب شده است. وی هیچ سابقه مشکل روانپزشکی نداشته است و سابقه مصرف مواد و الکل و سابقه طبی خاصی نداشته است.

بهترین تشخیص برای وی چیست؟

سیر و پیش آگهی وی را چگونه ارزیابی می کنید؟

 Summary: A 45-year-old man is brought to the emergency department after a
fight in the bar where he is employed. Other than a laceration on his forearm,
there are no physical abnormalities. The results of his mental status examination
are normal. The patient has been working at the bar for the past 3 weeks
but has no memory of his life prior to that. When his wife is located, the
patient does not recognize her. The wife reports that the patient has been
missing for 1 month, his disappearance apparently precipitated by increasing
problems at work and fights with his boss and his wife. The patient has no
history of psychiatric problems, drug or alcohol use, or medical problems.
➤ Most likely diagnosis: Dissociative fugue.
➤ Course and prognosis: Dissociative fugue is usually brief in duration, lasting
hours to days. Occasionally it lasts for months, and the patient can travel
thousands of miles from home. Generally, there is a rapid, spontaneous
recovery, and a recurrence after recovery is rare.

عشق و انواع آن

  در مطالعه ای که درباره «نگرش به ازدواج» به عمل آمده است، مردم عشق را پدیده ای مرموز، اسرارآمیز، عرفانی و بادوام توصیف کرده اند.

در طول تاریخ، شاعران، نویسندگان، هنرمندان، فیلسوفان و دانشمندان تلاش کرده اند که مفهوم واقعی عشق را دریابند. البته روان شناسان هم به نوبه خود نظریه هایی برای تشریح طبیعت عشق ارائه نموده اند، اما باید توجه داشت که هر فرد، تفسیر و تعبیر خاص خودش را در این زمینه دارد.

در این مقاله با چهار نظریه معروف که برای توضیح و توصیف دوست داشتن، عشق و دلبستگی عاطفی ارائه شده آشنا می شویم.

1- دوست داشتن در مقابل عشق (نظریه رابین)

LIKING VS. LOVING- Zick Rubin

زیک رابین، روان شناس، عشق را متشکل از سه عنصر می داند:

دلبستگی- نیاز به مراقبت شدن و بودن با فردی دیگر،تماس فیزیکی و پذیرش از سوی فرد مقابل
محبت- ارزش گذاری نیازها و خوشی های دیگران به قدر نیازها و خوشی های خود.
تعلق- به اشتراک گذاشتن افکار، احساسات و تمایلات خصوصی خود با فردی دیگر.

رابین در کنار مطرح ساختن دیدگاه فوق، دو پرسشنامه نیز برای اندازه گیری این متغیرها به وجود آورده است. او درابتدا در حدود 80 پرسش برای به دست آوردن نگرشی که یک فرد درباره عشق دارد طراحی کرد. این پرسش ها بر حسب این که منعکس کننده احساس دوست داشتن یا احساس عشق بودند، مرتب شده بودند. این دو مجموعه پرسش بین 198 دانشجوی دوره کارشناسی توزیع شد و تحلیل های آماری بر روی پاسخ ها به عمل آمد.

نتیجه به دست آمده به رابین اجازه داد تا 13 پرسش برای «دوست داشتن» و 13 پرسش برای «عشق» را که معیارهای قابل اطمینانی برای این دو متغیر بودند، تعیین کند.

نمونه های زیر، مشابه برخی از پرسش هایی است که در «مقیاس دوست داشتن و عشق» رابین وجود دارد:

اندازه گیری «دوست داشتن»

1- من احساس می کنم که ........... آدم محکم و استواری است.
2- من به نظرات و عقاید ........... اطمینان دارم.

اندازه گیری «عشق»

1- در من یک حس قوی انحصارگری نسبت به ........... وجود دارد.
2- خیلی دوست دارم که ........... با من محرمانه صحبت کند.
3- من برای ........... تقریباً هر کاری خواهم کرد.

