موضوعی برای بحث 32
نامزدش اخیرا زمان ازدواج را به تاخیر انداخته است،وی ذکر می کند گرچه او وی را دوست داشته و احترام می گذارد ولی اخیرا در مورد ازدواج دچار تردید شده است زیرا که بیمار یا ساکت است یا انتقاد گر و همچنین تمایلی به سکس ندارد.
بیمار خود را فردی بدبین که بسختی می تواند احساس شادی و خوشحالی کند عنوان می کند. و ذکر می کند نا جایی که یادش می آید احساس مکرر ناامیدی می کرده است.او زندگیش را سخت وبی ارزش تلقی می کند.مادرش فردی افسرده و آرام و گاه با نوسانات خلقی می باشد که بلافاصله پس از بدنیا آمدن خواهر کوچکش دچار افسردگی شدیدی شده که کار به بستری بیمارستانی و درمان با ECT کشیده است. پدرش که اکنون فوت کرده است نظامی بوده که شخصیت انتقاد گر و ایراد گیری داشته وی اساسا پدری سخت گیر بوده و سوء مصرف کننده الکل بوده است.او همیشه به پدرش احترام می گذاشته ولی نتوانسته به پدرش نزدیک شود.
وی در دوران مدرسه و دانشگاه عملکرد تحصیلی خوبی داشته است،ولی کلا زیاد با همکلاسی های دانشگاه نمی جوشیده است.در اواخر تحصیل یک بار مراجعه به روانپزشک بدنبال قطع شدن رابطه عاطفی اش با یکی از همکلاسی هایش داشته که با رواندرمانی و تجویز نورتریپتیلین هم بهبود خلق داشته و هم سردرد میگرنی اش کمتر شده است.او آن هنگام را بهترین دوران عمرش ذکر می کند که توانسته روابط بهتری با افراد برقرار کند،کار خوبی پیدا کرده و آن زمان را دوران طلایی زندگیش عنوان می کند.سه ماه پس از قطع دارو مجددا به حال بد قبلی اش برگشته و احساس بدبینی و ناامیدی اش بازگشته است.
وی گرچه همیشه غمگین بوده اما هرگز معیارهای کامل یک اپیزود افسدگی اساسی را نداشته،هرگز افکار جدی خودکشی نداشته و اقدامی هم انجام نداده است،سابقه ای از بی خوابی،کاهش وزن و تغییرات سایکونور نمی دهد.در یک دوره ای برای چندین ماه دچار اختلال در تمرکر و فقدان انرژی شده بود. دیگران او را فردی منفی تلقی می کنند و از اینکه دیگران به او ابراز علاقه کرده و احترام می گذارند متعجب می شود.زمان هایی که غمگین است میل جنسی اش بقدری افت می کند که توانایی ارکشن ندارد و این او را می ترساند.
او دوره هایی دارد که خودش را از دوستان و فعالیت های اجتماعی دور نگه می دارد وای همیشه به زحمت سر کارش حاضر بوده است.جمعه ها را بدلیل بی انرژی بودن شدید در رختخواب می گذراند،قبلا در زمان هایی میگساری شدید می کرده اما اکنون این گونه نیست.هیچ دوره ای از افزایش فعالیت و سرخوشی را به خاطر ندارد.او ذکر می کند برای پذیرش توسط دیگران و پرهیز از تعارض با آنها مدام باید دیگران را تائید کند زیرا در شرایطی که در آن خصومتی ببیند بشدت مضطرب می شود،او اصولا فردی کمال گراست.
تشخیص چند محوری وی را بنویسید
تشخیص های افتراقی چه هستند در مورد آنها بحث کنید؟(شواهدله و علیه)
درمان پیشنهادی چیست؟