موضوعی برای بحث 33
امشب مردی 42 ساله مجرد به من مراجعه کرده بود که شکایتش این بود که احساس آرامش ندارد و دوست دارد بمیرد. وی که بشدت نگران بود از نشتن روی صندلی مطب امتناع می کرد و ذکر می کرد از رنگ نارنجی بیزار است و چون رنگ صندلی نارنجی است می ترسد اگر روی آن صندلی بشیند من نتوانم او رادرمان کرد. وی همچنین ذکر می کرد در سالن انتظار لیوان آب را نصفه خورده و در آن زمان به رفتنش به آلمان فکر می کرده و نگران است از آلمان دیپورت شود.وی همچنین ذکر می کند هنگام رانندگی وقتی دنده دو می گذارد فکر می کند به زندان خواهد رفت و دچار احساس اضطراب شدیدی می شود و وقتی دنده یک می گذارد این احساس بهبود می یابد.
مادرش ذکرمی کند که گاه پسرش در اوج هجوم افکار با وی پرخاشگری می کند،وی بوضوح احساس غمگینی می کند،اعتماد به نفسش را از دست داده و تمایلات جنسی ندارد،بوضوح نا امید است و گاه به خودکشی فکر می کند.گاه پرحرف می شود و شخصیتا ولخرج است.
تشخیص شما برای وی چیست؟
چه درمانی را پیشنهاد می کنید؟
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 2:1 توسط دکتر حمید رضا ارشدی
|