مقیاس هایی که رابین برای اندازه گیری دوست داشتن و عشق ارائه کرد، مؤید نظریه او درباره عشق بودند. رابین در مطالعه دیگری برای تعیین این که آیا این مقیاس ها واقعاً دوست داشتن را از عشق متمایز می سازد یا نه، به این نتیجه رسید که دوستان خوب، امتیاز بالایی در مقیاس «دوست داشتن» به دست می آورند اما فقط افراد خاصی می توانند در مقیاس «عشق»، امتیاز بالا کسب کنند.

برای دریافت فایل کامل مقاله زیک رابین و سئوالات پرسشنامه عشق اینجا راکلیک کنید

عشق یک مفهوم عینی نیست و بدین خاطر اندازه گیری آن دشوار است. «مقیاس دوست داشتن و عشق» رابین، روشی را برای اندازه گیری احساس پیچیده عشق پیشنهاد می کند. هری هارلو در 1958 ذکذ کرده است که روانشناسان در ماموریت خود برای تبیین و توضیح عشق و محبت شکست خورده اند.


2-
عشق دلسوزانه در مقابل عشق شهوانی (نظریه هاتفیلد)

COMPASSIONATE VS. PASSIONATE LOVE-Elaine Hatfield

به عقیده الین هاتفیلد، روان شناس، عشق دو نوع اصلی بیشتر ندارد: عشق دلسوزانه و عشق شهوانی. عشق دلسوزانه، مشخصه اش احترام متقابل، دلبستگی، عاطفه و اعتماد است. عشق دلسوزانه معمولاً در فضایی از احساس درک متقابل و احترام مشترک برای یکدیگر، رشد می یابد.

مشخصه عشق شهوانی، هیجان شدید، جاذبه جنسی، اضطراب و عاطفه است. هنگامی که به این هیجانات شدید از سوی مقابل نیز پاسخ داده شود، فرد احساس خوشحالی و ارضاء می کند. اما عشق یک سویه به احساس یأس و نومیدی و افسردگی می انجامد. به عقیده هاتفیلد، عشق شهوانی، عشقی گذرا است و معمولاً بین 6 تا 30 ماه بیشتر دوام نمی آورد.

به گفته هاتفیلد، عشق شهوانی هنگامی که انتظارات فرهنگی مشوق عاشق شدن باشد، یا هنگامی که فردی با ایده های پیش پنداشته شما در مورد معشوق ایده آل مطابقت داشته باشد و یا هنگامی که حضور فرد دیگری باعث افزایش تحریک فیزیولوژیکی شما گردد، برانگیخته می شود.

عشق شهوانی ایده آل، سپس به عشق دلسوزانه که بسیار بادوام تر است منجر می گردد. با وجودی که اغلب مردم در جستجوی رابطه ای هستند که امنیت و پایداری عشق دلسوزانه و شدت و حدت عشق شهوانی را یکجا در خود داشته باشد، اما به عقیده هاتفیلد چنین رابطه ای بسیار نادر است.

 برای دریافت مقاله الین هاتفیلد در این خصوص اینجا را کلیک کنید
3- مدل
رنگ های اصلی (نظریه جان لی)

The Color Wheel Model of Love-John Lee

جان لی در کتاب خود به نام «رنگ های عشق» که در سال 1973 منتشر شد، انواع عشق را با رنگ های اصلی مقایسه کرده است. درست همان گونه که سه رنگ اصلی وجود دارد، جان لی سه سبک اصلی هم برای عشق قائل شده است. این سه سبک عبارتند از:

1) عشق به یک فرد ایده آل Eros
2) عشق به عنوان یک بازی
Ludos
3) عشق به عنوان دوستی
Storge

جان لی در ادامه تشبیه خود می گوید که همان گونه که سه رنگ اصلی با یکدیگر ترکیب شده و رنگ های مکمل را به وجود می آورند، این سه سبک اصلی عشق نیز می توانند با یکدیگر ترکیب شده و 9 سبک متفاوت و ثانویه عشق را به وجود آورند. برای مثال، ترکیبی از سبک های اول و دوم به عشق شیدایی Mania یا عشق وسواسی obsessive love می انجامد.

6 سبک عشق از دید جان لی

سه سبک اولیه

1- عشق به یک فرد ایده آل :تجربه هیجانی شدید که شبیه عشق شهوانی است،بصورت جذابیت سریع و عمیق به فرد مورد علاقه است،عشق با یک محرک فیزیکال خاص مثل تیپ بدنی و ویژگی در ظاهر شروع شده و بسرعت عمیق می شود(عشق در یک نگاه) و توام با اشتغال ذهنی با افکار خوشایند در مورد معشوق می شود و تمایل به  ملاقات و تماس فیزیکی فزاینده با وی دارد. جزء شهوانی در این رابطه از اهمیت برخوردار بوده و پر رنگ است و خیلی زود روی می دهد و معشوق متمایل است که از این طریق عشق خود را به عاشق نشان دهد.
2- عشق به عنوان یک بازی : در این الگو فرد ارتباطات همزمان با افراد مختلف و با تیپ های فیزیکی متفاوت را دارد. برای فرد عمیق شدن . وابستگی نه تنها جالب نیست که از آن پرهیز می کند،دروغ گویی و تحت تسلط داشتن فرد مورد علاقه در این الگو یک اصل است
3- عشق به عنوان دوستی:عشق فاقد هیجان و بیشتر شبیه یه دوست قدیمی،در سکس خجالتی و عمدتا بر پایه اعتماد ،احترام و تعهد به بیانی عشق بی تب و تاب

حال تصور کنید یک فرد که نیازش eros است با یا فرد با نیاز storage ازدواج کند!!!

سه سبک ثانویه

1- عشق شیدایی- وسواسی mania & obsessive love (ترکیب 1 و 2 اصلی)
2- عشق واقع گرایانه و عملی
Pragma (ترکیب 2 و 3 اصلی)  
3- عشق فداکارانه 
Agape (ترکیب 1 و 3 اصلی)

برای دریافت اطلاعات بیشتر در خصوص این موضوع اینجا رکلیک کنید
4- نظریه
مثلثی عشق (نظریه اشترنبرگ)

رابرت اشترنبرگ، روان شناس، نظریه مثلثی عشق را ارائه کرده است. او سه مؤلفه را برای عشق در نظر گرفته است: صمیمیت (رابطه نزدیک)، میل جنسی و تعهد. ترکیبات مختلف از این سه مؤلفه به انواع مختلفی از عشق می انجامد. برای مثال، ترکیب صمیمیت (رابطه نزدیک) و تعهد به عشق دلسوزانه و ترکیب میل جنسی و رابطه نزدیک به عشق شهوانی می انجامد.

به گفته اشترنبرگ، رابطه ای که بر مبنای دو یا بیشتر از این عناصر بنا شده باشد، بادوام تر از عشقی است که تنها بر اساس یکی از این مؤلفه ها باشد. اشترنبرگ از واژه «عشق کامل» برای توصیف عشقی که از ترکیب هر سه مؤلفه، یعنی رابطه نزدیک، میل جنسی و تعهد به وجود آمده باشد،استفاده کرده است. به عقیده اشترنبرگ، هر چند این نوع عشق، قویترین و بادوام ترین نوع عشق است ولی بسیار نادر می باشد
.
برای دریافت اطلاعات بیشتر در این خصوص اینجا راکلیک کنید

برای دریافت آزمون سنجش اجزاء عشق اشتن برگ اینجا راکلیک کنید

به هر حال عشق با شکل معمول آن را  مي‌توان چنين تعريف کرد: عشق يک احساس شديد عاطفي ا‌ست که به‌ صورت پنهان و آشکار نسبت به فرد ديگري که معمولاً جنس مکمل (جنس مخالف) است، ابراز مي‌شود. «با توجه به اينکه زن و مرد مکمل هم بوده و همديگر را تکميل مي‌کنند، به‌جاي ذکر جنس مخالف، بهتر است بگوييم جنس مکمل» عشق يک وضعيت کاملاً پيچيده و چندبعدي است. مبادله مهر و محبت، يک نياز انساني ا‌ست. براي اينکه دوست‌مان بدارند، بايد ديگران را دوست بداريم. عشق به جنس مکمل، پديده شگفت‌انگيز و بسيار ارزشمندي است که زندگي افراد را سرشار از نشاط و شادماني مي‌کند... البته باید دانست که عشق مفاهیم بسیار عمیق تری را هم شامل می شود که در ادامه هواهد آمد


عشق رومانتيک: در عشق‌هاي رومانتيک، صميميت و جذابيت بين زن و مرد وجود دارد ولي طرفين نسبت به هم تعهدي ندارند. 

عشق افلاطوني: در چنين عشق‌هايي صميميت و تعهد وجود دارد ولي از جذابيت و ميل جنسي، کمتر خبري‌ است. 

عشق ظاهري: در عشق‌هاي ظاهري بين زن و شوهر پختگي لازم براي ايجاد روابط مؤثر بين طرفين وجود ندارد. طرفين ممکن است تظاهر به عشق و دلدادگي ‌کنند، در حالي‌که از صميميت عميق و تعهد واقعي خبري نيست. 

عشق پوچ: در عشق‌هاي پوچ از صميميت و جذابيت واقعي خبري نيست و هر دو زوج يا يکي از آنان، به‌شدت نسبت به ديگري احساس مالکيت کرده و سعي مي‌کند همسرش را تحت نفوذ خود قراردهد و با کنترل‌گري، با اعمال زور و فشار، تعصب‌ورزي، سلب آزادي و اختيار همسر، عملاً اعتمادبه‌نفس او را به حداقل مي‌رساند. کسي‌که اين نوع تفکر را دارد، فرد سالمي نبوده و بيمار به‌حساب مي‌آيد. 

عشق يک‌طرفه: همان‌طوري‌که از اسمش معلوم است، يکي از طرفين از مهر و محبت ديگري يا خبر ندارد يا پذيراي عشق او نيست. اين‌چنين عشق‌هايي به هيچ‌جا نمي‌رسد چراکه عاشق به‌صورت مجازي، معشوق را مخاطب ذهني خود قرارمي‌دهد، با او حرف مي‌زند، به‌جاي او فکر کرده و تصميم‌گيري مي‌کند. اين نوع عشق‌ها محکوم به شکست هستند. 

عشق دروغين: در اين نوع عشق از تعهد و صميميت واقعي خبري نيست. يکي از طرفين به‌خاطر زيبايي، پول، شهرت يا موقعيت اجتماعي طرف ديگر، جذب او شده و به عشق و دلدادگي تظاهر مي‌کند. اين نوع عشق‌ها عاقبت به‌خير نمي‌شوند. 

عشق لحظه‌اي: جذابيت و هيجان در اين عشق‌ها نقش اصلي را به‌عهده دارد و از دو عامل ديگر، اثري واقعي وجود ندارد. اين نوع عشق‌ها کوتاه‌مدت و کم‌دوام بوده و بي‌حاصل هستند. 

عشق ابلهانه: به‌طوري‌که از اسمش برمي‌آيد، هيچ تناسبي بين ويژگي‌هاي طرفين وجود ندارد. درست مثل اينکه چوپاني عاشق دختر پادشاه شود! ممکن است جذابيت ظاهري يا معروفيت و قدرت، اساس اين نوع عشق‌ها را تشکيل ‌دهد. 

شيفتگي يا عشق کاذب: بسياري از افراد، شيفتگي را با عشق واقعي اشتباه مي‌گيرند. در اين نوع رابطه، يکي از طرفين تمام زيبايي‌ها، خوبي‌ها و نيکي‌ها را در فرد مورد علاقه خود مي‌بيند و عيب و نقص و حتي ناهنجاري‌هاي ديگري را يا نمي‌بيند و يا به آنها اهميت نمي‌دهد. در عشق‌هاي کاذب، يکي يا هر دو طرف نسبت به هم وابستگي شديد پيدا مي‌کنند. اين نوع رابطه دوام زيادي نخواهد داشت. 

عشق واقعي: در عشق‌هاي واقعي سه‌عامل «صميميت»، «جذابيت و هيجان» و «تعهد» بر روابط زوج‌ها حاکم است. عشق واقعي سرشار از شور، نشاط و رضايت است. عشق واقعي از درون مي‌جوشد. از علايم عشق واقعي، قبول مسووليت، خواهان رشد و تعالي، احترام به استقلال، آزادي، رفاه و شادي، به نيازهاي هم توجه‌کردن، در سختي‌ها و نااميدي‌ها در کنار هم بودن و باقي‌ماندن، ابراز صميميت، وفاداري و حمايت بدون قيد و شرط و از حضور هم لذت بردن و از غيبت او احساس بدي نداشتن، هم‌بستگي، نه وابستگي و... از علايم ديگر عشق واقعي به‌شمار مي‌رود

ادامه نوشته

نگاهی خلاصه به سه نظریه تحلیل و تعبیر رویا در تئوری فروید – یونگ – جیمز هیلمن

مطالب پیش رو به قلم سرکار خانم نسرین بیرق دار، ساکن کالیفرنیا در تاریخ  آوریل 2012  در وبلاگ http://carljung.blogfa.com/cat-16.aspx  آمده است

بخش اول – زیگموند فروید و تئوری تعبیر رویاء


ساختار رویا

"مردم عادی بر این گمان اند که دیدن ِرویا ، خواب را مختل میسازد، بقدر کافی عجیب است که بگویم ما به نظرگاهی مخالف روی آورده ایم و رویا ها را نگاهبانان خواب بشمار می آوریم. " 
زیگموند فروید- 1898


فروید سر آغاز و منشاء تئوری خواب برروی روان انسانی، و پیشقدمی در امر تحقیقات علمی درباره خواب و رویا ها را در نخستین کتاب خود، " تعبیر رویاها" در سال 1899 منتشر کرد هرچند تحقیقات او در این زمینه تا پایان عمر او ادامه یافت. رویکرد فروید در این زمینه ، رویکرد علمی ، از راه مطالعات بر روی "نوروآناتومی" و تحقیقات وی در دانشگاه وین اطریش، ومقصود و هدف از این تحقیقات ، فهم علل و معنی رویا ها بود .

فروید طبیعت بدوی افکار را در زمانی که علوم طبیعی آغاز به شکفتن کرده بودند و اسطوره شناسی تبدیل به روانشناسی گشته بود ، مورد بررسی قرار داد. برای فروید، رویا راه رسیدن به ناخودآگاه بود. . در نظر فروید رویاها اصول کلیدی برای فهم ذهن ناآگاه بودند و او رویا را یک فرایندی میدانست که فرد را به پسگرائی به مراحل توسعه بدوی می کشاند . فروید همچنین تاکید بر این که تاریخجه شخصی زندگی بیننده رویا به آنالیست این فرصت را میدهد که "زیر آگاهی" بیمار و آرزو ها ی نهفته او را که بشکل نمادین در خواب آشکار میشوند را تمییز و تشخیص بدهد .

ادامه نوشته

روان درمانی در اختلالات روانپزشکی:اختلال هراس

تحقیقات کنترل شده بالینی چندی طی دو دهه اخیر نشان داده است که اختلال هراس می‌تواند در کمتر از 8 الی 12 جلسه درمان شناختی-رفتاری بطور موثری درمان شود.چندین نسخه ویژه از درمان شناختی-رفتاری برای اختلال هراس شناخته شده است و این در حالی است که بهترین درمان اشاره به درمان کنترل هراس (TCP) دارد.درمان کنتترل هراس اصول رویایی موقعیتی و رو یا رویی سیستماتیک با احساسات درونی که بوسیله هراس ایجاد می‌شوند(شرطی سازی درون نگر)را با آموزش روانی در باره فیزیولوژی هراس و تکنیکهایی که برای تغییر سوء تفاهمات شناختی هراس طراحی شده است، ترکیب می‌کند.در این مقاله، نویسنده به سوالات زیر پاسخ دهد:

1-ماهیت اختلال هراس چیست؟

2-عوامل موثر در پدید آیی این اختلال کدامند؟

3-تحول این اختلال بر اساس دید گاه شناختی-رفتاری چگونه است؟

4-درمان کنترل هراس چیست؟

5-مولفه‌های اصلی درمان اختلال هراس کدامند؟

برای دریافت فایل مقاله اینجا راکلیک کنید

روانشناسی تحلیلی و رویا،قسمت اول

کارکرد خواب: مطلب پیش رو از http://ravanshenasionline.persianblog.ir/post/150/ برداشت شده است

شدت و ضعف تداعی‌هایی از این دست بسته به اهمیت نسبت درک در چهارچوب شخصیت کلی، یا بسته به طبیعت انگاره‌های دیگر و حتی عقده‌هایی که در ناخودآگاه ما جمع شده‌اند ممکن است به تغییر شخصیت «عادی» مفهوم بینجامد و شاید حتی در خلال وارد شدن به زیر آستانه خودآگاه تبدیل به چیزی کاملاً متفاوت شوند.

اگرچه جنبه‌های نیمه خودآگاه آنچه بر سر ما می‌آید ظاهراً نقش ناچیزی در زندگی روزمره‌مان ایفا می‌کند، اما در تجزیه و تحلیل خواب، چون روانشناس با تصورات ناخودآگاه سروکار دارد، نقش مهم دارند، چرا که در واقع ریشه‌های تقریباً نادیدنی اندیشه‌های خودآگاه ما هستند.

ادامه نوشته

معرفی کتاب:خواب و تحلیل رویا از دیدگاه یونگ

   

مساله خواب و رویا از جمله جالب ترین و جذاب ترین پدیده هایی است که ذهن بسیاری از دانشمندان، فلاسفه و بخصوص روان شناسان را به خود مشغول کرده است. در این میان روان شناس سوئیسی کارل گوستاو یونگ (carl Gutav Jung) بخش قابل توجهی از مطالعات خود را به پژوهش پیرامون خواب و تحلیل رویا اختصاص داده است. در میان کتب به نگارش درآمده پیرامون یونگ و اندیشه های وی، کتاب«خواب و تحلیل رویا از دیدگاه یونگ» به دنبال معرفی آرا و نظرات یونگ پیرامون خواب و رویا ست.


نویسنده کتاب تلاش نموده است با جمع آوری دیدگاه مرتبط با موضوع در آثار یونگ در قالب یک پژوهش بنیادی ـ کاربردی به بررسی اهمیت جایگاه خواب و رویا در نظام روان شناسی یونگ بپردازد. به نظر نویسنده کتاب، دیدگاه یونگ نسبت به پدیده خواب و رویا یک دیدگاه نظام دار و سازمان یافته است. یونگ برای اثبات جایگاه رویا در زندگی آدمی ابتدا به اثبات ناخودآگاه می پردازد و معتقد است بدون درک و تایید ناخودآگاه نمی توان به اهمیت خواب و رویا پی برد. در واقع از نگاه یونگ، رویا فرزند خلف ناخودآگاه به شمار می آید.

    از دیدگاه یونگ رویا بازیچه ای کودکانه نیست که به منظور ارضای یک خواسته و آن هم خواسته ای کودکانه باشد بلکه یک شبکه روانی است که از کل روح عرضه می شود. نکته قابل تامل در اندیشه یونگ بررسی خاستگاه رویا ست. به اعتقاد وی برخی از رویاها از حالت فردی فراتر رفته و خاستگاه آنها را باید در تاریخ بشریت جستجو کرد. از سوی دیگر یونگ به نقش اصلاحگری رویاها در زندگی افراد اشاره کرده و معتقد است ما باید بیش از پیش به رویاهای خود اهمیت بدهیم زیرا رویاها را می توان به عنوان توصیفی خلاق و طبیعی از ناخودآگاه در نظر گرفت. بدون شک چنین دیدگاهی مغایر با اندیشه فروید است که رویا را به عنوان یک فعالیت آشفته ذهنی تعریف می کند.

    کتاب خواب و تحلیل رویا از دیدگاه یونگ، مشتمل بر 8 فصل است که از آن جمله می توان به مروری بر نظریه و روش شناسی یونگ، پیشینه خواب و رویا از دیدگاه یونگ، رویا و نمادگرایی و تحلیل رویا اشاره کرد. نویسنده کتاب، هدف از نگارش کتاب را چنین بیان می کند:

    «این کتاب با همه ایرادهایی که در بردارد تنها حسنی که می تواند داشته باشد شاید شروع خوبی باشد جهت معرفی و شناساندن نظرات یونگ در مورد رویا و تحلیل آن، چرا که در زمینه تفسیر و تحلیل خواب، آنچه و آن که همواره معروف و مشهور بوده است فروید است که روانکاوان دیگر را در سایه خود نگاه داشته است.»
    کتاب،خواب و تحلیل رویا از دیدگاه یونگ، تالیف رحیم رابط توسط انتشارات دانش در بهار 89 منتشر شده است.

روش تحقیق در علوم پزشکی 4 (بررسی متون)

اهمیت این بخش تا حدی است که خیلی از پژوهشگرها آن را مقدم به بیان مسئله و حتی انتخاب موضوع طرح می دانند.محقق اینجا نشان میدهد که درزمینه ی مورد نظر از پیشرفت ها و مطالعات خبر دارد،لازم نیست همه ی مطالعه های انجام شده به تفصیل پشت هم ردیف شوند. فقط کافی است روش تحقیق چند تا پژوهش شبیه به موضوع مورد نظر مطرح و مهمترین نتایج بازنگری شوند.اهمیت بررسی متون این است که کمک به فهم بیشتر موضوع تحقیق کرده، به ما دراطلاع از کارهای قبلی و در نتیجه الگو گرفتن برای کار تحقیقاتی خودمان کمک می کند،همچنین  به جلوگیری از دوباره کاری و حتی کمک به نوشتن پایان نامه و مقاله است.بررسی متون باید وسیع و همه جانبه باشد،از پایگاه های معتبر برای بدست آوردن اطلاعات استفاده کنیم،نظر خودمان را نباید داخل کنیم و مراقب Bias باشیم.

ادامه نوشته

سوالات امتحان روانپزشکی تئوری دانشجویان پزشکی دی ماه 91

1-      یک دانشجوی خانم 19 ساله  به همراه هم خانه اش به اورژانس آورده می شود. وی ذکر کرده بوده که صدا ها به او می گویند که استادش را بکشد. هم اطاقش که می کند که بیمار غالبا منزوی و عجیب و غریب است ولی در دو ماه گذشته وی اقدام به احتکار مواد غذایی زده و همچنین با خودش حرف می زده است همچنین بشدت بدبین شده است و اعتقاد داشته که سایر دانشجو ها قصد کشتن وی را داشته اند. این تغییرات از حدود 8 ماه قبل در وی دیده شده اما بوضوح در 2 ماه گذشته بارز شده است بطوری که عملکرد درسی وی مشحصا افت داشته است. وی سابقه مصرف مواد و الکل و نیز سابقه ای از اختلال طبی خاصی را نمی دهد، در بررسی وضعیت خلقی، خلق وی آپاتیک است. کدامیک از گزینه  های زیر در وی نادرست است.(ص177-178)

الف- کاهش امواج آلفا در مغزدر EEG وجود دارد

ب-در CTScan مغز اتساع بطن های سوم و جانبی

ج- بزرگی هیپوکامپ و آمیگدال در MRI

د- کاهش متابولیسم لوب های فرونتال در PET

2-      در بیمار فوق کدامیک از یافته های زیر نشان دهنده پیش آگهی خوب در وی است(ص181-182)

الف- سن جوان

ب- رفتارهای اجتنابی و انزواجویانه

ج-فقدان حمایت اجتماعی

د- سابقه  اختلالات خلقی در خانواده

3-      چنانچه بیمار یه خواهر دوقلو دو تخمکی داشته باشد احتمال ابتلای خواهرش به بیماری وی چقدر است(ص 171)

الف-45%

ب- 15%

ج-40%

د-5%

4-      یک مرد 19 ساله به همراه والدین وحشت زده اش به اورژانس آورده می شود.آنها نگران اسهال شدید و استفراغ فرزندشان هستند.در بدو ورود مردمک ها دیلاته،فشار خون 170/105 و عضلات در حالت انقباض هستند. والدین ذکر می کنند که علائم فرزندشان از 2 ساعت قبل شروع شده است.در چند روز قبل وی بدلیل پیچ خوردگی مچ پایش در خانه بستری بوده است و در طی این مدت بطور فزاینده ای دچار اضطراب و بی قراری بوده است.او مکررا خمیازه می کشد و دچار آبریزش بینی شده است. احتمال ترک کدامیک از مواد زیر برای وی محتمل تر است.(ص 147)

الف- هروئین

ب-الکل

ج-حشیش

د- بنزودیازپین ها

5-      كداميك از اختلالات روانپزشكي زير با احتمال خودكشي بيشتري همراه هستند(صفحه 388-390)

 الف- اختلال افسردگی اساسی با حملات پانيك و اضطراب

 ب- بيماران اسكيزوفرني با توهمات بارز

 ج- اختلال شخصيت مرزي

 د- اختلال پانيك با آگورافوبيا

6-یک مرد 50 ساله به وسیله آمبولانس به اورژانس آورده می شود. تنفس وی سطحی و نامنظم است،مردمک هایش تنگ شده است و در حالت استیوپور است.  قبل از اینکه به استیوپور برود  خانواده  بسختی متوجه تلکم وی می شدند.احتمال بیش مصرف با کدامیک ازمواد زیر محتمل تر است.(ص146-147)

الف- بنزودیازپین

ب-الکل

ج-تریاک

د- شیشه

 7-یک مرد 19 ساله بدلیل اینکه دچار حملات خواب در مکان های نامناسب،  علی رغم حواب کافی شبانه ، می شود به شما مراجعه کرده است.او در حین غذا خوردن و رانندگی هم دچار این حالت می شود. دوره های خواب 20 دقیقه طول می کشد و هنگامی که در ابتدای بیداری است توانایی حرکت را از دست می دهد.گزینه نادرست در مورد وی کدام است.

الف-كاهش قابل توجه هيپوكرتين در CSF وجود دارد(ص328)

ب- ارتباط با HLA-DR2 مطرح شده است

ج-همراهي با حركات دوره اي پا و آپنه مركزي در این اختلال مطرح شده است

د- درمان آن تجویز ملاتونین است

8-یک زن 22 ساله خوش لباس جذاب توسط پلیس بدلیل رفتار های نامناسب اجتماعی دستگیر شده است. دربررسی بیشتر پلیس متوجه می شود که او مرد است و خودش ذکر می کند که او از کودکی احساس می کرده است که زنی است که در جسم مردانه اسیر است. او هورمون های زنانه استفاده می کند و بدنبال جراحی برای برداشتن اعضاء جنسی مردانه اش  و ایجاد یک واژن است . بهترین تشخیص کدام است(ص296-302)

الف- هم جنس گرا Homosexuality

ب- مبدل پوش Transvestic fetishism

ج- اختلال هویت جنسی Gender identity disorder

د-اختلال هذیانی جسمانی

9- یک مرد 52 ساله با شکایت از مشکل در به خواب رفتن نزد شما می آید. او در به خواب رفتن مشکل دارد و ساعت ها قبل از به خواب رفتن را در رختخواب به خودش می پیچد. فردای آن روز وی احساس خستگی می کند و در انجام وظایف کاریش دچار مشکل می شود. وی فاقد علائم و نشانه های افسردگی اساسی است. بهترین توصیه بهداشتی که به وی می توانید بکنید کدام است.(ص 326)

الف- یک برنامه ورزشی افزایش یابنده درست قبل از خواب برای خودش طراحی کند

ب-در طی روز در صورت امکان چرت بزند

ج-هر روز در زمان مشخصی از خواب بیدار شود

د-قبل از خواب تلویزیون نگاه کند

10- یک مرد 35 ساله به اورژانس آورده می شود.نبض بیمار 100،فشار خون 170/95 و تعریق می کند.دچار ترمور است. دو شب قبل بدلیل بی خوابی و دیدن عنکبوت که روی دیوار راه  می رفتند. وی از 19 سالگی مصرف کننده الکل بوده و در 3 روز گذشته الکل را کنار گذاشته است. چه تشخیصی برای وی مطرح می شود.(ص 140)

الف- اختلال سایکوتیک ثانوی به مصرف الکل

ب- سندروم ورنیکه

ج- دلیریوم ترک الکل

د- واکنش ایدیو سنکراتیک مسمومیت با الکل